عنوان کامل پایان نامه :

 مطالعه تأثیر و اثرات تمرکز مالکیت بر معیارهای ریسک مطلوب و نامطلوب در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

2-1-6)ریسک مطلوب و نامطلوب

در نظریه مدرن پرتفوی، کل تغییرپذیری بازدهی حول میانگین، ریسک تلقی می گردد و با واریانس و انحراف معیار اندازه گیری می گردد. در این نظریه نوسانات بالای میانگین و هم چنین نوسانات پایین میانگین هم ارزش می باشند. به زبان دیگر، واریانس شاخص ریسک متقارن می باشد که البته در دنیای واقعی سرمایه گذاران مصداق ندارد. در یک بازار رو به رشد ما بایستی امکان هر چه بیشتر نوسان پذیری را جستجو کنیم و بایستی تنها در رکود بازار از نوسان اجتناب کنیم. پس از یک دیدگاه ویژه، ریسک متقارن نیست و دارای چولگی می باشد (Rom &Fergusen,1993).

معیارهای ریسک مطلوب مبتنی بر این فرض هستند که حرکات رو به بالای بازدهی و پس نوسان پذیری رو به بالای بازدهی مورد انتظار یا میانگین نیز به عنوان ریسک تصور می گردد. از طرف دیگر ریسک مطلوب، احتمال یا پتانسیل افزایش بازدهی یک دارایی یا سرمایه گذاری، بر اساس درصد یا مبلغ را نشان می دهد که می تواند معیاری از جذابیت یا مطلوبیت آن دارایی باشد و هر چه بیشتر باشد جذابیت سرمایه گذاری بیشتر می باشد. معیارهای مبتنی بر ریسک نامطلوب مبتنی بر فرض عدم تقارن بازدهی و واکنش متفاوت سرمایه گذاران به نوسانات کمتر از میانگین و نوسانات بالای میانگین می باشد. در این چارچوب که زیربنای نظریه فرامدرن پرتفوی قرار می گیرد، اعتقاد بر آن می باشد که سرمایه گذاران حرکات رو به پایین بازدهی را ریسک تلقی می کنند و حرکات رو به بالا را فرصت می دانند. در این معیارها فرض بر این می باشد که برای سرمایه گذاران تأمین امنیت اصل سرمایه نسبت به کسب بازدهی اولویت دارد و سرمایه گذاران بیشتر از آن که به دنبال کسب بازدهی باشند، به دنبال حفظ اصل سرمایه هستند.

ریسک نامطلوب احتمال این که قیمت یک دارایی یا سرمایه گذاری کاهش یابد، یا اندازه زیانی که می تواند از پتانسیل کاهش قیمت منتج گردد را اندازه گیری می کند. ریسک نامطلوب برآوردی از پتانسیل یک دارایی برای کاهش قیمت، در زمانی می باشد که شرایط بازار خوب پیش نمی رود، یا مبلغی می باشد که ممکن می باشد در یک سرمایه گذاری ضرر حاصل گردد. به تعبیری آن قسمت از ریسک می باشد که اثر منفی روی سرمایه گذاری دارد. ریسک نامطلوب به عنوان معیاری از ریسک می باشد که تفاوت بین جایگاه ریسکی و جایگاه مقابل بدون ریسک آن را اندازه گیری می کند و فقط انحرافات نامساعد را در نظر می گیرد.

مارکویتز ادعا نمود که افراد به دو دلیل علاقه مندند، ریسک نامطلوب را حداقل کنند.

۱)تنها معیار مربوط ریسک، ریسک نامطلوب می باشد، زیرا سرمایه گذاران آغاز به دنبال امنیت سرمایه گذاری خود هستند و حداقل کردن ریسک نامطلوب برای آنها اولویت دارد.

۲)عایدات اوراق ممکن می باشد به صورت نرمال توزیع نشده باشند و در این شرایط بهره گیری از معیار ریسک نامطلوب مناسب تر می باشد .

مارکویتز در سال ۱۹۵۹ از معیار نیم واریانس پیش روی واریانس طرفداری نمود، زیرا این معیار، ریسک نامطلوب را در نظر می گرفت. او اعتقاد داشت که سرمایه گذاران به نوسانات منفی بیشتر از نوسانات مثبت اهمیت می دهند و پس در تابع مطلوبیت آن ها به زیان ها پیش روی سودها وزن بیشتری تعلق می گیرد.

رفتار سرمایه گذاران پیش روی زیان های نامطلوب و سودهای مطلوب متفاوت می باشد. پس سرمایه گذارانی که به ریسک نامطلوب خیلی اهمیت می دهند یک صرف ریسکی را برای نگهداری دارایی هایی که بازده های رو به پائین بیشتری نسبت به بازده های رو به بالا دارند تقاضا می کنند. می توان نتیجه گرفت که دارایی هایی که دارای چولگی منفی هستند، یعنی احتمال ایجاد زیان برای آنها بیشتر می باشد و به تعبیری بازده های رو به پایین آنها اندازه مطلق بیشتری نسبت به بازده های رو به بالای آنها دارند. این دارایی ها، جذابیت کمتری برای سرمایه گذاران خواهند داشت و بازدهی بیشتری را طلب می کنند و کمتر قیمت گذاری می شوند. برعکس دارایی های با چولگی مثبت از آن جایی که پتانسیل سود بیشتری نسبت به زیان های محتمل دارند، جذابیت بیشتری دارند و صرف ریسک کمتری را می طلبند (صادقی و همکاران، 1389).

مفهوم ریسک نامطلوب، واژه جدیدی در فرهنگ سرمایه گذاری نمی باشد. به گونه اختصار این واژه توسط ری[1] (1952) برای اولین بار مطرح گردید. هدف اصلی در بکارگیری این واژه توسط این دانشمند، وزندهی بیشتر به احتمال پیامدهای سرمایه گذاری با نرخ بازده کمتر از نرخ بازده هدف بود. سوالم[2] (1966) در محدوده زمانی ۱۹۶۰ که بیشتر تحقیقات به سمت بهره گیری از نسبت (R/V) پیش می رفتند، در تاکید تحقیقات قبلی اظهار نمود که سرمایه گذاران توجهی نسبت به نرخ بازده های پائین تر از نرخ بازده هدف ندارند و در این معیار نیم واریانس مطابقت و انطباق بیشتری با مدیریت سرمایه گذاری و مالی دارد. پیرو این مطالعات نتایج تحقیقات کوئیرک و ساپوسنیک[3] (1962) نشان از اهمیت و برتری معیار نیم واریانس بر معیار واریانس داشتند در ادامه مائو[4](1970) نشان داد که اولویت ها و ترجیحات سرمایه گذاران بیشتر معطوف به آن سطح از ریسک نامطلوب تابع توزیع احتمالات نرخ بازده می باشد، تا نسبت به کلیه انحرافات، که این مسئله نشان از بعد رفتاری سرمایه گذاران نسبت به ریسک بوده، و تنها بایستی از معیار نیم واریانس در اندازه گیری ریسک نامطلوب بهره گیری نمود.

ارو[5](1970) اینگونه اظهار نمود با کاهش درجه ریسک گریزی تابع سرمایه گذاران، دارایی های پر ریسک به دارائیهای معمول با ریسک کم تبدیل شده که به سبب این امر افزایش تقاضا برای دارائیهای ریسکی بیشتر شده و نهایتاٌ موجب افزایش ثروت سرمایه گذاران می گردد. مطالعه در زمینه معیار نیم واریانس توسط هوگان و وارنر[6] (1972) ادامه پیدا نمود. آنان الگوریتم را ارائه نمودند که تحت معیار ES در مبحث بهینه سازی سبد سهام بر اساس نرخ بازده کمتر از نرخ بازده هدف کاربرد داشت. هوگان و وارنر[7] (1974) معیار ES را به مدل قیمت گذاری دارائیهای سرمایه ای نیز بسط دادند اساس پژوهش مذکور کاربرد مدل قیمت گذاری دارائیهای سرمایه ای در توزیع های غیر نرمال تحت عنوان

) ES – CAPM   می باشد. در ادامه باوا[8] (1975) نیم واریانس را در جایگاه معیار اندازه گیری ریسک در جهت کاهش محدودیت های حاکم بر تابع نزولی سرمایه گذاران ریسک گریز مطرح نمود (تهرانی وسیری،1388).

[1] -Roy

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[2] -Swalm

[3] Quirk & Saposnik

[4] -Mao

[5] – Arrow

[6] – Hogan & Warner

[7] – Hogan & Warner

[8] – Bawa

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 اهداف پژوهش:

اهداف پژوهش در واقع اظهار کننده اختصار ای از آن چیز که که بایستی با انجام پژوهش به آن دست یافته گردد می باشد. هدف پژوهش در واقع پاسخگویی به یک نیاز می باشد ، نیازی که در ارتباط با سئوال پژوهش ایجاد شده می باشد (خلعتبری،1387، ص114).

اهداف کلّی: هدف کلی به گونه مستقل از مسأله ی پژوهش مشتق می گردد، در واقع اهداف کلی خود پاسخی به مسأله ی پژوهش می باشد که مشخص می کند پژوهش چه چیزی را دنبال می کند(خاکی،1387،ص 29). هدف کلّی در این پژوهش مطالعه تاثیر اندازه تمرکز مالکیت بر ریسک مطلوب وریسک نامطلوب شرکت های پذیرفته شده در بورس و سپس تعیین ارتباط بین تمرکز مالکیت و ریسک مطلوب و ریسک نامطلوب شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.

اهداف فرعی: اهداف فرعی از اهداف اصلی آن نشأت می گیرند و می توان آنها را مسأله ی تفکیک شده ی پژوهش نامید.اهداف فرعی در این پژوهش عبارتند از:

1-تعیین ارتباط بین اندازه تمرکز مالکیت و ریسک سیستماتیک

2-تعیین ارتباط بین اندازه تمرکز مالکیت و واریانس مطلوب

2-تعیین ارتباط بین اندازه تمرکز مالکیت و واریانس نامطلوب

4-تعیین ارتباط بین اندازه تمرکز مالکیت و انحراف معیار نامطلوب

پایان نامه - تز - رشته حسابداری