ر عرصهی بینالمللی هیچ گونه مسئولیتی نداشتند.( Thakur and others, 2005, 16-17) اما چه عاملی باعث شد که مسئولیت کیفری فردی در عرصه ی بینالمللی مطرح گردد و ما از فرهنگ بیکیفرمانی به فرهنگ مسئولیت بینالمللی برسیم؟ بدون شک یکی از مهمترین عوامل در تسریع سیر از فرهنگ بیکیفر مانی به فرهنگ مسئولیت بینالمللی فردی جنایات هولناکی است که در دو صدهی اخیر توسط فرد و به نام حکومت به وقوع پیوسته است. (Thakur and others, 2005, 20)
زمانی که از پدیدهی بیکیفری سخن به میان میآید، اصل این است که عملی تحقق یافته، این عمل ناقض مقررات قانونی بوده و قانون برای ناقض آن کیفری پیشبینی کرده است. برای تعلق کیفر به یک شخص باید ابتدا مسئولیت کیفری وی احراز گردد. پدیدهی بیکیفری هر چند در حقوق بینالملل از حیث مصادیق وعلل وعوامل مختلف است ولی مفهوماً یکی است. در نتیجه در مورد مفهوم بیکیفری به طور خلاصه میتوان گفت که بیکیفری عبارت است از مصون ماندن شخص ناقض قوانین کیفری از تحمل ضمانت اجرای پیش بینی شده برای آن عمل.(آزمایش و همکارن،1385 ،18) بنابراین میتوان اظهار داشت که بیکیفری در حقوقبینالمللی به ویژه حقوقبینالمللیکیفری بدین معناست افرادی که مرتکب اعمالی میشوند که به موجب عرف و معاهدات بینالمللی به عنوان جنایات بینالمللی شناخته میشوند، به مجازات و کیفر متناسب با رفتار خود نرسند. از دیدگاه حقوقبینالملل که در برخی موارد نقض حقوقبشر را موجب مسئولیت کیفری میداند، بیکیفری بدین معناست که عاملان نقض حقوقبشر از هرگونه تحقیق،تعقیب،رسیدگی ومجازات بگریزند و به مجازات متناسب به رفتار ضد انسانی خود نرسند.
در زمینهی تعریف بیکیفری مختصری از تلاشهای کمیسون حقوق بشر5 سازمان ملل متحد در این راستا شایان توجه است. در تاریخ 2 اکتبر 1997 کمیسیونحقوقبشر طی قطعنامهای6 به مسئلهی بیکیفری مرتکبان جنایات حقوق بشری پرداخته است. این قطعنامه به عنوان اصول حمایت و ترویج حقوق بشر از راه مبارزه با بیکیفری شناخته شده است. در سال 2003 کمیسیونحقوقبشر طی قطعنامهی72/20037 از دبیر کل سازمان مللمتحد درخواست مینماید که کارگروه ویژهای جهت انجام مطالعات گسترده و مستقلی برای اتخاذ بهترین تدابیر جهت مبارزه با تمامی جنبه های بیکیفری تعیین نماید. همچنین کمیسیون طی قطعنامهی 72/20048 از دبیرکل درخواست انتصاب پروفسور دیانا ارنتلیچر9جهت بروز رسانی «ارائه ی اصولی جهت حمایت وترویج حقوق بشر از طریق مبارزه با بی کیفری» که در سال 1997 کمیسیونحقوق بشر به آن پرداخته بود، را نمود. هدف از انتصاب ارنت لیچر این بود که اصولی که به عنوان راهکار مبارزه با بی کیفری در 1997 توسط کمیسیون طی یک قطعنامه پذیرفته شده بود، با تحولات جدید همگام شود. طی قطعنامه ی 72/2004خانم ارنت لیچر بایستی به تحولات اخیر در حقوق بین الملل و عرف از جمله رویهی بین المللی و رویهی هر کدام از کشورها و مطالعات کارگروه ویژه بر روی بیکیفری توجه نماید. سرانجام گزارش ارنت لیچر طی قطعنامهای10 در 8 فوریه ی 2005 با عنوان «ارائهی اصول به روز رسانی شده جهت حمایت وترویج حقوق بشر از طریق مبارزه با بی کیفری»11 به تصویب رسید.
در این سند بیکیفری این گونه تعریف شده است.« عدم امکان دائم یا موقت بازخواست نمودن مرتکبین جنایات است، چه از نظر کیفری ،مدنی ویا اداری یا انضباطی. از این طریق که مرتکبان جنایات نبایستی موضوع تحقیق و تفحصی قرار گیرند که منجر به متهم نمودن و بازداشت و…آنها شود، و اگر چنین افرادی مقصر شناخته شوند از مجازات متناسب یا پرداخت غرامت معاف شوند.»
به نظر میرسد که بیکیفری بیشتر در کشورهایی به وقوع میپیوندد که در آن نقش و اهمیت قانون کم اهمیت جلوه داده میشود، یا افراد خاصی از سیستم حمایتی ویژه برخوردارند و یا افراد با توسل به قانون و اجبار از مصونیت و معافیت از هرگونه بازخواست برخوردارند.در نخستین اصل از قطعنامهی کمیسیون حقوق بشر چنین آمده است که بیکیفری از قصور دولتها در موارد زیر ناشی میشود:
الف – هر دولتی در زمینه رسیدگی به جنایات بینالمللی و محاکمه یا استرداد متهمین این گونه جنایات دارای تعهد بینالمللی است.دولتها با قصور در انجام این تعهد موجب بیکیفرمانی این جنایات میشوند.
ب – دولتها در اتخاذ راهکارهای متناسب جهت بازخواست نمودن از مرتکبان قصور میورزند.
پ – دولتها این اطمینان را به جامعهی بینالمللی نمیدهند که در صورت اثبات اتهام علیه مرتکبان جنایات بینالمللی به محاکمه و مجازات آنها خواهند پرداخت.
ت – دولتها اغلب در اتخاذ راهکارهای مناسب جهت جبران خسارت از قربانیان قصور میورزند.
ث – دولتها در زمینه ی این جنایات این اطمینان را به جامعهی بین المللی نمیدهند که گامهای مؤثری جهت جلوگیری از وقوع دوبارهی این جنایات برخواهند داشت.
بنابراین زمانی که بحث از بیکیفری به میان میآید منظور این است که شخصی مرتکب یکی از جنایات بینالمللی شده است،اما مورد تعقیب، محاکمه و مجازات قرار نگرفته است. اهمیت مبارزه با بیکیفری یه عنوان یک آرمان موضوع گفتار بعدی است.

گفتار دوم:اهمیت مبارزه با بیکیفری و اعمال کیفر
جرم یکی از پدیدههایی است که موجب واردن آوردن لطمات زیادی به اجتماع میشود. میتوان بیان داشت که در عرصهی بینالمللی جنایات بینالمللی یکی از انزجارآورترین پدیدههایی هستند که در دو قرن اخیر شاهد افزایش ارتکاب آنها بودهایم.جامعهی بینالمللی به صلح و امنیت نیاز دارد، تا در سایهی آن ب
ه پیشرفت و اهداف خود دست یابد وبدون شک کشورها در این جامعه مایل نیستند که صلح و امنیت مورد تهدید قرار گیرد.
امروزه شاهد هستیم که در عرصهی بینالمللی کشورها با یکدیگر در حال تعاملند و دارای روابط گوناگون سیاسی، اقتصادی و… هستند.امروزه کشورهای جهان چنان به هم وابستهاند واز هم تأثیر میپذیرند که حادثه و جنایتی در یک گوشه از جهان بر دیگر کشورها اثر میگذارد.برای مثال منطقهی خاورمیانه را در نظر بیاوریم.بنا به گفتهی بسیاری از تحلیلگران خاورمیانه در حال حاضر سختترین دوران خود راپشتسر میگذارد.تحولات این منطقه برای نمونه میتواند بر قیمت جهانی نفت اثر بگذارد.هدف از بیان این مطلب این است که دیگر کشورها نمیتوانند خود را در محدودهی مرزها حبس نموده و نسبت به تحولات جهانی و از جمله جنایات بین المللی بیتوجه باشند.
همان گونه که بیان شد جنایات بین المللی در مفهوم موسّع خود شامل،جنایت تجاوز،جنایت نسلزدایی،جنایات علیه بشریت،جنایات جنگی،اعمال مربوط به برده داری و تروریسم میباشد.این جنایات از زیانآورترین آفت های جامعهی بینالمللی محسوب میشوند و به علّت گستردگی اثراتی که بر جای میگذارند،جامعه را به اتخاذ اقداماتی در مقابلهی با آن وامیدارد.بنابراین به کیفر رسانیدن مرتکبان این جنایات روش مناسبی است که از این طریق میتوان علیه این پدیدهی روبه افزایش در سطح جهانی مبارزه کرد و تا حدودی تهدیدات علیه صلح و امنیت جهانی را کاهش داد. بنابراین مبارزه با بیکیفری و به کیفر رسانیدن مرتکبان جنایات بینالمللی یکی از اهداف مهم جامعهی بینالمللی در کل است. به کیفر رسانیدن مرتکبان این جنایات کوششی است تا بدین وسیله جامعهی بینالمللی از گزند آثار شوم این جنایات مصون بماند.
با توجه به اثرات گستردهای که جنایات بینالمللی بر جای میگذارند، این جنایات اغلب توسط افرادی ارتکاب مییابند که از قدرت برخوردارند.برای مثال رئیس یک دولت، یا حکومت یا فرماندهان ارتش ویا رئیس گروههای شورشی از جمله افرای هستند که صاحب قدرت هستند و احتمال نقض قوانین و ارتکاب جنایات توسط آنها بیشتر است. لرد اکتن بیان میدارد که «قدرت فاسد میکند وقدرت مطلق،مطلقاً فاسد میکند.» به بیانی دیگر قدرت همچون سیلابی است که موانع سست ولرزان را از سر راه خود برمیدارد و راه را برای اعمال نظرات شخصی و گروه حاکم هموار میکند. (قاضی،1388 ،161) همچنین شارل دومنتسکیو بیان میدارد که تجربههای همیشگی نشان داده است که هر انسان صاحب قدرتی گرایش دارد تا از قدرت خود سوءاستفاده کند، پس تا آنجا به پیش میرود که به حد و مرزی بخورد.(قاضی، 1388 ،165)
به نظر می رسد که صاحبان قدرت از امکانات و استعدادهای بیشتری جهت ارتکاب جنایات بینالمللی برخوردارند، بنابراین بایستی در مقابل قدرت مانع مستحکمی وجود داشته باشد تا صاحبان قدرت توان برداشتن آن را نداشته باشند. اگر سدّی که در مقابل سیلاب قدرت ایجاد میشود مستحکم باشد، امنیت و آزادی بیشتری برای افراد فراهم خواهد شد و به نظر میرسد که این قانون و ضمانت اجرای آن است که میتواند چنین سّد مستحکمی بنا نماید تا عاملان جنایات به کیفر اعمال ضد انسانی خود برسند.
دوصدهی اخیر شاهد کشتارهای عظیم، شکنجهگری در سطحی گسترده، جنایات علیه بشریت، ناپدیدشدگی اجباری بوده است. جنگ جهانی اول و دوم و جنایاتی که در جریان این دوجنگ رخ داده ، نسلکشیهای رخ داده در روآندا ویوگسلاوی سابق، جنایات به وقوع پیوسته در سودان، عراق، لیبی و… . اگر پیگیر اخبار باشیم هرروز شاهد جنایات هولناکی هستیم که واقعاً این سؤال رامطرح میکند که چرا جامعهی بینالمللی اقدام مؤثری برای جلوگیری از این ددمنشی ها اتخاذ نمیکند؟ در چند سال اخیر خاورمیانه به کانون خبرگیری جهان تبدیل شده است. هر روز خبر از جنگ داخلی سوریه ،حملات انتحاری در عراق ، جنایات در مصر ،افغانستان، بحرین و…. بنابراین جنایات در عصر ما هم کم نیستند که بایستی چارهای اندیشد. مبارزه با بیکیفری مرهمی است برای هزاران زخمی که جنایات موجب نگرانی بینالمللی بر حقوقبشر و جامعهی نوپای بینالمللی وارد نموده است. نباید ناامید شد، چند دههی اخیر به وضوح شاهد تلاش جامعهی بینالمللی برای ایجاد نهادهایی جهت مبارزه با بیکیفری برای جرایمی چون جرایمجنگی، جنایتعلیهبشریت ، نسل زدایی و… بوده است. تشکیل دادگاههای نظامی نورنبرگ و توکیو، دادگاههای کیفری بینالمللی ویژهی یوگسلاوی سابق وروندا، سیرالئون، کامبوج، لبنان و سرانجام مهمتر از همه دیوان بینالمللی کیفری خود شاهدی عینی بر این مدعاست. این دادگاهها تا اندازهای در به عدالت سپردن مقامات بلند پایهای که مسئول جنایات بینالمللی شناخته شدهاند موفق عمل نموده، و نشان می دهد که از این پس تبهکاران مأمنی نخواهند داشت که در آن از چشم عدالت پنهان و از مکافات در امان بمانند.(شیایزری،1383، 606)
برای اینکه به اهمیت کیفر و مبارزه با بیکیفری پی ببریم بهتر است که با اهداف مجازاتها واهمیت
اعمال آنها آشنا شویم.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با کلمات کلیدینااطمینانی، نااطمینانی اقتصاد کلان، پانل پویا، اثرات ثابت

1 . مجازات نمودن جنایتکاران
وقتی که شخصی مرتکب جنایتی می شود بایستی به مجازات متناسب با آن عمل برسد. یک ضرب المثل لاتینی بیان می داردکه:«بزهکاران مجازات می شوند،چون مرتکب گناه شده اند.»12 این ضرب المثل این اندیشه را به خوبی بیان می دارد که خطا و اشتباه و سرپیچی از قانون بایستی با اعمال مجازات از بین بروند.(مظلومان،1351 ،105)
زمانی که جنایات بین المللی به وقو
ع می پیوندند عدالت کیفری بین المللی بایستی که در مقابل آن عکس العمل نشان دهد.عدالت کیفری به دنبال ممانعت از ارتکاب جنایات است.جنایات دهشتناکی که در چند دههی اخیر به وقوع پیوسته است ریشه در وجود بیکیفری دارد. بیکیفری سلامت جامعه را به خطر میاندازد چون افرادی را که بالقوّه مجرمند تشویق به خشونت میکند. مجرمان بالقوّه تمایل زیادی پیدا خواهند کرد جرایمی را انجام دهند که ارتکاب آن برایشان مجازاتی نخواهد داشت. بنابراین بیکیفری سرزمینی رویایی برای مجرمان میسازد.عبور موفقیتآمیز از این حالت مستلزم شکستن چرخهی معیوب بیکیفری است. مسئولیتدار بودن در مقابل پدیدهی بیکیفری است. جرایم –حتی شدیدترین نوع آن- توسط موجودات انتزاعی ارتکاب نمییابند بلکه توسط افراد انسانی ارتکاب مییابند که بایستی شخصاً نسبت به اعمالشان مسئول و پاسخگو باشند.وجود جامعهای سالم مستلزم تعامل آزاد و داشتن حق تعیین سرنوشت برای افراد آن جامعه است ،که بدون پذیرش مسئولیت شخصی قابل تصور نیست. در مرحله

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید