کناره گیری خواهد کردولی سخنرانی مبارک در ساعات پایانی شب هیچ سنخیتی با این پیش بینی نداشت، چرا که وی بر عدم کناره گیری از قدرت ، تأکید کرد و در مقابل اختیاراتش را به عمر سلیمان واگذار نمود که خشم و اعتراض بیشتر مردم را سبب شد.(قزوینی حائری1390،65-64)
رژیم مبارک در ابتدا تلاش کرد تا تظاهرات مردمی و مخالفت گروه‌ها را کنترل و سرکوب نماید، اما با گسترش اعتراضات به شهرهای بزرگ مصر، تظاهرات میلیونی مردم و ناتوانی رژیم در کنترل آنها، بی طرفی نسبی ارتش و عدم توسل به سرکوب گسترده اعتراضات و همچنین فشارها و درخواست‌های بین المللی، حکومت مجبور شد تا امتیازاتی به معترضین بدهد. انحلال کابینه و تشکیل دولت جدید به نخست وزیری احمد شفیق، انتصاب عمر سلیمان به سمت معاون رئیس جمهور، تعلیق فعالیت پارلمان مصر، وعده حرکت در جهت دموکراسی و اصلاحات اقتصادی، اعلام عدم کاندیداتوری مجدد در انتخابات ریاست جمهوری آینده از سوی حسنی مبارک و فرزندش جمال مبارک و سرانجام کناره گیری مبارک از قدرت، مهم ترین واکنش‌ها و عقب نشینی‌های رژیم در مقابل معترضین بوده است.(بیکی1390،169)
به این ترتیب، مردم مصر در میدان تحریر قاهره بیش از 18روز ماندند تا حسنی مبارک از قدرت کناره گیری کند. میدان تحریر نقش نمادین مهمی در وقایع اخیر مصر ایفا نمود. در این زمان، معترضان که به شدت به شبکه‌های اجتماعی برای گسترش پیام‌هایشان اعتماد کردند، به خواسته خود برای تغییر حکومت دست یافتند.(مقصودی و حیدری،1360،62)
دو روز پس از استعفای مبارک در تاریخ 13فوریه دولت نظامی و ارتش (دولت موقت)اعلام کرد تا 6ماه باقی مانده تا برگزاری انتخابات مجلس و ریاست جمهوری بر سر قدرت خواهند ماند. به دنبال درخواست انقلابیون این کشور برای حذف شخصیت‌های وابسته به نظام حسنی مبارک رئیس جمهوری سابق و تشکیل دولت انتقالی تکنوکرات در تاریخ 3مارس “احمد شفیق”نخست وزیر دولت موقت از سمت خود استعفاء کرد و شورای عالی نیروهای مسلح “عصام شریف”وزیر حمل و نقل سابق را به عنوان نخست وزیر مصر برگزیدند. سومین دولت بعد از انقلاب 25ژانویه نیز به ریاست “الجنزوری”تشکیل شد. تزلزل این حکومت‌ها که از سوی شورای نظامی منصوب و از سوی مردم و معترضین رد شدند به دلیل این بود که این افراد پست‌های کلیدی در زمان مبارک داشتند و مردم خواهان از بین رفتن تمام مظاهر حکومت مبارک هستند.(براری،1391،114-113)بنابراین در دوره ی پس از سقوط مبارک ارتش و نیروهای نظامی به طور موقت اداره امور را بر عهده گرفتند.
در این دوره قانون اسای دوران مبارک مورد بازنگری قرار گرفت و اصلاحاتی در آن صورت گرفت که مهم ترین این اصلاحات عبارت است از:
– کاهش دوره ریاست جمهوری از 6سال به 6سال و محدود کردن آن به دو دوره.
– ملزم کردن رئیس جمهور به انتخاب یک معاون طی 30روز پس از انتخابات.
– اعمال شرایط جدید برای نامزدهای ریاست جمهوری از جمله حداقل سن آنها 40سال باشد و همسر غیر مصری نداشته باشد.(براری1391،213)
در مورد اولویت تدوین قانون اساسی یا برگزاری انتخابات پارلمانی، همانطور که اشاره شد اخوان المسلمین و دیگر احزاب و گروه‌های اسلامی موافق برگزاری انتخابات براساس قانون اساسی اصلاح شده و موقت هستند در حالی که احزاب سکولار و جریان‌های چپ و ملی گرا اولویت تدوین قانون اساسی را مطرح‌ می‌کرد.شورای عالی نظامی نیزنظر اخوان المسلمین را تأکید‌ می‌کرد که این موضوع تردیدهای زیادی را نسبت به اخوان ایجاد می کند. به ویژه که اخوان به گفتگو با آمریکا نیز تمایل دارد(قمه زاده1391،160-159)
البته گفته‌ می‌شود که دلیل اصلی این جبهه بندی آن بود که در صورت رأی آوردن اصلاحات سریعاً‌ می‌بایست انتخابات برگزار‌ می‌شد، و در این صورت رقبای اخوان المسلمین زمان کافی برای سازماندهی نخواهند یافت و اخوانی‌ها با توجه به سازماندهی خوبی که تا دل شهرستان‌های دوردست دارند، بی رقیب خواهند ماند و اکثر کرسی‌ها را به دست خواهند آورد، این در حالی است که احزاب دیگر نیاز به زمان داشتند تا سروسامانی بگیرند(حائری قزوینی112،1390)
سرانجام در 19 مارس 2011 در یک همه پرسی مردم به پای صندوق‌های رأی رفته و 77% درصد مردم به اصلاحات قانون اساسی رأی آری دادند.
اخوان المسلمین و ارتش در دو مورد زیر نیز با یکدیگر همراه بودند:
• در اصلاحات قانون اساسی که از طرف دولت موقت مطرح شد امتیازاتی ورای قانون برای ارتش داشت از جمله اینکه ارتش را دارای استقلال مالی خارج از نظارت پارلمان میکرد و آن را بر زندگی ملت مصر مسلط مینمود. لذا مردم مصر که خود را با استبداد نظامی رو به رو دیدنددر 18 نوامبر با همراهی اخوان المسلمین و سلفی‌ها و برخی احزاب لیبرال در میدان التحریر اجتماع کردند و به اسناد مطرح شده اعتراض کردند. همچنین خواستار کنار رفتن نظامیان و تسریع روند استقرار دموکراسی و استعفای دولت عصام شریف و انتخاب نخست وزیر جدید شدند. در روزهای پایانی، نیروهای اسلام گرا از جمله اخوان المسلمین از این تظاهرات خارج شدند و از معترضان حمایت نکردند.
• انتخابات پارلمانی در 28 نوامبر برگزار شد که با پیروزی اسلام گرایان به پایان رسید. بنابراین اخوان المسلمین و سایر نیروهای اسلام گرا انقلاب را پایان یافته تصور کرده و جشن پیروزی انقلاب را‌ می‌گرفتند، در حالی مردم و انقلابیون مصر به عملکرد نامناسب جنزوری در اخراج 15 آمریکایی از مصر که از نظر مالی به انقلاب مصر کمک‌ می‌کردند، همچنین ناتوانی
دولت وی در حل مسائل امنیتی و سیاسی مصر که منجر به درگیری‌های متعددی در کشور و کشته شدن افراد زیادی شد؛ اعتراض داشتند و خواستار برکناری وی و روی کار آمدن حکومت جدید برآمده از پارلمان شدند،اما شورای عالی نظامی تهدید به انحلال پارلمان کرده بود، در نتیجه مردم در میدان التحریر اجتماع کردند و خواستار برکناری نخست وزیر شدند. اما اخوان المسلمین این حرکت را تحریم کرده و مردم را تنها گذاشت.(همان،1391،162)
روابط فارغ از تنش اخوان المسلمین و ارتش در هنگام انتخابات ریاست جمهوری به کشمکش و درگیری مبدل شد زیرا طی توافقاتی که بین اخوان المسلمین و ارتش مصر صورت گرفته بود، قرار نبود که شورای عالی نظامی کسی را برای انتخابات ریاست جمهوری مصر کاندید کند و طی گفتگوهای انجام شده تصمیم گرفته بودند فردی با توافق طرفین کاندید شود اما در زمان مقرر از آنجا که طرفین به توافقی در راستای انتخاب کاندیدای ریاست جمهوری نرسیدند در نتیجه شورای عالی نظامی عمرو سلیمان را کاندید نمودند اما اخوان به دلیل اینکه وی نمایندهی رژیم صهیونیستی در زمان مبارک بود، با کاندیداتوری وی مخالفت نمودند و خیرت الشاطر را که در دوران مبارک به 12 سال زندان محکوم شده بود و اکنون سمت معاون رهبر حزب آزادی و عدالت را دارد به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری معرفی کردندکه به کشمکش و درگیری بین اخوان و شورای عالی نظامی مصر منجر شد. در نتیجه سرانجام دو نیرویی که در زمان انقلاب مردم مصر و حتی بعد از آن با یکدیگر متحد شده و نقش مهمی را در سرنگونی مبارک و ادراه امور کشور بعد از آن ایفا نموده بودند اکنون بر سر به دست گرفتن قدرت با یکدیگر درگیر شده و رو در روی هم قرار گرفتند.
4-3 نقش اخوان المسلمین در انقلاب مردم مصر
بر اساس تئوری های جنبش‌های اجتماعی و از جمله تئوری”بسیج منابع” چارلز تیلی، جنبش اخوان المسلمین مصر توانست با بهره گیری از تجارب سودمند گذشته، سازمان دهی اعضای و نفوذ معنوی-کاریزماتیک در لایه‌های مختلف اقشار جامعه، تشکیلاتی و منسجم عمل کردن از یک سو و تأثیر عناصر ذهنی– عینی فوق الذکر از سوی دیگر ، افکار عمومی قسمت اعظمی از جامعه مصر را بسیج و به سمت هدف مطلوب ، یعنی خلاصی از رژیم مبارک و سپس، مراحل آتی خیزش، سوق دهد.هدف نهایی )استراتژی غیر اعلامی اخوان در شرائط فعلی (آنچه بیداری مردمی– اسلامی نامیده می شود، همانا رسیدن به حکومتی است که در سایه آن بتوانند شریعت اسلامی را به مرحله اجرا در آوردند.(تیلی،1389،99)
اخوان المسلمین خیلی دیر و به طور بسیار محتاطانه در اعتراضات مردمی برای سرنگونی رژیم مبارک وارد شدند. زیرا ترس از واکنش شدید رژیم در صورت شکست شورش مانع از شرکت در اعتراضات از سوی آنان‌ می‌شد(Vidino, 2011: 8).
بنابراین تا زمانی که از پیروزی حرکت مردمی مصر مطمئن نشده بودند به طور کامل به اعتراضات مردمی علیه رژیم ملحق نشدند (Kerckhove: 2012: 1). اما ار تاریخ 28 ژانویه در کنار سایرین خواستار سرنگونی رژیم مبارک شدند.
اعضای اخوان المسلمین در2 فوریه، نقش اصلی را در جنگ بر علیه مبارک در میدان التحریر ایفا کردند و اکثریت مردم آسیب دیده و جروح را از میدان آشوب دور کردند.
(Kerckhove: 2012: 1)

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   دانلود پایان نامه دربارهطراحی شهری، محله حصیر فروشان، تحلیل عاملی، توسعه پایدار

به ویژه در هفته سوم فعالیت جنبش انقلابی مصر، جوانان اخوان فعالیت زیادی کردند و آخرین تلاش رژیم مبارک در دهم فوریه برای برقراری حکومت نظامی و تخلیه میدان التحریر، با فداکاری و مقاومت جوانان اخوان المسلمین ناکام ماند.)پورسعید1390،186 )
به هر شکل خلاصه کردن تحولات مصر در تحرکات اخوان نادرست است؛ زیرا اخوان خود از شدت و گسترهی تظاهرات در وهلۀ نخست غافلگیر شد و پس از انتخاب معاون رئیس جمهور، همگام با سایر نیروها با وی وارد مذاکره شد. اما فشار جوانان حاضر در خیابان‌ها و میادین قاهره و سایر شهرها و انتقادات چهره‌هایی چون البرادعی و قرضاوی و در نهایت تداوم تظاهرات به رغم مذاکره، آن‌ها را به عدم تداوم مذاکرات کشاند.(بیکی،1390،167)
بنابراین باید گفت که قدرت گیری اخوان در پی تحولات اخیر مصر ، معلول تلاش‌ها و سازمان دهی‌های خستگی ناپذیر این جنبش در سا لهای قبل است. اخوان در طول این سال‌ها ، با برنامه ریزی مستمر توانست در لایه‌های مختلف طبقات جامعه مصر نفوذ و به نشر تعالیم و اعتقادات خود بپردازد . مجموعه عوامل سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه مصر ، به همراه نتیجه عملکرد خاورمیانه ای آمریکا )به عنوان عامل کاتالیزور( و حمای های بی حد و حصر واشینگتن از سیاست های رژیم صهیونیستی، شرایطی را به وجود آورد که جنبش اخوان توانست با بسیج منابع، مردم را به صحنه دعوت و آن را تا حصول نتیجه مورد نظر ، مقتدرانه مدیریت نماید.
اکنون اخوان المسلمین در پرتو تحولات جدید مصر سعی دارد تا بیشترین استفاده را از فرصت‌های سیاسی کنونی داشته باشد و موانع و چالش‌های پیش روی خود را کاهش دهد. با توجه به ویژگی مردمی تحولات مصر و گرایش ضد استبدادی آن، در بحبوحه آن روزها، اخوان المسلمین سعی کرد تا تفکر و رویکرد سیاسی خود را با روندهای دموکراتیک منطبق کند و هدفش نیز دستیابی به نوعی تلفیق میان اسلام گرایی، دموکراسی و نوگرایی بود. این رویکرد ضمن حفظ ویژگی اسلام گرایی، بهره گیری اخوانی‌ها از پتانسیل‌های مردمی برای دستیابی به بخشی از قدرت سیاسی را ممکن‌ می‌دانست و با ایجاد الگویی نوین، چالش‌ها و مخالفت‌های داخلی و خارجی در قبال این گروه را کاهش می داد.(واعظی،1390،392)
اخوان در این خصوص اقدام به تشک
یل حزب آزدی و عدالت نمود و محمد مرسی را به سمت ریاست این حزب برگزید.
جنبش اخوان المسلمین رسماً تحزب و تکثر در حکومت را پذیرفت و در این دوره، برخلاف جریانات سلفی جهادی که قوانین موجود را نتیجه تصویب کافران‌ می‌دانند و اصولاً دموکراسی و تکثر را خلاف شرع تلقی‌ می‌کنند، اخوان حزب را مفهومی منفی در حکومت داری نمی پندارد. اخوان المسلمین در این دوره همچنین، تلاش کرده است هم در عرصه عمل و هم در عرصه نظر، مفهوم تحزب، انتخابات و کثرت گرایی را مورد تأیید قرار دهد و ضمن پایبندی به قواعد دموکراتیک، پیگیر اهداف اسلامی خود باشد.(ابراهیمی و دیگران1385،296)

4-4 اخوان المسلمین و انتخابات پارلمانی مصر
در دی ماه 1390 ، مهمترین رخداد این سال برای مصر رقم خورد و آن برگزاری انتخابات سه مرحله ای در مصر و پیروزی اسلام گرایان در آن بود. بیش از سی میلیون واجد شرایط در انتخابات شرکت کردند (بیش از 60 درصد واجدین حق رأی). مطابق نتایج آرا، حزب آزادی و عدالت موفق شد با 47.2 درصد از کل آرای مأخوذه، رتبه

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید