2 ـ 1 ـ 3 ـ 3 ـ 8. سلامت روان از دیدگاه اسلام:
سلامت اهمیت ویژه ای در زندگی آدمی دارد. پیامبر اکرم”ص” فرموده اند که سلامت و امنیت دو نعمتی است که آدمی تا آن ها را از دست ندهد به ارزش آنان پی نبرد. . امام علی(ع) فرمودند: همانطور که برای جسم شش حالت است؛ صحت، مرض، حیات، موت، خواب و بیداری، برای روح نیز این شش حالت وجود دارد: دانش، زندگی روان؛ نادانی، مرگ آن؛ تردید، بیماری آن؛ یقین، سلامت آن؛ غفلت، خواب آن و مواظبت، بیداری آن است. در این جا از یقین به سلامت روان تعبیر شده است. یقین عبارت است از جمعیت خاطر و حالتی است که در آن تمام ابعاد روحی انسان هماهنگ و متعادل هستند(طاهری، 1388). اسلام بر سلامت تأکید فراوان دارد و حتی به این امر از دوران جنینی اهمیت داده و مادران باردار را به آرامش در گفتار و کردار و مصرف غذاهای سودمند، توصیه می کند که ریشه در اهمیت دادن اسلام به مقوله پیشگیری و فراهم آوردن امکانات سلامت، از همان ابتدای وجود، دارد. در آموزش‌های مذهبی، ضمن مسئول دانستن والدین در تربیت و رشد فرزند، وظیفه انتخاب نام و عنوان نیکو، آموزش سواد و دانش، فنون مورد نیاز و انواعی از ورزش‌ها را به عنوان وظایف اساسی والدین در تربیت فرزندان به شمار آورده و تأکیده شده است که عمل به این آموزش‌ها، هر گونه بیم، هراس و احساس درماندگی و نومیدی را از آدمی دور کرده و او را به برترین جایگاه می‌رساند.
دین با مکانیسم‌های گوناگون موجب سلامت جسمی و روانی و ارتقای بهداشت روانی می‌شود، نمونه‌هایی از سلامت ناشی از دین عبارتند از: وجود امید، انگیزه و مثبت نگری در دین، ایجاد شبکه حمایتی عاطفی و اجتماعی، دادن پاسخ روشن و قاطع به مفهوم خلقت، جهان و زندگی، تبیین و تعریف لذت بخش و معقول از رنج، درد و محرومیت و مکانیسم‌های بسیار دیگر (بوالهری،1387). نتایج پژوهش های دانشمندان عصر جدید بیانگر این مسئله است که سلامت روانی افرادی که دارای تجربه های معنوی عمیق می باشند، در سطح بالاتری نسبت به سایر افراد می باشد. کشف و شناخت ظرفیت های روحی و راه های اشباع آن، پرهیز از غفلت و کم کردن شکاف های دوری از یاد خدا، انسان را به این مسیر سوق می دهد. در این راستا قرآن با ایجاد بصیرت، حیطه های وجودی انسان را در فراخنای وسیعی گسترش داده تا روح او به قدری بزرگ شود که با از دست دادن دنیا یا بدست آوردن آن دچار بحران و سردرگمی یا اضطراب ناشی از حوادث نگردد. این انسان با شرح صدر، ارتباطات سه گانه ی با خود ، خدا و محیط را سامان می بخشد( فضلی نژاد، کامکار، کامکار، ملا شفیع، 1389).به صورت کلی و اجمالی می توان گفت از نظر اسلام، انسان سالم و ارزشمند کسی است که دارای سه ویژگی اساسی و برجسته باشد: 1ـ تعقل و تفکر 2ـ ایمان، تقوا، تدین و تعهد 3ـ هدفمند بودن و به دنبال آن تلاش و فعالیت در جهت رسیدن به اهداف انسانی و معنوی(چه فردی و چه اجتماعی). به تعبیر دیگر می توان گفت: انسان سالم و ارزشمند از چشم انداز اسلام، انسانی است که در زندگی سه جایگاه را به خوبی بشناسد و به آن ها توجه وعنایت خاص داشته باشد:
1ـ جایگاه جهانی خود.
2ـ جایگاه فردی خود.
3ـ جایگاه اجتماعی خود(میردریکوندی، 1382).
2 ـ 2. پیشینه تحقیقاتی
2 ـ2 ـ 1. تحقیقات انجام شده در ایران
در بررسی پیشینه تحقیقی، منابعی که به صورت مستقیم به بررسی موضوع مورد مطالعه بپردازد، اندک بود. اما پژوهش های بسیاری در رابطه با بررسی رابطه معنویت و دینداری با متغیرهای شادکامی و سلامت روان صورت گرفته است. از آنجا که بهزیستی معنوی مفهومی برگرفته از معنویت و اعتقاد به خدا است، در اینجا به بیان پژوهش های صورت گرفته در این زمینه نیز که به طور غیر مستقیم با موضوع ما مرتبط است، پرداخته می شود.
صفایی راد، کریمی، شموسی و احمدی طهور(1389)، در بررسی رابطه بهزیستی معنوی با سلامت روان در دانشجویان به رابطه منفی بین بهزیستی معنوی با سلامت روان و چهار زیر مقیاس آن شامل علائم جسمانی ، اضطراب و اختلال در خواب ، اختلال در کارکرد اجتماعی و افسردگی دست یافتند. در این مطالعه دختران نمرات بالاتری از پسران در بهزیستی مذهبی به دست آوردند اما در سایر خرده مقیاس ها تفاوت معناداری دیده نشد.
در پژوهشی که جعفری ، دهشیری ، سهرابی و نجفی(1388)، تحت عنوان رابطه بهزیستی معنوی با سلامت روان در دانشجویان انجام دادند ، ملاحظه شد که بین بهزیستی معنوی و سلامت روان رابطه معناداری وجود دارد. یعنی بهزیستی معنوی با چهار زیر مقیاس سلامت روان ، رابطه منفی داشته است. بهزیستی مذهبی و وجودی به طور معناداری سلامت روان را پیش بینی کردند همچنین بهزیستی معنوی و وجودی دختران به طور معناداری بالاتر از پسران بود، اما در نمرات سلامت روان دو جنس، تفاوتی مشاهده نشد.
بررسی های صورت گرفته در رابطه با بهزیستی معنوی اندک بود، اما دینداری، اعتقادات مذهبی و معنویت به گونه ای عمیق در بهزیستی معنوی مستور بوده و رابطه ای تنگاتنگ دارند، ازاین رو بررسی موارد پژوهشی موجود در این زمینه نیز دور از نظر ما نبوده است. نادی و سجادیان (1390)، در پژوهش خود بر روی دانشجویان دریافتند که بین داشتن معنای معنوی در زندگی و بهزیستی معنوی رابطه مثبت معناداری برقرار است.
بهزیستی معنوی، پیش بین بسیاری از متغیر های مثبت روانی است. شادی و سلامت روان را نیز می توان از متغیرهای مستور در بهزیستی روانشناختی دانست. پژوهش واحدی و غنی زاده (1389)، با عنوان الگوی تحلیل مسیر روابط انگیزش درونی ، مذهبی ، نماز ، بهزیستی معنوی و کیفیت زندگی با بهزیستی روانشناختی ، نشان دادند که بین مؤلفه های بهزیستی معنوی و بهزیستی روانشناختی رابطه مثبت معناداری وجود دارد. در بررسی تأثیر مستقیم هر متغیر بر روی بهزیستی روانشناختی ، بهزیستی مذهبی بالاترین سهم را دارا بود. بهزیستی وجودی نیز در رتبه سوم، پیش بینی کننده بهزیستی روانشناختی بود.
در پیشینه بررسی رابطه متغیرهای دینی و شادی می توان به پژوهش های زیر اشاره کرد. صحراییان، غلامی و امیدوار(1390)، با بررسی رابطه نگرش مذهبی و شادکامی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز، نشان دادند که رابطه مثبت بین نگرش مذهبی و شادکامی دیده شد، که نشان از تأثیر ارتباط با وجودی برتر، بر داشتن چشم انداز مثبت در زندگی است. در گروه مورد مطالعه سن و شادکامی رابطه منفی نشان دادند.
برنا و سواری (1387)، در مقاله ای با عنوان ارتباط ساده و چند گانه نگرش های مذهبی ، سلامت روانی و رضایت از زندگی و عزت نفس با احساس شادکامی در بین دانشجویان، دریافتند که بین نگرش مذهبی و شادکامی رابطه مثبت معناداری وجود دارد. یافته ها نشان داد که از بین متغیر های مورد مطالعه، فقط نگرش های مذهبی و سلامت روانی به طور معناداری واریانس احساس شادکامی را تبیین می کنند و به ترتیب بهترین پیش بینی کننده احساس شادکامی به شمار می روند.
علی محمدی و جان بزرگی(1387)، با تهیه پرسشنامه شادکامی دینی، به بررسی شادکامی دینی، شادکامی روانشناختی و افسردگی در بین دانشجویان مؤسسه علمی پژوهشی امام خمینی”ره” پرداخته و دریافتند که میان شادکامی دینی و شادکامی روانشناختی رابطه مثبت معنادار وجود دارد. شادکامی دینی با افسردگی نیز رابطه منفی معنادار نشان داد.
متغیرهای دینی در پژوهش های بسیاری با شادی و سلامت روان همبستگی نشان داده اند. رجبی، صارمی و بیاضی(1391)، در بررسی ارتباط الگوهای مقابله دینی و شادکامی با بررسی 401 دانشجو دریافتند که با افزایش به کارگیری الگوی مقابله دینی منفی که ناشی از ارتباط شکننده با خدا، نگاهی نومیدانه به دنیا و نارضایتی معنوی است، سلامت روانی کاهش می یابد. در این مطالعه بین الگوی مقابله دینی مثبت با نارسا کنش وری اجتماعی و افسردگی رابطه منفی به دست آمد. در افراد مطالعه شده بین الگوی مقابله دینی مثبت و شادکامی، رابطه مثبت، مشاهده شد.
قدرتی میرکوهی و خرمایی(1389)، در بررسی رابطه دینداری و سلامت روان در نوجوانان، با بررسی 419 نوجوان اصفهانی و تهرانی نشان دادند که بین ابعاد دینداری شامل التزام دینی،عواطف دینی و باورهای دینی و سلامت عمومی رابطه منفی وجود دارد و افزایش در این ابعاد، کاهش در سطوح مشکلات روان را پیش بینی می کند.
غرایی، احمدوند،اکبری دهقی و زنوزیان(1387)، در برسی ارتباط نوع اعتقادات مذهبی با انواع مشکلات در سلامت روان، با بررسی 1032 آزمودنی از شهر کاشان، دریافتند که بین مذهب درونی و سلامت روان ارتباط معنادار وجود دارد. کاهش مذهب درونی موجب افزایش نمرات در تمامی زیر مقیاس های سلامت روان می گردد. در این مطالعه ارتباطی بین مذهب بیرونی و سلامت روان مشاهده نشد. مذهب بیرونی صرفا با نمرات افسردگی وخیم ارتباط معنادار داشت و افزایش آن با افزایش افسردگی مرتبط بود.
واحدی ، فتح آبادی و اکبری (1389)، در مقاله ای با عنوان الگوی میانجی احساس تنهایی هیجانی و اجتماعی، بهزیستی معنوی، فاصله اجتماعی و افسردگی دانشجویان دختر نشان دادند که ارتباط با خدا رابطه معناداری با افسردگی پایین دارد.
موسوی و اکبری زردخانه (1389)، در مقاله ای با عنوان الگوی رابطه دین داری و سلامت روان دانشجویان؛ تفاوت های جنسیتی، دریافتند که در دختران کلیه مؤلفه های دین داری با کلیه مؤلفه های سلامت روان رابطه معکوس دارند اما در پسران فقط اضطراب، افسردگی و سلامت عمومی با کلیه زیرمقیاسهای دین داری رابطه معکوس معناداری داشتند.
اژدری فرد، قاضی و نورانی پور(1389)، در بررسی 120 دانش آموز دختر، 60 نفر از بین بالاترین دارندگان نمرات سلامت روان را به صورت تصادفی انتخاب کرده و در کلاس های آموزش معنویت شرکت دادند. نتایج نشان داد که آموزش عرفان و معنویت در افزایش سلامت روان، بهبود عملکرد جسمانی و عملکرد اجتماعی و کاهش اضطراب و افسردگی دانش آموزان تأثیر دارد.
ریاحی، علیوردی نیا و بنی اسدی(1387)، در بررسی اثرات دینداری و جهت گیری مذهبی بر سلامت روان با مطالعه 405 دانشجوی دانشگاه مازندران دریافتند که براساس مقیاس سلامت عمومی بیست و هشت سؤالی، 7 / 55 درصد از دانشجویان سالم بوده و 60 درصد آنان دارای سطوح بالای دینداری و اکثریت دارای جهت گیری مذهبی بیرونی بوده اند. در این بین دینداری و جهت گیری مذهبی درونی دارای رابطه معنادار با سلامت روان بوده اند.
پیشینه پژوهشی در بررسی مقایسه دانشجویان حوزه و دانشگاه بسیار اندک است. پرتوی نژاد، احمری طهران، حیدری، کیهانی و تازیکی(1390)، در مقایسه میزان افسردگی در بین دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی و طلاب حوزه علمیه شهر قم با مطالعه بر روی سیصد دانشجو و سیصد طلبه نشان دادند که با وجود تفاوت اندک در میانگین افسردگی پایین تر طلاب نسبت به دانشجویان، تفاوت معناداری در افسردگی این دو گروه، مشاهده نگردیده است.
2 ـ2 ـ 2. تحقیقات انجام شده در خارج از ایران
در بررسی پیشینه پژوهش مرتبط با عنوان تحقیق حاضر، جعفری85 و همکاران (2010)، در مطالعه بهزیستی معنوی و سلامت روان در دانشجویان دریافتند که رابطه منفی و معناداری بین بهزیستی معنوی و اختلالات روانی وجود دارد. دینداری و بهزیستی وجودی رابطه منفی و معناداری را با علائم بدنی ، اضطراب، افسردگی و اختلال در کارکرد اجتماعی نشان دادند. این تحقیق همچنین نشان داد که نمرات بهزیستی معنوی و مذهبی دختران ، بیشتر از پسران بوده است.
سویو86 و همکاران(2009)، در بررسی 152 مرد و زن بالای 65 سال نشان دادند که فعالیت های مذهبی و شاخص معنوی بهزیستی با سلامت عمومی ارتباط معنادار دارند.
بهزیستی معنوی و معنویت، در پژوهش های بسیاری مرتبط با

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع پایان نامه درمورد کارمایه‌ی، مختصه‌های، چسبنده
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید