ه میان این ابعاد وجود دارد، موجب می گردد که نیاز به دیدگاهی چند بعدی و همه جانبه جهت فهم و درک آدمی و کمک به رشد و بهزیستی او، حس گردد.
بهزیستی1 عاملی مهم در حیطه زندگی فردی و جمعی است که همگان به دنبال دستیابی و گسترش آن در زندگی خود هستند. روانشناسی نقش والایی برای این صفت قائل گشته است. در ابتدای ظهور روانشناسی، تأکید این رشته بر بیماری های روانی و درمان آن ها بود، اما با گذشت زمان “مدل سلامت روانی”، “مدل بیماری” را به چالش کشیده است(کیز2، 2002). البته در تاریخ روانشناسی همواره بزرگانی چون جیمز3، راجرز4، مزلو5، فروم6 و فرانکل7 برداشت های مثبتی از شخصیت سالم و کنش وری مثبت به دست داده اند. در دیدگاه های نوین روانشناسی مثبت نگر نیز، پژوهشگران برجسته ای چون ریف و سینگر8 (1998)، سلیگمن و سیکزنتمیهالی9 (2000) و کیز(2002)، بر لزوم در نظر گرفتن جنبه های مثبت بشر و مفهوم بهزیستی در تعریف سلامت روانی تأکید کرده اند(کیز، 2004).
با تأکید بر بهزیستی، بررسی عوامل مؤثر بر آن به صورت جنبه خاصی از روانشناسی بروز کرد. با ظهور بهزیستی در حیطه روانشناسی، احساس بهزیستی، یکی از ویژگی های مهم افراد دارای سلامت روان شناخته شد.
در طی سال های 1970-1960 جنبشی جهت مطالعه عوامل مرتبط با کیفیت زندگی10 در ایالات متحده آغاز گردید و شروع یک عقیده تدریجی شد، مبنی بر این که رضایت در زندگی فقط بر پایه عوامل عینی نبوده و به عوامل ذهنی مؤثر در این حیطه نیز توجه گردید. همزمان با این جنبش بود که گروهی به اهمیت اثر معنویت در بهزیستی پافشاری کردند. الیسون11 (1983) و پالوتزین12 و الیسون(1982)، استدلال کردند که کیفیت زندگی مفهومی است که بهزیستی مادی، روانی و معنوی در آن دخیل اند(بونت13، 2009). بهزیستی معنوی از رابطه دو مفهوم بهزیستی و نقش معنویت در آن شکل گرفت و گسترش یافت که ناشی از توجه به نقش معنویت در بهزیستی فردی بود. در مطالعه ای بر روی دانشجویان سنگاپوری مشخص شد که آنان معنویت را برای آدمی، رشد و بهزیستی او اساسی می دانند (تیو ، کریدی و چان14،2012). بهزیستی معنوی15، حسی از ارتباط با دیگران، داشتن معنی و هدف در زندگی و داشتن ارتباط و اعتقاد به یک قدرت متعالی است( هاکز ، هال ، تالمن و ریچینز16، 1995 ). الیسون (1983)، بیان می دارد که بهزیستی معنوی شامل دو عنصر روانی اجتماعی و مذهبی است. بهزیستی مذهبی شامل ارتباط با یک قدرت متعالی است و بهزیستی وجودی که عنصری روانی ـ اجتماعی است، بیانگر احساس فرد است از اینکه چه کسی است؟ چه کاری و چرا انجام می دهد و به کجا تعلق دارد. این دو بعد در عین جدا بودن، با هم تعامل داشته و احساس سلامت معنوی، رضایت و هدفمندی را به وجود می آورند. به این شکل بهزیستی معنوی نقش والایی در مطالعات مرتبط با بهزیستی و سلامت روان یافت.
سلامت روان17 یکی از مهم ترین شاخص های سلامت و بهداشت یک جامعه تلقی می شود. سازمان بهداشت جهانی18 از سال 1946 برای سلامتی سه بعد زیستی، روانی و اجتماعی قائل شده است، اما در اکثر کشورها دو بعد روانی و اجتماعی نادیده گرفته می شوند. از زمان ظهور رسمی روانشناسی سلامت در 1970 ، در مدت زمانی بسیار کوتاه، روانشناسی سلامت به رکن اصلی علوم رفتاری تبدیل شد. جنبه های مؤثر در بررسی رشد و تکامل انسان فراوان بوده و سلامت روان به عنوان یکی از مهم ترین موضوعات روانشناسی سلامت، مطرح است. سلامت روان چیزی بیشتر از نبود اختلال های روانی است و شامل خوب بودن ذهنی، ادراک خودکارآمدی، استقلال و خودمختاری، کفایت و شایستگی، وابستگی میان نسلی و خود شکوفایی توانمندی های بالقوه فکری و هیجانی می گردد(سازمان بهداشت جهانی،2001 ).
