دانلود پایان نامه

شرایط مساوی و استحقاق‌های همان بین افراد فرق گذاشته شود، ولی تفاوت، آن است که در شرایط نامساوی فرق گذاشته شود. تساوی شخصیت زن و مرد، با تشابه کامل حقوق آنان ملازمه ندارد و عدالت همواره مقتضی تشابه نیست. روح قرآن و اسلام، دعوت به عدالت است. و عدالت از اهداف و مبانی احکام اسلام محسوب می‌شود.
بنابراین توجه کردن به تفاوت‌های جسمی‌و روحی زن خود عدالت و برابری است و نمی‌شود از این دو انتظاری واحد داشت زیرا درعلم روانشناسی ثابت شده که بین آن دو تفاوت‌های زیادی وجود دارد. مثلاً زن را نمی‌توان راهی جنگ و میدان‌های خشونت و خون کرد و‌یا از او کار سنگین و دشوار طلب نمود و‌یا ظرافت و شکنندگی او را به فراموشی سپرد و همانطور که پیامبر| فرموده است:
«رویدک! رفقاً بالقواریر» آرام و آهسته باش که زن مانند شیشه ظریفی است.
‌یا فرمایش علی×:

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

«المرئه ریحانه و لیست بقهرمانه» زن گل خوشبویی است و غلبه کننده و قهرمان نیست.
را نشنیده گرفت زیرا که ظرافت روحی نیز‌یکی از حقوق بشری زن است و عدم رعایت آن ستم به زن و در رنج و تباهی افکندن اوست که در پی آن مستقیماً جامعه نیز متضرر می‌شود. بنابراین اختلاف صورت اجزاء و تفاوت وظایف در‌یک دستگاه دلیل بر تبعیض میان آن‌ها نیست بلکه تبعیض و ظلم هنگامی‌است که هر جزء در محل مناسب خود قرار نگیرد و وظیفه‌ای مناسب با توان خود نداشته باشد و تنها مکتب اسلام است که تساوی کامل و تناسب حقوقی بین زن ومرد را رعایت کرده و با اجرای عدالت بهترین وضعیت را برای آن دو به ارمغان آورده است.
همان‌ که نشناختن تفاوت‌های طبیعی عالم خلقت و عدم درک صحیح و دقیق فلسفه‌ی وجودی این تفاوت‌ا، و نیز زشتی‌ها و زیبائی‌ها، سبب می‌شود، انسان با بدبینی، جهان هستی را سراسر بی‌عدالتی و غرق در تبعیض بداند؛ بدیهی است که این عدم شناخت وقتی با بی‌توجهی به مستندات فقهی احکام درباره‌ی دو جنس زن و مرد تقویت شد. قطعاً دین را در معرض اتهام بی‌عدالتی و تبعیض قرار می‌دهد که نوعی ظلم و ستم مشهود و دیرینه را بر نیمی ‌از پیکره خلقت آدمی ‌روا داشته و با استناد آن به دین خدا، مهر سکوت را بر لب‌ها می‌زند تا کسی جسارت اعتراض پیدا نکند. این در حالی است که از مطالعه دقیق منابع دینی، به ویژه قرآن کریم به دست آید که اسلام هرگز نظریه‌ی تحقیر و اهانت به زن را نمی‌پذیرد، بلکه همواره نگرشی توأم با احترام ویژه به وی ابراز داشته است.
آنچه امروزه از سوی طرفداران حقوق بشر و برخی روشنفکران پی‌گرفته می‌شود، تشابه و تماثل مرد و زن در همه‌ی حقوق و تکالیف است. اما تا زمانی که زن، زن است و مرد، مرد است و مرد، اشتراکات و اختلافات تکوینی متعدد آن‌ها پذیرفته شده است، سخن گفتن از تشابه کامل حقوق، مبنای صحیح عقلی، فلسفی و دینی ندارد. برای رسیدن به سعادت جامعه و افراد، همان طور که نمی‌توان اصل انسانیت و اشتراکات زن و مرد را نادیده گرفت، اختلافات فراوان بدنی و روانی آن دو رت نیز نباید فراموش کرد. از نگاه اسلام زن و مرد آنجا که در ویژگی‌هایشان برابرند، هیچ تفاوت حقوقی و اجتماعی ندارند و آنجا که ویژگی‌های مختلفی دارند، قهراً احکام متفاوتی هم شامل هر کدام از آن‌ها می‌شود. به عبارت دیگر تفاوت‌های قانونی به انسانیت زن ومرد بر نمی‌گردد بلکه به جنسیت آن‌ها مربوط می‌شود.
مواردی که زن ومرد با هم مساویند
اسلام، اولین مکتبی است که زن را به عنوان مسئله مهم زندگی و متمم حیات انسانی در مسائل اجتماعی و اخلاقی و قانونی خود جا داده است. درست در همان موقعی که دنیا در آتش جهل و ستم می‌سوخت، و جوامع مختلف بشری گرفتار انحراف‌های گوناگون بوده‌اند. گروهی از افراد زن را معبود خویش و جمعی از او را حیوانی می‌پنداشتند و هر گونه تعدی را بر او روا داشتند؛ پیامبر گرامی‌اسلام| برای خاتمه بخشودن به انحراف‌ها، کجی‌ها، و کجروی‌ها، پندارهای غلط، تجاوز از جانب خداوند متعال مبعوث، و خط بطلان بر روی غلط‌های بشری کشید و همه‌ی راه‌های فضیلت و رستگاری را به او نشان داد خداوند، حضرت محمد|را در روزگاری مبعوث نمود که جهان بشریت دستخوش تیرگی‌ها و سقوط بود، و در دریای حیرت و سرگردانی دست و پا می‌زد؛ درچنین زمانی بود که ظهور اسلام بسان باران نیروبخش بهار، زمین را عبوس بشریت را خرم و شاداب ساخت، و‌یوغ‌ها و زنجیر‌ها را از گردن‌ها و دست و پا برداشت و تجاوزات و خرافات را چون دزدان صبح شده رسوا گردانیدند و عقل‌ها و استعداد‌ها و تفکرات زندانی شده، با شکوهی خاص از زندان آزاد کرد و طومار جاهلیت را درید و این حقیقت را بهدنیای بشری اعلام داشت که زن و مرد، از نظر دارا بودن روح کامل انسانی و روح باقی برای حشر و نشر در قیامت، مساوی هستند.
دین اسلام در‌یک دید کلی، به برابری موقعیت زن مرد عنایت دارد؛ از جمله آنکه منشأ واحدی برای خلقت و اصل انسانیت آن‌ها قائل است و برای اعمال نیک هر دو جنس، بی هیچ تمایزی، حیات پاکیزه و بهشت مرزوق وعده می‌دهد، همچنانکه در بیان اوصاف برجسته‌ی همانند برای زنان و مردان، هر دو گروه را مستحق آمرزش و پاداش بزرگ می‌داند و مردان وزنان مومن را در امر به معروف و نهی از منکر و اقامه‌ی نماز و ادای زکات،‌یار و‌یاور‌یکدیگر قلمداد می‌کند و بالاخره اینکه، دربیان هویت افراد انسانی، زنان و مردان آفریدگان همانندی هستند که با‌یکدیگر مجموعه‌ی تیره‌ها و قبایل را تشکیل می‌دهند و هیچ‌یک (از زن و مرد) را جز به تقوا بر دیگری برتری نیست.
و به همان نیت که مردان را جزئی از پیکر جامعه‌ی انسانی محسوب می‌شوند زنان نیز چنین هستند. خداوند درقرآن کریم می‌فرماید:
{یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفسٍ واحدهٍ و خلق منها زوجها و بثَّ منهما رجالاً کثیراً و نساءً و اتقوالله الذی تساءلون به و الارحام ان الله کان علیکم رقیباً .
ای مردم از پروردگارتان بپرهیزید؛ همان کسی که همه شما را از‌یک انسان آفرید، و همسر او را از جنس او خلق کرد، و ازآن دو مردان و زنان فراوانی منتشر ساخت و از خدایی بپرهیزید که هنگامی‌که چیزی از‌یکدیگر می‌خواهید، نام او را می‌برید و از قطع رابطه با خویشاوندان خود پرهیز کنید، زیرا خداوند مراقب شماست}.
آیت الله جوادی آملی در فصل نخست کتاب« زن در آئینه جلال و جمال» بر متفاوت نبودن شخصیت زن و مر چنین استدلال می‌کند که بر اساس آموزه‌های دین
ی، اصالت با روح آدمی‌است نه بدن، تمام حقایق انسان روح اواست، اگر چه بدن نیز ضرورت دارد. حال آن که جنسیت امری بدنی است و روح که حقیقت انسان را می‌سازد جنسیت ندارد، روح موجودی مجرد است که مذکر و مونث ندارد و دردین نیز سخن از تزکیه روح است و قرآن نیز برای تعلیم و تزکیه جان آدمی‌نازل شده است. اگر جسم نقشی در انسانیت انسان به عنوان تمام ذات‌یا جزء ذات می‌داشت، ممکن بود از حیث ارزش میان زن ومرد تفکیک قائل شد؛ اما قرآن کریم حقیقت هر انسان را روح دانسته و بدن را ابزار می‌داند. اگر به عناصر ایمان، معرفت، تقوا و عمل صالح به عنوان ضابطه باور داریم، به تصریح قرآن کریم هیچ تفاوتی بین زن و مرد وجود ندارد. خداوند انسان را خلیفه خود، مسجود ملائکه وامانتدار الهی می‌شناسد و قرآن را برای هدایت او فرو فرستاده، هرگز تفاوتی بین زن ومرد در این جهات قائل نشده است.
بنابراین در آنچه که مربوط به سرشت، آفرینش، ارزش‌های معنوی اخلاقی و انسانی و اصولاً مسائل مهم اساسی در حیات آدمی‌است زن ومرد بیک چشم نگریسته میشوند و اسلام برای هر دو شخصیت مساوی قائل است. آنچه را که خدا برای زن قائل است برای مردان نیز قائل می‌باشد.
قاعده ایی در فقه داریم به نام قاعده اشتراک‌یعنی احکام بین زن مرد مشترک است مخاطب تمام احکام و قوانینی که در اسلام تشریح می‌شود طبیعت مکلف است لذا جنسیت مورد نظر نمی‌باشد و و قتی که در قرآن مجید می‌فرماید:{یا ایها الذین آمنوا. .. } منظور هم مرد است و هم زن، بنابراین، مخاطب تمامی‌احکام اسلام ذات انسآن‌هاست. مگر اینکه دلیل خاصی از طرف قانونگذار بیاید که این حکم اختصاص به جنس مرد‌یا زن دارد اساساً در سیستم حقوقی اسلام نظام تشریع تابع نظام تکوین است، قانونگذار بر اساس ویژگی‌هایی که به طور اختصاصی در مرد‌یا زن وجود دارد حکمی‌را به زن‌یا به مرد اختصاص می‌دهد پس باید گفت این ویژگی در تکوین است که نظام تشریع به دنبال آن می‌آید، بنابراین با عنایت به قاعده اشتراک اگر کسی ادعا کند که این حکم اختصاص به مردان‌یا به زنان دارد، باید دلیل بیاورد قانونگذاران در جوامع عقلایی هیچگاه به جنسیت توجهی ندارند قوانینی که در مجلس تصویب می‌شود نظر به جنسیت ندارد و بر اساس قاعده اشتراک هر حکمی‌مشترک بین زن ومرد می‌باشد مگر دلیل قطعی بیاید آن را اختصاص دهد.

دیدگاه اسلام درباره زن را می‌توان دیدگاهی مترقی و در عین حال معنادار دانست.اسلام زن را همچون مرد انسان می‌داند که سه ویژگی مهم انسانی‌یعنی اختیار، مسئولیت پذیری و توان ارتقا و کمال را داراست و همانند مرد از امکانات رشد و کامیابی برخوردار است. آیه 35 سوره احزاب و آیه 72 سوره توبه و آیه 5 سوره فتح به آن اشاره دارد. در اسلام کلیه حقوقی که ناشی از جنبه انسانیت انسان باشد بین زن ومرد مشترک است و در نگرش اسلامی‌زن از حالت شی و‌یا ابزار کار دیگران بودن خارج شده و ضمن بازیافت جایگاه اصیل انسانی خود مهمترین و بزرگترین وظیفه انسانی‌یعنی پرورش انسآن‌ها و‌تربیت نسل‌ها به عهده دارد که دامنش معراج آدمیان بوده و مضافاً این که همگام با مردان در تمام عرصه‌های حیات حضور داشته و گوهر مخلوقات و مظهر جمال آفریدگار معرفی شده است.
تأمل و دقت در آنچه از آیات پیرامون زن و مرد، استعدادها و امکانات، هدف و ارزش‌ها نقل شد نشاندهنده‌ی آن است که زنان همچون مردان از شخصیتی کامل و مستقل برخوردارند و در هویت انسانی میان صنف زن و مرد تفاوتی نیست. ویژگی‌های انسانی را هر دو به نحوی دارا هستند. همان گونه که در قابلیت رشد و تکامل، لغزش و انحراف، آسیب پذیری و آسیب رسانی‌یکسان می‌باشند. به عبارت دیگر، خدای متعال انسان آفرید، اما برای بقای نسل و تبار وی او را به دو صنف زن و مرد تقسیم کرد. در آنچه لازمه‌ی نوع انسانی است هر دو برابرند، و در برخی خصلت‌ها و خصوصیت‌ها که لازمه‌ی صنف است از‌یکدیگر متفاوت‌اند چرا که این تصنیف لوازم و احکام ویژه ای را بهدنبال داشته است. به این تفاوت‌ها در فصل بعد خواهیم پرداخت.
تفاوت عین عدالت است
قطعاً چهره عالم جسمانی چهره تفاوت‌ها است. وجود تفاوت‌ها بهترین دلیل برای تعامل موجودات با هم و پیدایش جمعیت‌هاست. اگر توانایی همه موجوداتیک‌اندازه بود،‌یک اجتماع دو نفره هم به وجود نمی‌آمد و این تفاوت‌ها در گوهر انسانیت نیست. در قالب جسمانی آن‌هاست. بنابراین، زن و مرد در احسن تقویم از جهات مختلف جسمانی و روانی با گونه‌هایی از تفاوت آفریده شده‌اند که نظام تسخیر متقابل را بتوان برقرار نمود و هر‌یک با توانمندی‌های متفاوتی که خود دارد ـ فضل ـ در قبال آنچه دیگری ندارد ـ نقص ـ امتحان شود. با همین نگاه جامعه شناسی قرآن راز تفاوت‌ها را ا زاین گونه بیان می‌دارد:} اهم‌یقسمون رحمت ربک نحن قسمنا بینهم معیشتهم فی الحیوه الدنیا و رفعنا بعضهم فوق بعض درجات لیتخذ بعضهم بعضاً سخریاً و رحمت ربک خیر مما‌یجمعون.
آیا آنان رحمت پروردگارت را تقسیم می‌کنند؟(خیر، بلکه) حال آنکه ما روزی آن‌ها را دراین زندگی دنیا میانشان تقسیم می‌کنیم و بعضی را به مرتبت، بالاتر از بعضی دیگر قرار داده ایم تا بعضی بعض دیگر را به خدمت گیرند و رحمت پروردگارت از آنچه آن‌ها گرد می‌آورند بهتر است{.
تفاوت‌های طبیعی در خلقت بین زن و مرد انکار نا پذیر است هر چن ممکن است در میزان این تفاوت‌ها و میزان تأثیر گذاری آن‌ها در نحوه تنظیم قواعد و مقررات حاکم بر آن‌ها اتفاق نظر نباشد آنچه مسلم است این که تفاوت‌ها به حدی است که می‌تواند بسیاری از تفاوت‌های موجود در احکام زن و مرد را توجیه کنید چنانکه مطهری از مجرای این تفاوت‌ها کوشیده برخی از شبهات در مورد حقوق زن در اسلام را پاسخ گوید ایشان در پاسخ به کسانی که اعتماد به تفاوت میان زن و مرد را تفکر قرون وسطی می‌دانند می‌گویند
«در قرن 20 درپرتو پیشرفت‌های حیرت انگیز علوم تفاوت‌های زن و مرد بیشتر روشن و مشخص شده جعل و افترا نیست، حقایق علمی‌تجربی است اما این تفاوت‌ها به هیچ وجه به اینکه زن‌یا مرد جنس برتر است و دیگر جنس پایین‌تر است و ناقص مربوط نیست قانون خلقت از این تفاوت‌ها منظور دیگری داشته قانون خلقت تفاوت‌های بین زن و مرد را به منظوری شبیه منظور اختلاف میان اعضای‌یک بدن ایجاد کرده است در دنیای جدید در پرتو مطالعات عمیق پزشکی، روانی ـ اجتماعی تفاوت‌های فراوان‌تری کشف شده که در دنیای قدیم به هیچ وجه به آن پی نبرده بودند.»
گفته شد که زن و مرد در انسانیت همسان‌اند و بر اساس‌یک هدف مشترک آفریده شده‌اند. با وجود این، زن و مرد دو صنف مختلف‌اند که ویژگی‌های طبیعی آن‌ها را از‌یکدیگر متمایز می‌سازد؛ همین تفاوت‌هاست که زمینه ساز درک متقابل، تمایل دو سویه و هماهنگی و همکاری جدی بین این دو جنس را فراهم می‌سازد. بر همین اساس، تکلیف الهی که شرط آن داشتن آگاهی، قدرت و اختیار است، به همه‌ی انسآن‌ها تعلق می‌گیرد و اختصاص به جنس خاصی ندارد. آنچه در اصل تکلیف مدخلیت دارد، جنبه‌ی مشترک زن و مرد است اما نوع تکلیف ممکن است به جنبه‌های متفاوت آن دو باز می‌گردد که در این صورت احکام خاص جنسیتی شکل می‌گیرد.حال سخن این است که محدوده‌ی تفاوت‌های زن و مرد چیست؟ آیا تفاوت‌ها تنها در محدوده‌ی ویژگی‌های جسمی‌و بیولوژیک است‌یا آنکه پهنه‌ی وسیع‌تری را شامل می‌شود؟ برخی فمنیست‌ها و گروهی از جامعه شناسان بر این باورند که هیچ تفاوتی میان زن ومرد به جز تفاوت‌های بیولوژیک وجود ندارد و تفاوت‌های دیگر، از جمله اختلاف در ذهنیت‌ها و رفتار‌ها، همگی ناشی از تأثیرات محیطی و فرهنگی است و هیچ ریشه‌ی تکوینی ندارد. در مقابل، بسیاری از روانشناسان بر تفاوت‌های ساختاری میان زن و مرد تأکید کرده‌اند. برای مثال، جان‌گری نویسنده‌ی کتاب مردان مریخی زنان ونوسی، بر این اعتقاد است
که اولین جرقه‌های اختلاف میان زن و مرد ازآنجا برمی‌خیزد که هر‌یک طرف مقابل را موجودی چون خود دانسته و جویای تشابه در نقش‌ها باشد؛ در مقابل، آنچه رضایت طرفین را فراهم می‌آورد آن است که هر‌یک دیگری را با اختلافات و تفاوت‌های موجود به رسمیت بشناسد. آنچه از ملاحظه مجموع آیات و روایات به دست می‌آید آن است که زن و مرد نه تنها در بعد جسمی ‌بلکه در ابعاد گوناگون احساسی، روحی، ذهنی و رفتاری به گونه‌ای از هم متمایز‌اند. از تفاوت در ساختمان بدنی و متوسط قد و وزن و حجم مغز گرفته تا تفاوت در خلقیات، خلاقیت‌های هنری، میزان تحمل پذیری، آستانه‌ی تحریک پذیری، نوع خرد ورزی، جنبه‌های زیبا شناختی و ده‌ها مورد دیگر همگی در دایره تفاوت‌ها جای می‌گیرند. البته قبول چنین تفاوت‌هایی به این معنا نیست که تأثیر وضعیت اجتماعی و فرهنگی را در ایجاد‌یا پرورش ذهنیت‌ها و رفتار‌ها انکار کنیم، بلکه بر این باوریم که صرف نظر از تفاوت‌هایی که اصولاً خاستگاه اجتماعی دارد، تفاوت‌های طبیعی در جسمیت، ذهنیت، احساسات و رفتارها نیز زن و مرد را از هم متمایز می‌سازد.
این تفاوت‌ها نیز باعث کارکرد‌ها و ظایف متفاوتی می‌شوند که برای رسیدن به مقصد نهایی که عبودیت و کمال انسانی است، هر دو کارکرد موثر هستند. تفاوت‌های زیستی بین زن ومرد متعددند، ولی شاخص‌ترین آن‌ها این است که زن به عنوان کسی که نقش همسری و مادری را به عهده می‌گیرد، دارای سیستم بیولوژیکی متناسب با این دو نقش است. چنانچه همین امر از جهات روان‌شناسی برای او حیاتی احساسی رقم می‌زند که لازمه تصدی مقام


دیدگاهتان را بنویسید