باشد، جمله صدای فعال و موثر دارد. این صدا از آن رو فعال نامیده می شود که عمل از جانب کنش گر (فاعل) که پویا ترین یا فعال ترین بخش جمله است جاری می شود و در کلام بسط پیدا می کند» (همان). به نمونه هایی از صدای فعال -که در واقع نهاد جمله، خداوند متعال است، و عامل فعل می باشد- اشاره می شود:
1-«اللّهُمّ اخْسَأْهُ عَنّا بِعِبَادَتِکَ، وَ اکْبِتْهُ بِدُءوبِنَا فِی مَحَبّتِکَ، وَ اجْعَلْ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُ سِتْراً لَا یَهْتِکُهُ، وَ رَدْماً مُصْمِتاً لَا یَفْتُقُهُ. اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ اشْغَلْهُ عَنّا بِبَعْضِ أَعْدَائِکَ، وَ اعْصِمْنَا مِنْهُ بِحُسْنِ رِعَایَتِکَ، وَ اکْفِنَا خَتْرَهُ، وَ وَلّنَا ظَهْرَهُ، وَ اقْطَعْ عَنّا إِثْرَهُ. اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَمْتِعْنَا مِنَ الْهُدَى بِمِثْلِ ضَلَالَتِهِ، وَ زَوّدْنَا مِنَ الْتّقْوَى ضِدّ غَوَایَتِهِ، وَ اسْلُکْ بِنَا مِنَ التّقَى خِلَافَ سَبِیلِهِ مِنَ الرّدَى» (دعای هفدهم). «خدایا او را به وسیله عبادتت از ما بران، و به سبب سعى ما در راه محبتت به خاک ذلت بسر در افکن، و میان ما و او حجابى قرار ده، که آن را ندرد، و سد نیرومندى که آن را نشکافد خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و شیطان را به وسیله سرگرمى با بعضى از دشمنانت از ما منصرف ساز، و ما را به حسن رعایت خود، از او نگاه دار، و مکرش را از ما دفع کن، و او را از برابر ما به هزیمت بران و نقش پایش را از حدود ما بزداى. خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را از هدایتى که در ثبات و دوام مانند ضلالت او باشد، بهره‏مند ساز، و در مقابل گمراهى او از تقوى توشه ده، و در مسیر عفت و پرهیز، به راهى مخالف راه مهلکه ‏انگیز او روان ساز».
2-«اللّهُمّ احْلُلْ مَا عَقَدَ، وَ افْتُقْ مَا رَتَقَ، وَ افْسَخْ مَا دَبّرَ، وَ ثَبّطْهُ إِذَا عَزَمَ، وَ انْقُضْ مَا أَبْرَمَ. اللّهُمّ وَ اهْزِمْ جُنْدَهُ، وَ أَبْطِلْ کَیْدَهُ وَ اهْدِمْ کَهْفَهُ، وَ أَرْغِمْ أَنْفَهُ‏. اللّهُمّ اجْعَلْنَا فِی نَظْمِ أَعْدَائِهِ، وَ اعْزِلْنَا عَنْ عِدَادِ أَوْلِیَائِهِ، لَا نُطِیعُ لَهُ إِذَا اسْتَهْوَانَا، وَ لَا نَسْتَجِیبُ لَهُ إِذَا دَعَانَا، نَأْمُرُ بِمُنَاوَأَتِهِ، مَنْ أَطَاعَ أَمْرَنَا، وَ نَعِظُ عَنْ مُتَابَعَتِهِ مَنِ اتّبَعَ زَجْرَنَا. اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ خَاتَمِ النّبِیّینَ وَ سَیّدِ الْمُرْسَلِینَ وَ عَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ الطّیّبِینَ الطّاهِرِینَ، وَ أَعِذْنَا وَ أَهَالِیَنَا وَ إِخْوَانَنَا وَ جَمِیعَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ مِمّا اسْتَعَذْنَا مِنْهُ، وَ أَجِرْنَا مِمّا اسْتَجَرْنَا بِکَ مِنْ خَوْفِهِ‏ وَ اسْمَعْ لَنَا مَا دَعَوْنَا بِهِ، وَ أَعْطِنَا مَا أَغْفَلْنَاهُ، وَ احْفَظْ لَنَا مَا نَسِینَاهُ، وَ صَیّرْنَا بِذَلِکَ فِی دَرَجَاتِ الصّالِحِینَ وَ مَرَاتِبِ الْمُؤْمِنِینَ، آمِینَ رَبّ الْعَالَمِینَ» (دعای هفدهم). «خدایا هر گرهى را که شیطان بزند بگسل و آن چه را که فرو بندد بگشاى، و هر تدبیرى را که بیندیشد در هم شکن، و چون عزیمتى کند او را بازدار، و آن چه را که محکم کند نقض فرماى. خدایا سپاهش راشکست ده، و مکرش را باطل ساز، و پناهگاهش را ویران کن و بینیش را به خاک بساى. خدایا ما را در سلک دشمنان او قرار ده، و از شمار دوستانش بر کنار کن، تا چون آهنگ فریب ما کند فرمانش را نبریم و چون ما را بخواند اجابتش نکنیم. هر که را از ما اطاعت کند به دشمنى شیطان فرمان دهیم، و هر که را از نهى و منع ما پیروى کند از متابعتش منع کنیم. خدایا بر محمد خاتم پیغمبران و سرور رسولان، و بر اهل بیت پاکان و پاکیزگانش رحمت فرست، و ما را و همه مؤمنین و مؤمنات را از گزند آن چه از آن به تو پناه جستیم پناه ده. و از مخاطرى که از بیم آن از تو امان خواستیم در امان دار. و آن چه را که به وسیله دعا خواستیم بپذیر، و آن چه را از ذکرش غفلت کردیم بما عطا فرماى، و آن چه را فراموش کردیم براى ما محفوظ دار، و ما را به این وسیله به درجات صالحین و مراتب مؤمنین انتقال ده، دعاى ما را اجابت فرماى، اى پروردگار جهانیان».
3-«اللّهُمّ اسْقِنَا الْغَیْثَ، وَ انْشُرْ عَلَیْنَا رَحْمَتَکَ بِغَیْثِکَ الْمُغْدِقِ مِنَ السّحَابِ الْمُنْسَاقِ لِنَبَاتِ أَرْضِکَ الْمُونِقِ فِی جَمِیعِ الْآفَاقِ. وَ امْنُنْ عَلَى عِبَادِکَ بِإِینَاعِ الثّمَرَهِ، وَ أَحْیِ بِلَادَکَ بِبُلُوغِ الزّهَرَهِ، وَ أَشْهِدْ مَلَائِکَتَکَ الْکِرَامَ السّفَرَهَ بِسَقْیٍ مِنْکَ نَافِعٍ، دَائِمٍ غُزْرُهُ، وَاسِعٍ دِرَرُهُ، وَابِلٍ سَرِیعٍ عَاجِلٍ» (دعای نوزدهم). «خدایا، ما را به وسیله باران سیراب ساز، و رحمتت را به باران فراوانت از ابرى که براى رویانیدن گیاه زیبا و بهجت‏انگیز در همه آفاق زمینت روان گشته بر ما بگستران و با شکوفا ساختن و مایه بستن شکوفه، سرزمین‏هاى خود را حیاتى تازه بخش، و فرشتگان نویسنده اخبار و آثار را، شاهد و ناظر بر سقایت نافعى ساز از لطف خود که مایه بخشندگیش برقرار و فیض بارندگیش دامنه‏دار باشد».
4-«اللّهُمّ اسْقِنَا غَیْثاً مُغِیثاً مَرِیعاً مُمْرِعاً عَرِیضاً وَاسِعاً غَزِیراً، تَرُدّ بِهِ النّهِیضَ، وَ تَجْبُرُ بِهِ الْمَهِیضَ‏ اللّهُمّ اسْقِنَا سَقْیاً تُسِیلُ مِنْهُ الظّرَابَ، وَ تَمْلَأُ مِنْهُ الْجِبَابَ، وَ تُفَجّرُ بِهِ الْأَنْهَارَ، وَ تُ
نْبِتُ بِهِ الْأَشْجَارَ، وَ تُرْخِصُ بِهِ الْأَسْعَارَ فِی جَمِیعِ الْأَمْصَارِ، وَ تَنْعَشُ بِهِ الْبَهَائِمَ وَ الْخَلْقَ، وَ تُکْمِلُ لَنَا بِهِ طَیّبَاتِ الرّزْقِ، و تُنْبِتُ لَنَا بِهِ الزّرْعَ وَ تُدِرّ بِهِ الضّرْعَ وَ تَزِیدُنَا بِهِ قُوّهً إِلَى قُوّتِنَا» (دعای نوزدهم). «خدایا ما را از بارانى فریادرس و قحط زدا و رویاننده گل و گیاهِ خرمى بخش صحرا و چمن سرسبز کننده دشت و دمن پهناور و دامنه‏دار و سرشار و مایه‏دار سیراب ساز که به وسیله آن گیاه بپا خاسته را از پژمردگى به خرمى باز آرى، و فیض آن را مومیائى شکستگى گیاهان شکسته قرار دهى. خدایا ما را چنان سقایت کن که از برکت آن آب در تل و تپه‏ها به راه اندازى و چاه ها را پر آب سازى و نهرها را روان کنى، و درختان را خلعت سبز بپوشانى، و نرخ‏ها را در همه شهرها ارزان نمائى و چهارپایان و خلایق را سرزنده سازى و روزى‏هاى پاکیزه را براى ما کامل گردانى و کشت و زرعمان را برویانى و پستان ها را پر شیر کنى و نیروئى بر نیروى ما بیفزائى».