در پرداختن به هیجان های مثبت و عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی، شادکامی19 نیز از عوامل مطرح شده در حیطه روانشناسی مثبت نگر است و تأثیر شگرفی بر احساس رضایت و بهزیستی دارد. در گذشته روانشناسی بر هیجان های منفی و اختلال متمرکز بود، اما به تدریج از چند دهه گذشته به بررسی هیجان های مثبت و عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی پرداخت. در اکثر تعاریف مطرح شده از شادکامی، تجربه احساس مثبت به چشم می خورد. استوارت، واتسون، کلارک، ابمیر و دیری20 (2010)، شادی را متشکل از لذت از زندگی، نداشتن احساس منفی مثل اضطراب و افسردگی و داشتن میانگینی از رضایت از زندگی می دانند.
اهمیت دادن ب
شادی ناشی از تجربه عاطفی غیر منطقی است که کامرواسازی نیازها را نشان می دهد. در این دیدگاه شادی انعکاسی است از احساس کلی ما. مردم هنگامی که نیاز های اساسی شان از جمله گرسنگی، احساس خطر و تنهایی نادیده گرفته شود، احساس ناراحتی می کنند. این نظر با نتایج موجود درباره میانگین شادی کمتر در کشورهای فقیر همخوانی دارد(همان).

2 ـ 1 ـ 2 ـ 2. الگوی شادی از دیدگاه شلدون و لیبومیرسکی:
الگوهای چندی درباره شادی و عوامل مؤثر بر آن وجود دارد. الگوی ارائه شده توسط شلدون60 و لیبومیرسکی61 (2004)، درباره شادی از تازه ترین نمونه ها در این زمینه می باشد. آن ها به معرفی سه سازه اولیه تأثیر گذار بر شادی فردی پرداخته که عبارتند از: نقطه ثابت62، عوامل موقعیتی63 و فعالیت های ارادی64.
ـ نقطه ثابت به آمادگی های ژنتیکی و ارثی اشاره دارد که در هر فرد عاملی ثابت است و بیانگر سطح شادی فرد، در زمان صفر بودن سایر عوامل الگو است.
ـ براساس مدل، تغییرات مثبت زندگی باعث ایجاد شادی می شوند. عوامل موقعیتی اثرگذار بر شادی اشاره دارد بر عوامل دموگرافیک، جغرافیایی و موقعیتی شامل: سن ، وضعیت تأهل، موقعیت شغلی و درآمدی، خانه و منطقه ای که فرد در آن زندگی می کند، تسهیلاتی که در زندگی از آن برخوردار است و دارایی های فردی.
ـ فعالیت های ارادی در واقع فعالیت هایی است که فرد به صورت ارادی و هدفمند درآن ها وارد می شود که می توانند شناختی( داشتن نگرش های سازگارانه، خوش بینانه و مثبت)، رفتاری( محبت به دیگران و داشتن فعالیت ورزشی) و ارادی(مشخص کردن اهداف شخصی معنادار و تلاش جهت رسیدن به آن ها) باشد.
2 ـ 1 ـ 2 ـ 3. نظریه های مختلف روانشناسی درباره شادی
2 ـ 1 ـ 2 ـ 3 ـ 1. دیدگاه فروید65:
فروید پنج مرحله رشد روانی جنسی را برای آدمی برشمرده است که در هریک از این مراحل بخشی از بدن، نقش غالب را داشته و برجستگی خاصی در زندگی آن دوره و نقش آن دوره در تشکیل شخصیت بر عهده دارد. دیدگاه فروید با تاکید بر نهاد و اصل لذت شناخته می شود. فروید معتقد بود که شادمانی انگیزه نهایی انسان است و هدف زندگی پیروی از اصل لذت می باشد، به طوری که افراد درصدد هستند تا لذت را به حداکثر رسانده و درد را کاهش دهند (به نقل از امیریان،1390).
2 ـ 1 ـ 2 ـ 3 ـ2. دیدگاه اسکینر:
اسکینر66 (1953)، شادمانی را احساسی می دانست که از شرایط و موقعیت های تقویت کننده حاصل شده و در این شرایط از فرد کاملا قدردانی می شود و مورد تقویت قرار می گیرد و در معرض کنترل آزار دهنده نیست( همان).
2 ـ 1 ـ 2 ـ 3 ـ 3. دیدگاه مزلو:
مزلو با مطرح کردن سلسله مراتب نیازها، بیان می دارد که این نیازها به طور عام در کلیه افراد آدمی ظاهر می گردد اما طرق ارضای آن ها در شرایط و فرهنگ های مختلف متفاوت است. مازلو بیان می دارد که احساس کمبود، فرد را در جهت تلاش برای ارضای نیاز ترغیب می کند. کوشش موفق و ارضای نیاز، برای مدتی کوتاه احساس شادی را ایجاد می کند( به نقل از زارع،1390). پس مازلو شادی را نتیجه دستیابی به هر سطح از سلسله مراتب نیاز ها می داند.
2 ـ 1 ـ 2 ـ 3 ـ 4. دیدگاه اسلام درباره شادی:
شادی به معنای سرزندگی و کامیابی، از مهمترین نیازهای روانی بشر است و به دلیل تأثیرات عمده ای که بر زندگی انسان می گذارد، از اهمیت زیادی برخوردار است. اسلام که خواهان زندگی کامل است حتما به شادی توجه داشته زیرا بدون شادی زندگی کامل و حیات طیبه تحقق نمی یابد. در آموزه های دینی به جایگاه و اهمیت شادی در زندگی و علل و آثار آن، توجه ویژه ای شده؛ تا آنجا که مکرر در دستورات اسلامی و احادیث و روایات ائمه معصومین(ع) به شادیهای مثبت و هدفمند توصیه شده است. در دین اسلام، مفهوم شادی بارها با الفاظ مختلف در قرآن کریم بیان شده است. این مفهوم در مجموع، 25 بار با الفاظ مختلفی همچون: فرح، فرحوا، تفرّح، فرحون و فرحین در قرآن آمده و به معنای خوشحالی، سلامت و مسرّت تعریف شده است. در متون اسلامی به دو نوع شادی برمی خوریم: شادی مثبت و شادی منفی. مخالفت اسلام با برخی شادی ها و اعمال محدودیت در این زمینه، مخالفت با شادی های منفی بوده و به جهت تأمین و تضمین شادی پایدار آینده و سعادت دنیا و آخرت است. اسلام پیوسته افراد را به شادیهای مثبت و سازنده دعوت می کند. در دستورات آسمانی دین اسلام، نکته های ارزشمندی در خصوص ایجاد شادی و نشاط آمده است. که گاهی برای ایجاد شادی برای خود آدمی است و زمانی برای دیگران. در اسلام سفارش زیادی برای تبسم زدن بر دیگران، پوشیدن لباسهای شاد و استعمال بوی خوش، دیدار با دوستان، نظافت و پاکیزگی، مسافرت و تفریح، حضور در طبیعت، زدودن کینه و حسد از دل و شوخ طبعی و مزاح مطرح شده است، که همه برای ایجاد شادی و راندن غم و اندوه از دل مؤمنان است. پس اسلام شادی را مهم شمرده و راهکارهای فردی و جمعی، در این راستا ارائه داده است(بخشایش، مرتضوی و حائری،1390).عوامل بسیاری در احادیث و روایات برای شادی ذکر شده است:
ـ خرد: ریشه خرد توانایی است و میوه آن شادمانی( امام علی “ع”).
ـ ایمان و اعتماد به فضل خدا: هرکس به خدا اعتماد کند، خداوند شادمانی را به وی می نمایاند( امام علی “ع”).
ـ کارهای شایسته: در پندهای خدا به حضرت عیسی”ع” آمده: ای عیسی از کار شایسته شادمان باش که آن مایه خوشنودی من است.
ـ حسن نیت: هرکس نیت اش نیکو باشد، پاداشش فراوان و زندگی اش خوش می شود( امام علی “ع”).
ـ خوش خلقی: هیچ زندگی گواراتر از خوش خلقی نیست( امام صادق “ع”).
ـ شوخی: مؤمن شوخ و شنگ است و منافق اخمو عصبانی( پیامبر اکرم “ص”).
ـ کسی که دور اندیشی نگهبان او باشد، شادی اش افزون است( امام صادق “ع”).
ـ قناعت: قناعت، آسودگی است( پیامبر اکرم “ص”).
از دیگر عوامل آمده در احادیث می توان به خدمت به مردم، سازگاری و مدارا، انس با نیکان، پاکدامنی و انس با خدا اشاره کرد(محمدی ری شهری،1391).
2 ـ1 ـ 3. سلامت روان
ارائه تعریف جامعی از سلامت روان امری بسیار پیچیده است. سلامت روان در درون مفهوم کلی تر سلامت قرار می گیرد. سلامت سازه پیچیده ای است و منظور از آن تجربه کنش وری بهینه جسمانی، روانی و اجتماعی می باشد. سازمان بهداشت جهانی (WHO)، سلامت را این گونه تعریف می کند: سلامتی عبارت است از سلامت کامل جسمانی، روانی و اجتماعی و نه فقط عدم وجود بیماری و ناتوانی. سلامت روانی به دو صورت فقدان بیماری روانی و احساس رضایتمندی و لذت از زندگی، مورد توجه بسیاری از متخصصان و کارشناسان حوزه سلامت قرار دارد. سازمان بهداشت جهانی در تعریف سلامت روان گفته است: ” سلامت روان عبارت است از قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران، تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی، عادلانه و مناسب.” در این تعریف اساس سلامت روان، سازگاری با دیگران و محیط زندگی است. معمولا سلامت روان، حالتی از سلامت عاطفی، شناختی و رفتاری پنداشته می شود. وجود سلامت کامل و ایده آل، مورد پذیرش بسیاری از روانشناسان قرار نگرفته است، از جمله قشر روانکاو معتقد به وجود درجاتی از بیماری روانی در وجود هر فرد بوده و سلامت مطلق را نمی پذیرند. متداول ترین تعریف از سلامت روان در

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه ارشد رایگان با موضوع عام و خاص، شخص ثالث
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید