دانلود پایان نامه

قانون اساسی مردان و زنان را به طور مشترک،‌یکسان مدنظر قرار داده و اصل بیستم هم بر همین موضوع تأکید نموده است. علاوه بر آن اصل 21 قانون اساسی توجه ویژه‌ای را به مسائل زنان معطوف نموده است براساس این اصل دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی‌تضمین نماید و امور زیر را انجام دهد.
1ـ ایجاد زمینه‌های مساعد برای رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی او
2 ـ حمایت مادران، بالخصوص در دوران بارداری و حضانت فرزند و حمایت از کودکان بی‌سرپرست
3ـ ایجاد دادگاه صالح برای حفظ کیان و بقای خانواده
4ـ ایجاد سهمیه خاص بیوگان و زنان سالخورده و بی سرپرست
5ـ اعطای قیومیت فرزندان به مادران شایسته درجهت غبطه آن‌ها در صورت نبودن ولی شرعی
این اصل حاکی از نگاه جانبدارانه قانون اساسی جمهوری اسلامی‌ایران نسبت به زن و حمایت خاص به حقوق زنان می‌باشد با نگاهی به اصل فوق مشاهده می‌گردد که 3 بند این اصل(2و3و5) با اشاره به نقش‌های مادری و همسری زن سعی داشته است با حمایت ویژه از زنان در کانون خانواده از امکان تضییع حق ایشان در خانواده جلوگیری به عمل آورده اما در بند دیگر از اصل فوق (1و4) اساساً زن را فارغ از جایگاه او در خانواده مد نظر قرار دادهو دولت را موظف نموده تا به حمایت ویژه از زنان فارغ از نقش همسری‌یا مادری بپردازد بنابراین اولاً اصول مختلف قانون اساسی زن و مرد را به طور‌یکسان مدنظر قرار می‌دهد ثانیاً قانون اساسی در‌یک اصل مهم به طور خاص توجه ویژه ای را نسبت به زنان، به لحاظ زن بودن، همسر بودن، مادر بودن معطوف نموده است.
حمایت‌های جزایی
قوانین جزایی اسلام رای زن ومرد به طور‌یکسان وضع شده امادر برخی از موارداز زن حمایت شده وکیفر سبک‌تری برای دجرم مشابه بامرد تعیین گشته که به این موضوع در فصل آینده می‌پردازیم.
نتیجه
زن در آغاز پیدایش اسلام، به کرامت انسانی خویش دست ‌یافت، موقعیت اجتماعی خویش را به دست آورد و از حقوق و آزادی‌های حقیقی برخوردار گشت. اسلام، همه‌ی ستم‌ها و برخورد‌های وحشیانه‌ای که در دور جاهلیت نسبت به زنان صورت می‌گرفت، از کشتن گرفته تا پایمال نمودن ضروری‌ترین حقوق فردی، نهی نمود و زنده به گرو مردن دختران را حرام گردانید.
{ وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ خَشْیَهَ إِمْلاقٍ….
از‌ترس تنگ دستی فرزندان خود را نکشید}.
در خصوص زنان، اسلام هیچ گاه مخالف آزادی آن‌ها نبوده است، بلکه شرافت و حیثیت وی را به وی باز داده است. زن مساوی مرد است، زن مانند مرد آزاد است که سرنوشت و فعالیت‌ها‌یخود را انتخاب کند. اسلام به زن حق حیات و آزادی بخشیده و آنان را از زیر‌یوغ اسارت نجات داده است.آزادی (به معنای حقیقی و واقعی آن) که اسلام به طبقه‌ی زنان اعطا کرده است، تا حال در هیچ دین و‌یا جمعیتی دیده نشده است.
روایات و توصیه‌هائی که درباره‌ی رعایت احترام زن و حقوق او ذکر شده هرگز درباره مردان به این‌اندازه نیست. پیامبر زنان را چون امانت‌های گرانمایه خدا در دست مردان ذکر کرده است. و حفظ و مراقبت این امانت را حتی در لحظه مرگ نیز از‌یاد نبرد. به گفته ابن عباس پیامبر در حال جان دادن آنقدر درباره‌ی زنان سخن گفت تا زبانش از حرکت ایستاد. در احترام به زن همین بس که قرآن در سوره‌های لقمان، احقاف و دیگر سوره بخصوص روی کلمه مادر تکیه کرده و زحمات او را به خاطر نشان می‌سازد. و در توصیه‌های پیامبر و دیگر معصومان راجع به والدین تکیه اساسی روی مادر و در مرحله بعدی پدر است
اسلام به زن در مقام دختر، همسر، مادر حقوق همه جانبه بخشیده و او را در جایگاهی عالی که شایسته آن است قرار داده است و اگر بگوییم که فقط دین اسلام حقوق کامل به زنان داده شده سخنی به گزاف نگفته‌ایمبا نگاهی به آنچه که گذشت تا حدودی روشن می‌شود که درقوانین عالی اسلام نه تنها بی‌عدالتی به جنس زن صورت نگرفته، بلکه در موارد بسیاری، زنان از امتیازاتی برخوردار شده‌اند که مردان ازآن بی‌بهره‌اند.عنایت خاصه خداوند نسبت به زن نکته‌ای که باید به آن توجه نمود این است که دین برای زن‌ یک حساب خاصی قائل است ذات اقدس اله همانگونه که در فقه است شش سال زن را زودتر از مرد به حضور پذیرفت نماز را به او واجب کرد روزه را براو واجب کرد حج را بر او واجب کرد احکام‌یکه خدا هنوز از مرد نخواسته و می‌گوید او الآن سرگرم بازی است بر زن واجب نموده و آنرا به حضور می‌پذیرد آیا این نشانه فضیلت زن نیست؟ اگر ما از این شواهد عظمت زن و برتری زن را نسبت به مرد احساس و استنباط نکنیم لااقل معلوم می‌شود دین‌یک عنایت خاصی نسبت به زن دارد.

فصل چهارم
موارد تخفیف مجازات زن

در این فصل موارد زیراز حدود به عنوان تحقیق مورد بحث قرار گرفته است زیرا موارد تخفیف منحصر به این چهار مورد است: اول؛ موارد تخفیف مجازات زن در بخش زنا، دوم؛ موارد تخفیف مجازات زن در بخش قیادت، سوم؛ موارد تخفیف مجازات زن در بخش محاربه، چهارم؛ موارد تخفیف مجازات زن در بخش ارتداد.
موارد تخفیف مجازات زن در بخش زنا
امام صادق فرمودند:
«ان الله اوحی الی موسی×:لا تزنو فتزنی نساءکم و من وطاء فراش امرء مسلم و طی فراشه کما تدین تدان»
خداوند متعال به حضرت موسی× وحی کرد زنا نکنید که زنان شما زنا می‌دهند و هر کسی با همسر مرد مسلمان آمیزش نماید همسر او مورد آمیزش قرار می‌گیرد همانگونه که پاداش می‌دهد پاداش داده می‌شود.
از این حدیث فه
میده می‌شود که اگر مردان بدون رعایت نظام و قانون نیازهای جنسی را ارضاء نمایند زنان هم همانگونه عمل می‌کنند و نظام خانواده ویران می‌شود. لذا برای حفظ و بقاء خانواده در شریعت برای زنان و مرتکبین آن کیفر و مجازات سخت تشریح گردیده است که این مجازات باز‌دارنده از هرج و مرج جنسی درحیات اجتماعی می‌باشد. در شرع اسلام زنا حرام است و نهی قرآن از زنا صراحت دارد و در روایات عدیده‌ای از آن نکوهش شده است. امام صادق×فرموده‌اند:
«ان الناس‌یوم القیامه رجل أقرا نطفه فی رحمی جرم علیه»؛ سخت‌ترین مردم از حیث عذاب روز قیامت، مردی است که نطفه خودش را در رحم کسی که بر او حرام است قرار دهد .لن‌یعقل ابن آدم عملا اعظم عند الله عزوجل من رجل قتل بنیا، أو اماما، أو هدم الکعبه إلی جعلها الله قبله العباده، أوأفرغ ماء ه فی إمرءه حراما؛ هرگز فرزند آدم کاری انجام نداده است که در نزد خداوند عزوجل بزرگتر باشد ازکار مردی که پیامبر‌یا امامی ‌را به قتل رسانده باشد‌یا کعبه ایکه خداوند عزوجل آن را برای بندگانش قبله قرار داد و او ویران نموده باشد،‌یا اینکه نطفه خودش را نا مشروع و حرام در رحم زنی بریزد.
شریعت اسلام برای زنا مجازات قرار داده زیرا شیرازه ملت وسلامت آن را به خطر می‌اندازد چرا که ظلمی ‌است بر فرد و جامعه و مباح شمردن آن موجب اشاعه فساد می‌گردد و منجر به نابودی خانواده و سپس نابودی جامعه می‌شود، در حالی که شریعت اسلام بر بقای جامعه وپیوستگی آن و بنیان و محکمی‌که بر‌گرفته از اخلاق نیکو وخصایل پسندیده است بسیار علاقمند می‌باشد.

نظریه مشهور در میان مفسران و فقیهان این است که در آغاز پیدایش اسلام، زنان زناکار را تا هنگام مرگ در خانه حبس می‌کردند،‌یعنی همان حکمی‌که در آیه 15 از سوره نساءآمده است بر پایه برخی از نقل‌ها این مجازات در دوران جاهلیت نیز در مورد زنان اجرا می‌شد.
در خصوص عمل زنا به عنوان تباه‌کننده در عرض و ناموس قرآن کریم نه تنها به صراحت ارضای غریزه جنسی را در خارج از معیارهای متعارف جامعه اسلامی‌ به نام خصلت زشت و ناپسند نهی می‌کند.
{ وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى‏ إِنَّهُ کانَ فاحِشَهً وَ ساءَ سَبیلا
بلکه هرگاه کسی مرتکب آن شود محق مجازات خواهد بود}.
جرم زنا با توجه به منابع قانونی و موارد آن در قانون و موارد آن در قانون مجازات اسلامی‌که متاثر از فقه اسلامی ‌است از نظر نحوه ارتکاب جرم‌یا وضعیت وشخصیت زانی‌یا زانیه از حیث موقعیت و روابط اجتماعی و خانوادگی بر حسب مورد موجب‌یکی از کیفر‌های متنوع خواهد شد.

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   دانلود مقاله با موضوعحقوق بشر

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در این گفتار به تعیین مواردی (بیان موردی) از این که جرم درآن بین زن و مرد زانی نظریاتی مبنی بر ارفاق به زن مجرم وجود دارد و می‌پردازیم.
اسلام از‌یک سو با‌ترویج ارزش عفت و تقوی از لحاظ روانی وروحی، اعمال خلاف جنسی را به عنوان‌یک ضد ارزش و مرتکب آن را به عنوان‌یک فرد ضعیف‌النفس و بی‌اراده و مورد نفرت معرفی می‌کند. ما زنی غیور قط:انسان با غیرت هیچگاه زنا نمی‌کند.
از طرف دیگر با رد تعالیم ریاضت‌طلبانه و تشویق‌های بی‌پشتوانه به کف نفس، با واقع‌بینی راه‌های ارضای این غریزه طبیعی و این واقعیت ضامن بقای نسل را ارئه می‌کند.
آنچه را به عنوان موارد برخورداری زن از ارفاق در جرم زنا مورد بحث قرار می‌گیرد‌یکی در تقسیم‌بندی در جنون مرتکب است که به فتوای بعضی از مشاهیر مجازات مجنون ‌یا مجنونه فرق دارد، دیگری در مجازات بکر و بکره می‌باشد که بنا به اکثر فتاوی تفاوت مجازات وجود دارد. مورد دیگری در مجازات مکر و مکره است که زن از ارفاق در مجازات برخوردار است. بنابراین تفاوت‌های موجود در مجازات زن و مرد در بحث زنا را در سه بخش مستقل با عناوین زیر مورد بررسی قرار داده و نظرات فقها عظام و مستندات آن‌ها را مورد بررسی ونقد قرار خواهیم داد.
زنای بکر و بکره
تقسیم‌بندی دیگری که از لحاظ فاعل جرم زنا صورت گرفته و در آن بین زن و مرد مجرم تفاوت گذاشته شده مربوط به زنی غیر‌محصنه است و او کسی است که عقد دائم و ازدواج کرده ولی دخول انجام نداده همانطور که در ابتدای بخش گفته شد این رساله درصدد بیان تعاریف نمی‌باشد و تعریف فوق تعریف کلی است وگرنه فقها در معنی بکر و بکره اختلاف نظر دارند مشهور قائل است که مجازات زن غیر‌محصن در مقایسه با مرد غیر‌محصن از ارفاق و تخفیف بر خوردار است در این مورد ابتدا فتوای فقها را در این زمینه نقل می‌کنیم:
محقق حلی در این باره می‌فرماید: جلد و تغریب،‌یعنی: تازیانه زدن و تبعید واجب می‌شود بر مرد آزاد غیر‌محصن که زده می‌شود صد تازیانه و‌تراشیده می‌شود سر او، و آواره کرده می‌شود از شهرش به سوی شهر دیگر به قدر‌یک سال. اما زن، بر او واجب است جلد،‌یعنی: صد تازیانه، و آواره کردن و سر‌تراشیدن بر او نیست.شیخ طوسی در «خلاف» دقیقاً همین نظر را بیان کرده و بر ان ادعای اجماع نموده .ابن ادریس در «سرائر» می‌فرماید: بر بکر صد تازیانه و‌یک سال تبعید از شهرش به شهر دیگر واجب است بعد از آنکه سر او‌تراشیده می‌شود و بکره صد تازیانه می‌خورد و‌تراشیدن مو و تبعید در هیچ حال بر زن نیست.
شهید ثانی اختصاص تبعید به مرد را تنها در صورت وجود اجماع می‌پذیرد واگر نه مقتضای ادله را ثبوت تبعید هم برای مرد و هم برای زن می‌داندو این در حالی است که فقهای بزرگی همچون ابن ابی عقیل و ابن جنید، به تبعید زن فتوا داده‌اندو از کلام شیخ در «خلاف» و در «مبسوط» آنجا که می‌فرماید: «لا نفی عندنا علی المرأه» ادعای اجماع بر عدم تبعید زن نمایان است صاحب جواهردر مورد عدم تبعید زن و نتراشین موی سر او می‌فرماید که: مخالفت قابل توجهی وجود ندارد و این حکم موافق حکمی‌ است که از ابن عقیل عمامی ‌و اسکافی و حلوی نقل شده ومطابق صریح «مبسوط» و «خلاف» و «سرائر» نیز هست بلکه شهید در «مسالک» آن را به اکثر متاخرین نسبت داده دیگران گفته‌اند این فتوا، فتوای مشهور فقها است مانند علامه در مختلف.صاحب ریاض همین نظر را دارد و در مسالک و غنیه بر آن ادعای اجماع کرده است .همه مطالبی که در مورد‌تراشیدن موی سر و تبعید گفتیم مربوط به مرد زانی است اما برای زن زانیه فقط‌یکصد ضربه شلاق می‌زنند برای او نه تبعید است نه‌تراشیدن سر.و از خلاف و مبسوط و غنیه برای نبودن تبعید هم نقل اجماع شده این نوع اجماعات مستند به روایات است.

نقل روایات
محمد بن قیس در خبر صحیح از امام باقر× نقل می‌کند که فرمودند:
«والصحیح:فی الشیخ و الشیخه جلد ماءه و الرجم، وابکر والبکره جلد ماءه و نفی سنه».
امیرالمومنین× درباره پیرزن و پیرمرد قضاوت فرمود که تازیانه بخورند و در باره بکر و بکره که زنا کنند قضاوت فرمود که تازیانه خورده و از شهرش به مدت‌یک سال تبعید شود.
النبوی:
«البکر بالبکره جلد ماءه و تقریب عام، و ثیب بالثیب جلد ماءه ثم الرجم»
حدیث نبوی که می‌فرماید: مجازات زنای بکر و بکره صد ضربه تازیانه و تبعید به مدت‌یک سال است و مجازات زنای محصنه صد ضربه و سپس سنگسار است.
آنچه تا بدین مرحله از نظرات فقها بیان شد درخصوص تبعید بکره‌ای است که مرتکب زنا گردد اما در مورد‌تراشیدن موی سر در مورد زن هیچکس بدان فتوا نداده است اختلاف قابل توجهی در این مسئله نیست در «کشف اللثام» گفته ظاهرا در مورد‌تراشیدن سر فقها اجماع دارند که برای زن نیست؛همچنین صاحب ریاض به اصل برائت استناد کرده و این حکم را حکمی‌دانسته که به مردها اختصاص دارد نه زن‌ها و آن را زینت زن محسوب کرده که مستند آن دو روایت زیر می‌باشد.
1ـ صحیحه حنان ابن سدیر که در آن‌تراشیدن مو به طور مطلق ذکر شده است:سئل رجل اباعبدلله ×و انا السمع عن البکر‌یفجر وقد تزوج ففجر قبل عن‌یدخل به اهله؟ فقال‌یضرب ماءه و‌یجز شعره، و‌ینفی من المصرحولاً؛ شنیدم که مردی از امام صادق× راجع به مجازات بکر که ازدواج کرده اما قبل از نزدیکی با همسرش، زنا کرده سوال کرد، حضرت فرمود: صد تازیانه می‌خورد ـ مویش چیده می‌شود و‌یک سال از شهرش تبعید می‌شود.
2ـ صحیحه علی ابن جعفر است که در آن‌تراشیدن موی سر ذکر شده قال: سئلته عن رجل تزوج امرأه و لم‌یدخل بها فزنا، ما علیه؟قال:‌یجلد الحد و‌یحلق رأسه، و‌یفرغ بینه و بین اهله و‌ینفی سنه؛ علی ابن جعفر گوید از امام کاظم×راجع به مردی که ازدواج کرده اما قبل از نزدیکی با همسرش، مرتکب زنا شده پرسیدم فرمود: تازیانه زده می‌شود موهای سرش‌تراشیده می‌شود و بین او و همسرش جدایی می‌افتد و‌یک سال تبعید می‌شود.
نتیجه اینکه از حیث مجازات بین بکر و بکره این تفاوت وجود دارد که بر مرد غیر‌محصن صد تازیانه زده می‌شود، سرش‌تراشیده می‌شود و از شهرش به مدت‌یک سال به شهر دیگر تبعید می‌شود اما زن بر او صد تازیانه است بدون تبعید و‌تراشیدن سر این سه مجازات بر بکر است اتفاقاً و دلیل آن روایات و اجماع است.
دلایل تبعید نشدن زن
بی‌گمان مجازات‌های اسلامی ‌دستیابی هدف‌یا اهداف خاصی را در نظر دارند این مقررات را شارع حکیم وضع کرده است و قانون‌گذاری مبتنی بر حکمت همواره هدفمند است اما واقعیت این است که در فقه رایج، اهداف مجازات‌ها نه تنها تبیین نشده بلکه دغدغه جدی فقیهان نبوده است تا در مباحث آن درنگ کنند بنابراین مطالب و استدلال‌ها بسیار کم و مشروح نمی‌باشد سعی شده توضیحات و استدلا‌ل‌های فقهای اهل سنت نیز بررسی شود.
بیان نظرات فقها
شیخ طوسی در «خلاف» به این آیه‌ی شریفه استدلال کرده است که خدا فرموده:
« و علیهن نصف ما علی المحصنات»
بر کنیزان نصف مجازات زنان آزاد است.
شیخ طوسی گفته اگر زن آزاد تبعید داشت کنیزان را هم لازم بود نصف آن را تبعید بشوند در حالی که اجماعاً بر کنیزان تبعید نیست پس بر زنان آزاد نیز تبعید نیست.
شهید ثانی در «مسالک» می‌فرماید:
«زن ناموس انسان است که حفظ و نگهداری از آن منظور است و مقصود جلوگیری او از تکرار مثل کاری که انجام داده است می‌باشد و در غربت ازآن در امان نیست در نتیجه زن از تبعید معاف است.».
صاحب ریاض نیز هم برای عدم تبعید زن استدلال کرده به گفته شهید ثانی و به فراوانی نقل، شهرت عظیمه و اصل اضافه نموده.
صاحب جواهر هم برای نبودن تبعید برای زنان استدلال کرده که اگر زن را بخواهند تبعید کنند باید او را به همراه شخص محرم(مانند شوهر، پدر، برادر)تبعید کنند در حالی که به حکم {لاتزر وازره وزره اخری} گناه او


دیدگاهتان را بنویسید