5-«اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمّدٍ، وَ ارْزُقْنَا مِنْ بَرَکَاتِ السّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ، إِنّکَ عَلَى کُلّ شَی‏ءٍ قَدِیرٌ» (دعای نوزدهم). «خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و برکات آسمان ها و زمین را روزى ما ساز. زیرا که تو بر هر چیز کمال قدرت دارى».‏
6-«اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ ادْرَأْ عَنّی بِلُطْفِکَ، وَ اغْذُنِی بِنِعْمَتِکَ، وَ أَصْلِحْنِی بِکَرَمِکَ، وَ دَاوِنِی بِصُنْعِکَ، وَ أَظِلّنِی فِی ذَرَاکَ، وَ جَلّلْنِی رِضَاکَ» (دعای بیستم). «خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست و بدی ها را به لطف خود از من بر طرف کن، و مرا به نعمت خود بپروران و به کرم خود اصلاح فرماى، و به احسان خود مداوا کن و در سایه رحمتت جاى ده. و در خلعت خشنودیت بپوشان».
7-«وَ ارْزُقْنِی صِحّهً فِی عِبَادَهٍ، وَ فَرَاغاً فِی زَهَادَهٍ، وَ عِلْماً فِی اسْتِعْمَالٍ، وَ وَرَعاً فِی إِجْمَال» (دعای بیستم). «مرا تندرستى در عبادت و آسایشى در پارسائى و علمى توأم با عمل، و پارسائیى مقرون با رفق و اقتصاد روزى ساز».
8-«اللّهُمّ اخْتِمْ بِعَفْوِکَ أَجَلِی، وَ حَقّقْ فِی رَجَاءِ رَحْمَتِکَ أَمَلِی، وَ سَهّلْ إِلَى بُلُوغِ رِضَاکَ سُبُلِی، وَ حَسّنْ فِی جَمِیعِ أَحْوَالِی عَمَلِی» (دعای بیستم). «خدایا مدت عمر مرا با عفو خود به پایان بر، و آرزویم را در امید رحمتت به تحقیق رسان و راه‏هایم را براى رسیدن بسر منزل خشنودیت هموار ساز، و عملم را در همه احوالم نیکو گردان».
9-«اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ نَبّهْنِی لِذِکْرِکَ فِی أَوْقَاتِ الْغَفْلَهِ، وَ اسْتَعْمِلْنِی بِطَاعَتِکَ فِی أَیّامِ الْمُهْلَهِ، وَ انْهَجْ لِی إِلَى مَحَبّتِکَ سَبِیلًا سَهْلَهً، أَکْمِلْ لِی بِهَا خَیْرَ الدّنْیَا وَ الْآخِرَهِ» (دعاء بیستم). «خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست و مرا در اوقات غفلت براى یادکردن خود، متنبه کن و در روزگار مهلت در اطاعت خود به کار دار، و راهى هموار بسوى محبت خود برایم آشکار ساز، و به وسیله آن خیر دنیا و آخرت را برایم کامل فرماى».
10-«اللّهُمّ إِلَى مَغْفِرَتِکَ وَفَدْتُ، وَ إِلَى عَفْوِکَ قَصَدْتُ، وَ إِلَى تَجَاوُزِکَ اشْتَقْتُ، وَ بِفَضْلِکَ وَثِقْتُ، وَ لَیْسَ عِنْدِی مَا یُوجِبُ لِی مَغْفِرَتَکَ، وَ لَا فِی عَمَلِی مَا أَسْتَحِقّ بِهِ عَفْوَکَ، وَ مَا لِی بَعْدَ أَنْ حَکَمْتُ عَلَى نَفْسِی إِلّا فَضْلُکَ، فَصَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ تَفَضّلْ عَلَیّ» (دعای بیستم). «خدایا بسوى آمرزش تو کوچ کرده‏ام. و بسوى عفو تو آهنگ نموده‏ام و به گذشت تو مشتاق شده‏ام. و به فضل تو اعتماد کرده‏ام. در صورتى که موجبات مغفرت تو نزد من نیست و چیزى که به وسیله آن سزاوار عفو تو گردم در کردار من نیست. و پس از این حکم، که من خود در باره خویش راندم جز فضل و احسان تو سرمایه امیدى ندارم. پس بر محمد و آلش رحمت فرست و بر من تفضل فرماى».
در حقیقت تمامی فعل هایی که تحت عنوان صدای فعال، در جملات بالا ذکر شدند، فعل- های امری هستند که در معنای دعا به کار رفته اند و فاعلشان خداوند متعال است که به صورت ضمیر مستتر «أنت»، وجوباً پنهان شده است. به علت این که ذات دعا، با خطابِ پروردگار، همراه است، بنابر این بیش ترین جملات دعا های منتخب، با صدای فعال همراه شده اند.
2-3-2 صدای منفعل:
«وقتی مبتدای جمله، پذیرنده، هدف یا متحمل فعل باشد جمله صدای منفعل و پذیرا دارد. این صدا از آن رو منفعل نامیده می شود که مبتدا در حالت «پذیرنده عمل» یا «متحمل تأثیرات عمل» آن قرار می گیرد. متنی که با فعل متعدی در جمله معلوم تولید می شود صدای فعال دارد و متنی که با فعل مجهول و با محوریت کنش پذیر تولید می شود صدای منفعل خواهد داشت» (فتوحی،1392: 295و296). افعال زیر مجهول هستند، و صدای منفعل دارند:
1-«وَ یَا مَنْ یُسْتَغْنَى بِهِ وَ لَا یُسْتَغْنَى عَنْهُ‏ وَ یَا مَنْ یُرْغَبُ إِلَیْهِ وَ لَا یُرْغَبُ عَنْهُ‏» (دعای سیزدهم).
«و اى کسى که به او بى‏نیاز توان شد، و از او بى‏نیاز نتوان گشت، و اى کسى که روى به او توان آورد، و از او روى بر نتوان تافت».
گاهی اوقات، یک صدای منفعل در کنار صدای فعال قرار می گیرد، گویی این دو صدا در دو سوی ِجمله، همچون وزنه هایی هستند که سبب ایقاع می شوند؛ تا آن چه را که امام (ع) قصد بیانش را در م
حضر الهی دارند؛ به زیباترین شکل بیان شود. در دو بند زیر، افعالی که با یک خط نشان دار شده اند، صدای منفعل؛ و افعالی که با دو خط نشاندار شده اند، صدای فعال دارند.
2-«اللّهُمّ فَکَمَا کَرّهْتَ إِلَیّ أَنْ أُظْلَمَ فَقِنِی مِنْ أَنْ أَظْلِمَ» (دعای چهاردهم). «خدایا، همچنان که نمی پسندی برای من ستم دیدگی را (که به من ظلم شود)، مرا از این که ستم کنم در امان دار» (رضایی، 1390: 90).
3-«وَ لَا أُظْلَمَنّ وَ أَنْتَ مُطِیقٌ لِلدّفْعِ عَنّی، وَ لَا أَظْلِمَنّ وَ أَنْتَ الْقَادِرُ عَلَى الْقَبْضِ مِنّی» (دعای بیستم). «….چنان کن که بر من ستم نرود، زیرا تو می توانی آن ستم را از من باز داری؛ و من بر کسی ستم نکنم، زیرا تو می توانی مرا از ستم گری باز داری» (رضایی، 1390: 123).
در بند زیر، دو فعل « تُعَابُ و أُوَنّبُ » مجهول هستند و صدای منفعل دارند:
4-«اللّهُمّ لَا تَدَعْ خَصْلَهً تُعَابُ مِنّی إِلّا أَصْلَحْتَهَا، وَ لَا عَائِبَهً أُوَنّبُ بِهَا إِلّا حَسّنْتَهَا، وَ لَا أُکْرُومَهً فِیّ نَاقِصَهً إِلّا

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   تحقیق رایگان درموردنااطمینانی، نااطمینانی اقتصاد کلان، پانل پویا، اثرات ثابت
دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید