دانلود پایان نامه

ر ادامه قصد
داریم تحولات حوزه امنیت را از دو منظر دیگر مورد کنکاش قرار
دهیم.
2-1-2-2 پسا اثبات گرایی: امنیت در عصر نا رویدادها
با شکل گیری تولات معرفت شناختی میان اثباتگرایی و
پسااثباتگرایی که بررسی مفصل آن خارج از حوصله و موضوع این
نوشتار است ، نظریات جدیدی در حوزه مطالعات نظری روابط بین
الملل به ظهور رسیدند که مفروضات نظریات خردگرا همچون رئالیسم
و مباحث مطرح شده امنیتی در این حوزه را به چالش کشیدند و
مباحث نوینی را مطرح ساختند. استیو اسمیت در این راستا معتقد
است که پنج نحله فکری معرف رویکر پست پوزیتیویستی می باشند:
رئالیسم انتقادی، هرمنوتیک، نظریه انتقادی، فمنیسم و پست
مدرنیسم. از نظر اسمیت در این میان پست مدرنیسم و نظریه
انتقادی در مورد امنیت حرف هایی برای گفتن ذارند )
افتخاری،1231191 (. هدف از ذکر این تحولات بررسی مبسوط و گسترده
تحولات نظری از مدرنیسم به پست مدرنیسم نیست ، بلکه نویسنده
قصد دارد به صورت مختصر به برخی از نظریات روابط بین الملل و
موضوعات امنیتی بپردازد ، تا چشم انداز نظری مناسبی برای دیگر
فصول پژوهش فراهم آید.
30
2-1-2-2-1 پست مدرنیسم و امنیت
در سال های اخیر شاهد پیدایش رویکردهای پست مدرنیستی در عرصه
روابط بین الملل بوده ایم ودر نتیجه آن دیدگاههای جدیدی درباره
امنیت مطرح شده است .بیشتر نوشته های پست مدرنیستی در زمینه
امنیت بر خرده گیری از واقع گرایی و آرمانگرایی و بطور کلی
جریان خردگرایی استوار است. نقطه تمرکز آنها در گفتمان امنیت
بر نقد دیدگاه رئالیستی قرار دارد)عباسی اشلقی،8131199 (.در
حالیکه در برداشت مدرن و رئالیستی ، امنیت در معنای نظامی آن
مطرح است، در چشم انداز پسامدرنی از امنیت افراد و گروهها به
جای دولت صحبت می شود، افراد و گروههایی که موجودیت و هویتشان
توسط دولت یا دشمنان او در معرض نابودی است) نصری، 2931193 (.
در این راستا ، ریچار اشلی معتقد است که رئالیسم یکی از مشکلات
اصلی نا امنی بین المللی است، زیرا رئالیسم گفتمان قدرت و
حکومت است که خود موجد ناامنی و تهدید است، چرا که بر رقابت
امنیتی بین کشورها تمرکز دارد. اما پست مدرنها تلاش دارند تا
یک گفتمان اجتماعی را جایگزین گفمان قدرت نمایند که این گفتمان
بر صلح و همگنی و هماهنگی تمرکز دارد.پست مدرنها مخالف قطعیت
احمقانه رئالیسم هستند و معتقدند نمی توان تفسیر واحدی درباره
واقعیت جهانی وجود داشته باشد) بیلیس و اسمیت،83131191 (. از
نظر پست مدرن ها آن هنگام که مردمان معیارها و نظریه های
31
رئالیستی را از ذهن خود پاک کردند و به جای آن شناخت و مفهوم
یک جامعه بین المللی را جایگزین ساختند ، می توان امیدوار بود
که افراد و کشورها در تمام جهان معنای همکاری با یکدیگر را در
می یابند و سیاست جهانی وارد دوره ای تازه از صلح و آرامش می
شود) عباسی اشلقی،8831199 (. با توجه به اینکه دغدغه محقق بررسی
نظریه ها نیست از پرداختن بیشتر به نظریات جدید خودداری می
گردد و در ادامه به نظریات مکتب گپنهاگ درباره امنیت می
پردازیم.
2-1-2-1 مکتب گپنهاگ: تفاسیر گسترده امنیت
اما سرانجام رویکرد رئالیستی به امنیت در طول دهه 1893 آماج
نقد و انتقادها قرار گرفت. شاید فکر شود این امر نتیجه طبیعی
افول و سپس پایان جنگ سرد بوده است، اما این واقعیت ممکن نبود.
بلکه واقعیت قابل توجه آن است که مطالعات جدید در زمینه مباحث
امنیت در سال 1891 یعنی در اوج دوران جنگ سرد صورت گرفت. یعنی
در همان دوران جنگ سرد و حاکمیت واقع گرایی، نظریات جدیدی در
حوزه امنیت مطرح گردید. در این مقطع دو نقد در مورد تفکر سنتی
امنیت منتشر شد: اول مقاله ریچارد اولمان به نام » بازتعریف
امنیت« که در نشریه رئالیستی امنیت بین الملل منتشر شد، دومین
نقد نیز کتاب مهم و اثرگذار » مردم ، دولتها و هراس« نوشته
32
باری بوزان بود) شیهان،8131199 (. باری بوزان و همفکرانش به
مکتب گپهاگ پیوستند و با انتقاد از رئالیسم ، یک رهیافت نوین
از امنیت ارایه دادند که از آن با عنوان مکتب گپنهاگ یاد می
شود. اعضای این مکتب از طرفداران مفهوم امنیت گسترش یافته
هستند. بوزان استدلال کرد که در جهان امروز باید بر حسب یک
مفهوم امنیتی گسترده و عام به مقوله امنیت ملی نگریست که افراد
، دولتها و نظام جهانی همگی نقش ایفا می کنند و هم چنین مسایل
و عوامل اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و زیست محیطی به
اندازه عوامل نظامی اهمیت دارند) همان:82 (.
پیشنهادات بوزان برای گسترده کردن موضوع امنیت نقطه عزیمت
رادیکالی بود ، او معتقد بود که فراخ سازی مفهوم امنیت برای
درک واقعیت های جهان امروز لازم است.
اینک پس از فهم اولیه از مفهوم امنیت ملی و شناخت ابعاد،ویژگی
ها و زوایای نظری آن ، در ادامه به دستور کار دوم فصل یعنی
بررسی مفهوم رهبری و سبک های آن می پردازیم. به نظر می رسد
امنیت ملی هر کشوری تابعی از سبک های رهبری در آن کشور است که
از سوی سیاستمداران و دیپلمات های یک کشور اعمال می گردد .
بررسی سبک های رهبری امنیت ملی نیز مقوله مهمی است که ذهن
بسیاری از محققان حوزه روابط بین الملل را به خود مشغول کرده
است. نوشتار حاضر در این چارچوب پس از ذکر مباحثی پیرامون
موضوع رهبری و ابعاد و زوایای این مفهوم، به ذکر چارچوب نظری
33
خود که مبتنی بر رویکرد استانفورد کوهن نسبت به سبک های رهبری
است خواهد پرداخت . به نظر میرسد که الگوی نظری کوهن توانایی
بالایی در سامان دادن به موضوع اصلی پژوهش حاضر دارد.
2-2 مفهوم رهبری و سبک های آن: تعاریف و برداشت ها
در ابتدای بحث تعربف دقیق واژه و مفهوم رهبری ضروری به نظر
میرسد، زیرا در عین حال که واژه رهبری از دیدگاه لغوی ، معنی
یکسان و مشابهی را در ذهن تداعی میکند، از حیث کاربرد قلمرو
وسیعی دارد و بنا به مقتضای شرایط می تواند معانی گوناگونی
پیدا کند .
1-1-2 مفهوم رهبری و تعاریف آن
رهبری از لحاظ لغوی یعنی رهیابی، رهگشایی و راهنمایی انسان ها
)متشکل در گروه ها، قشرها، یا جوامع بشری به طور کلی(. پیشگامی
به سوی اهداف خاص که در عمل از طریق نفوذ در دیگران و تغییر
رفتار آن ها در جهت مورد نظر امکان پذیر است )سید جوادین، 1183:
111 (. از مفهوم رهبری تعاریف متنوعی در کتاب ها و مقالات آمده است.
دلیل آن این است که هر نویسنده رهبری از دیدگاه متفاوتی تعریف کرده است
که برخی از این تعاریف عبارتند از : رهبر شخصی است که یک چشم انداز
را می بیند و اقدامات لازم را برای رسیدن به آن چشم انداز انجام
می دهد و دیگران را به عنوان شریک در تعقیب و انجام تغییر
34
همراه میکند )5:2004,laub (. از نظر جرج تری ، »رهبری عمل تاثیر
گذاری بر افراد است بطوریکه از روی میل و علاقه برای هدف گروهی
تلاش کنند« .کیت دیویس نیز معتقد است که» رهبری یعنی توانایی
ترغیب دیگران به کوشش مشتاقانه جهت هدف های معین« . هارولد کونتز
نیز بیان می کند که » رهبری، تحت تاثیر قرار دادن دیگران جهت
کسب هدف مشترک است. اصولاً ر هبری ر ا هنر نفوذ در دیگر ان میدانند«
)موسی خانی،18131193 (.
1-1-1 نمونه های رهبری
به طور کلی می توان ظهور رهبری و انواع آن را در یک جامعه به
شرح زیر مجسم ساخت:
الف : رهبری مذهبی: رهبری مذهبی که بر مبنای نگرش دینی، جهان
بینی مذهبی و نظام ارزشی اعتقادی، رفتار افراد را هدایت می
کند.
ب : رهبری سیاسی: رهبری سیاسی دومین نوع رهبری جامعه را تشکیل
میدهد و بهعنوان وسیله ای برای رهبری، ایدئولوژی و خطمشی کل
جامعه را در جهت جهان بینی و نظام ارزشی خاص، مشخص مینماید.
ج : رهبری علمی و فلسفی: که متأثر از نگاه به جهان هستی و پدیده
های خلقت، و در قلمرو نخبهپروری ، به حاکمیت نخبه های علمی و
بهویژه فلسفی قائل است.
35
د : رهبری سازمانی: که در قلمرو سازمان، مجری سیاست ها و خطمشی
های رهبران اجتماعی و سیاسی بوده و رفتار افراد را در جهت
تحقق اهداف سازمانی هدایت مینماید )سید جوادین، 1183 : 2 11 (.
2 -2-1 وظایف رهبر
رهبران وظایف گسترده ای بعهده دارند. در این راستا گاردنر
اشاره کرده است که از وظایف رهبران آن است که برای کمک به
جامعه تلاش کنند. آن ها باید به درک مشکلات مردم، کمک به تنظیم
اهداف و اولویت ها، کار با دیگران برای پیدا کردن راه هایی برای
رسیدن به اهداف انتخاب شده، بپردازند. همچنین حفظ و تقویت
روحیه عمومی و ایجاد انگیزه و پرورش وحدت عمومی در سطح عملی ،
از دیگر وظایف رهبران است.
از طرف دیگر با وجود تأکید دولت بر سایر وظایف رهبری، چالش
حفظ یک توده مهم از حمایت سیاسی یک اولویت بالا برای بسیاری از
رهبران باقی مانده است چرا که بدون این حمایت ها ، مشکلات بسیاری
برای پیشبرد اهدافشان ایجاد خواهد شد. رهبران همچنین باید به
تدوین سیاست ها و اولویت هایشان بپردازند و اولویت های استراتژیک
خود را مشخص نمایند. دیگر وظایف رهبر عبارتند از: تفسیر مشکلات
و تجویز راهحل های مناسب، داشتن چشم انداز شخصی به عنوان را ه
حل و یا حداقل راهی برای پاسخ به مشکلات و بسیج پیروان برای
اجرای آن راهحل یا پاسخ .رهبران سیاسی باید به درک امیدها و
36
آرمان های مردم و شناسایی اهداف جامعه همت گمارند. آن ها آینده
کشور را تدوین و طراحی میکنند. رهبران سیاسی ظرفیت های بسیج
مردمی را برای رسیدن به هدف مشترک اجتماعی شکل میدهند. علاوه
بر این، از رهبران سیاسی انتظار می رود که ویژگی های خاصی را
به منظور رهبری موثر داشته باشند. ) شهبازی،2131181 (. آن ها
موظفند تعهدی خدشه ناپذیر به اهداف اجتماعی داشته باشند و در
راه مبارزه برای رسیدن به آن ها، آماده ارائه خدمت فداکارانه
به مردم باشند. رهبران باید الهام بخش پیروانشان و حتی سایر
افراد اجتماع باشند. از دیگر ویژگی آن ها می توان به صبر و
پشتکار در پیگیری اهداف جامعه، بلوغ و عقل وقدرت تصمیم گیری
درست و به موقع اشاره کرد. البته این ها ویژگی های یک رهبر
آرمانی هستند و پیدا کردن همه آن ها حتی در یک رهبر ایده آل هم
دشوار مینماید (2: 2006,Thimmaiah) .
2-2-1 نظریه های رهبری
پس از بررسی مفهوم رهبری و تعریف و نمونه ها و وظایف آن ،
اینک به ذکر برخی از مهم ترین نظریه های رهبری می پردازیم. به
طور کلی دو نظریه عمده رفتاری در باب رهبری عبارتند از:
2-2-1-4 نظریه مردان بزرگ
نخستین نظریه ای که در این باره ارائه شد، »نظریه مردان بزرگ«
یا »رهبری ابرمرد« است . این نظریه که از آن بنام نظریه رهبری
37
نیز یاد می شود بار اول توسط کارلایل مطرح شد. بر اساس این
نظریه رهبر در ساختن تاریخ و تحولات تاریخی نقش اساسی دارد. تا
زمانی که در بین گروه رهبر وجود نداشته باشد نه آن گروه به
طور منظم با هم همک
اری کرده و نه به هدف مشترک خود دست پیدا
میکنند. هدف گروه، صرفأ تحت راهنمایی رهبر میتواند حاصل شود.
بنابراین، بر اساس این نظریه رهبر شخصیت تاریخساز است. زیرا
رهبر است که افراد گروه خود را تنظیم، عملکرد آنها را نظارت
و ایشان را به سوی هدف راهنمایی میکند و هم اوست که وسایل
رسیدن به هدف را تهیه و تدارک میبیند. پیروان این نظریه
معتقدند که تاریخ با رهبری مردان بزرگ شکل میگیرد و مسیر آنرا
ویژگی های این مردان بزرگ تعیین میکند. از نکات عمده این نظریه
این است که رهبری امری ذاتی است و نه اکتسابی، یعنی رهبران
ساخته نمیشوند بلکه رهبران زاده میشوند. بدین ترتیب آموزش و
تربیت افراد برای رهبری امری بیمعنی خوا هد بود )عابدی جعفری،
1872: 47 (. این تئوری بیان میدارد که رهبر است که مسبب اتفاقات
بزرگ است، ابرمرد باعث می شود چیزهایی اتفاق بیفتد که معمولأ
رخ نمیدهد.
2-2-4-2 نظریه صفات و ویژگیهای رهبری
در ادامه اندیشه نظریه رهبری مردان بزرگ، نظریه هایی که به
صفات رهبری توجه دارد مطرح شده است. بررسی های مختلفی که در طی
سال های 1120 تا 1180 صورت گرفت صفات و

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با کلمات کلیدی ، Value، Equation:، Std.

دیدگاهتان را بنویسید