مطالعه تأثیر و اثرات تمرکز مالکیت بر معیارهای ریسک مطلوب و نامطلوب در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

2-1-5)تئوری فرامدرن پرتفوی

در تئوری مدرن سبد اوراق بهادار، ریسک به عنوان تغییر پذیری کل بازده ها حول میانگین بازده تعریف و با بهره گیری از معیار واریانس، محاسبه می گردد و به عنوان معیار ریسک متقارن شناسایی می گردد. این مسئله در حالی می باشد که در بازارهای پررونق، سرمایه گذاران با وجه به اهداف کوتاه مدت تا حد امکان به دنبال نوسانات مثبت بوده و تنها نوسانات منفی را به عنوان ریسک حاصل از سرمایه گذاری شناسایی می کنند. با این تفاصیل و با در نظر داشتن اصل ریسک گریزی سرمایه گذاران ، واضح می باشد که افراد بیشتر از آنکه به دنبال بازده باشند، ریسک گریزند. به بیانی دیگر، ریسک متقارن نبوده و شدیداً به سمت ریسک نامطلوب تمایل دارد (تهرانی و سیری،1388).

نظریه فرامدرن پرتفوی (PMPT) بر اساس ارتباط بازدهی و ریسک نامطلوب به تبیین رفتار سرمایه گذار و معیار انتخاب پرتفوی بهینه می پردازد. فلسفه این تئوری بدین ترتیب می باشد که چنانچه تعریف ریسک را به صورت ” زیان بالقوه سرمایه گذاری که قابل محاسبه می باشد” و یا “در معرض خطر قرار گرفتن” بپذیریم،    منطقی می باشد که تغییرات مطلوب بازدهی به عنوان معیار ریسک در نظر گرفته نشود و فقط تغییرات کمتر از میانگین در محاسبه ی ریسک مقصود گردد. بهره گیری از نیمه واریانس در محاسبه ریسک یکی از رویکردهای جدیدی می باشد که با این تعریف تناسب بیشتری دارد (روشنگرزاده و احمدی،1390).

در سال های اخیر، پژوهشگران مدل جدیدی را برای سبد سهام بهینه پیشنهاد کردند که فرض عدم نرمال بودن توزیع بازده ها در آنها مقصود شده می باشد. ساده ترین این پیشنهادات توسعه مدل مارکویتز می باشد که در آن کارایی سبد سهام مانند قبل با بازده مورد انتظار سنجیده شده اما ریسک با پارامترهای سمت چپ توزیع ( ریسک های نامطلوب ) جایگزین شده می باشد. یکی از این حالت ها، جایگزینی واریانس با امید ریاضی مینیمم اختلافات بازده هر سهم و حداقل بازده مورد انتظار و صفر می باشد [min (R – U , 0 )] ، در این جا R متغیر تصادفی می باشد، که نشان دهنده بازده مورد انتظار و U حداقل بازده مورد قبول سرمایه گذاران می باشد که می تواند معادل با نرخ بازده بدون ریسک باشد. این رویکرد را در پژوهش های (فیش بورن، 1977) و (روی، 1952) می توان نظاره نمود. در نظریه فرامدرن سبد سهام از نیمه واریانس به عنوان معیار ریسک بهره گیری شده می باشد. پژوهش های (کویرک، 1966 ) ، (مایو، 1970 ) از آن جمله اند، که نشان دادند سرمایه گذاران به لحاظ رفتاری و محاسبات فردی، بیشتر به ریسک نامطلوب توجه دارند تا ریسکی که همه نوسانات مثبت و منفی را در برداشته باشد (عباسی وهمکاران،1388).

بر همین اساس تئوری پست مدرن سبد اوراق بهادار مطرح گردید از مبدعین آن می بابست به رام و فرگوسن[1] (1994) و نیز کاپ لان و سیگل[2] (1994) ، تصریح نمود. این تئوری آن ریسکی که بایستی به اهداف خاص سرمایه داران مرتبط باشد را شناسایی کرده و هر پیامدی یا نتیجه ای که بالاتر و بهتر از این هدف باشد، به عنون ریسک در نظر نمی گیرد.  در تئوری پست مدرن سبد اوراق بهادار، نرخ بازده هدف را تحت عنوان ” حداقل بازده قابل قبول ” تعبیر می نمایند که بیانگر حداقل نرخ بازدهی می باشد که برای اجتناب از زیان دستیابی به بعضی از اهداف مهم مالی بایستی کسب گردد. از آنجایی که حداقل بازده قابل قبول به صورت عینی در محاسبه مرزهای کارا در تئوری پست مدرن سبد اوراق بهادار به کار برده می گردد لذا برای حداقل بازده قابل قبول، یک مرز کارای منحصر به فرد هست. به سبب این امر می باشد که مرز کارای تئوری پست مدرن سبد اوراق بهادار ( به سبب متغیر نرخ بازده هدف ) پیش روی مرز کارای تئوری مدرن سبد  اوراق بهادار، حائز قدرت انطباق بیشتری با محدودیت های متصوره سرمایه گذاران مانند درجات متنوع ریسک گریزی سرمایه گذاران می باشد.

برای نمایش عدم اطمینان موجود در پیش بینی نرخ بازده دارائیها این نکته لازم می باشد که برای هر دارایی، نوع توزیع آماری نرخ بازده تعیین گردد و این مسئله در حالی می باشد که تئوری مدرن سبد اوراق بهادار ، تنها در توزیع های دو پارامتری نرمال یا لوگ نرمال امکان پذیر می باشد. اما از سوی دیگر، تئوری پست مدرن سبد اوراق بهادار، طیف و طبقه وسیعی از توزیع های غیر نرمال را مورد بهره گیری قرار می دهد. در عین حال تحقیقات زیادی هست که نرمال بودن بازدهی را رد کرده اند. اولین تحقیقات توسط یوجین فاما[3] (1968) و مندلبرت[4](1963) انجام گرفت که بر نرمال نبودن توزیع بازده و وجود چولگی در آن دلالت داشت. نتایج این تحقیقات نشان می دهد که توزیع بازدهی از توزیع نرمال، کشیده تر بوده و دارای چولگی نیز می باشد. البته تحقیقات تجربی دیگری نیز در این زمینه توسط فیشر[5] (1966) و فیشر و لوری[6] (1968) بر روی نوسانات نرخ بازده شاخص بازار سهام آمریکا انجام گرفت که نشان داد که توزیع احتمالات تاریخی از نوع توزیع نرمال می باشد. شاید بتوان به گونه اختصار اینگونه اظهار نمود که اولویت اول در محاسبه ریسک بیشتر به معیارهای ریسک نامطلوب منعطف می گردد تا به معیار سنتی از قبیل واریانس. بر این اساس هری مارکویتز در مبحث مطالعه معیارهای مختلف اندازه گیری ریسک به معیار نیمه واریانس به عنوان یکی از گزینه های اندازه گیری ریسک تصریح نمود (تهرانی و سیری،1388).

از معایب بهره گیری از نیمه واریانس ، نیاز به اطلاعات زیاد ، معادل دو برابر مدل واریانس و هم چنین ابهام در توانایی تبیین چگونگی توزیع احتمال بازده ها را می توان نام برد (عباسی و همکاران،1388).

برایان ام . رام، معتقد می باشد که در نظریه ی فرامدرن پرتفوی دو پیشرفت اساسی نسبت به نظریه ی مدرن پرتفویی دیده می گردد:

۱) بکارگیری ریسک نامطلوب به جای انحراف معیار (SD) به عنوان ابزار سنجش ریسک.

۲) نظریه فرامدرن پرتفوی توزیع های بازدهی غیر نرمال را نیز در بر می گیرد.

و کاربرد این نظریه را در ارزیابی عملکرد، بهینه سازی پرتفوی و تخصیص دارایی ها می داند.

به گونه اختصار می توان گفت که نظریه ی مدرن پرتفوی بر اساس ارتباط ی بازدهی و ریسک محاسبه شده از طریق واریانس و انحرف معیار بازدهی تبیین می گردد. در حالی که نظریه فرامدرن پرتفوی بر اساس ارتباط ی بازدهی و ریسک نامطلوب به تبیین رفتار سرمایه گذار و معیار انتخاب پرتفوی بهینه می پردازد (Estrada,2000).

[1] – ROM

[2]– Kaplan & Siegel

[3] – Fama

[4] – Mandelbert

[5] – Fisher

[6] – Fisher & Lorie

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 اهداف پژوهش:

اهداف پژوهش در واقع اظهار کننده اختصار ای از آن چیز که که بایستی با انجام پژوهش به آن دست یافته گردد می باشد. هدف پژوهش در واقع پاسخگویی به یک نیاز می باشد ، نیازی که در ارتباط با سئوال پژوهش ایجاد شده می باشد (خلعتبری،1387، ص114).

اهداف کلّی: هدف کلی به گونه مستقل از مسأله ی پژوهش مشتق می گردد، در واقع اهداف کلی خود پاسخی به مسأله ی پژوهش می باشد که مشخص می کند پژوهش چه چیزی را دنبال می کند(خاکی،1387،ص 29). هدف کلّی در این پژوهش مطالعه تاثیر اندازه تمرکز مالکیت بر ریسک مطلوب وریسک نامطلوب شرکت های پذیرفته شده در بورس و سپس تعیین ارتباط بین تمرکز مالکیت و ریسک مطلوب و ریسک نامطلوب شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.

اهداف فرعی: اهداف فرعی از اهداف اصلی آن نشأت می گیرند و می توان آنها را مسأله ی تفکیک شده ی پژوهش نامید.اهداف فرعی در این پژوهش عبارتند از:

1-تعیین ارتباط بین اندازه تمرکز مالکیت و ریسک سیستماتیک

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

2-تعیین ارتباط بین اندازه تمرکز مالکیت و واریانس مطلوب

2-تعیین ارتباط بین اندازه تمرکز مالکیت و واریانس نامطلوب

4-تعیین ارتباط بین اندازه تمرکز مالکیت و انحراف معیار نامطلوب

پایان نامه - تز - رشته حسابداری