دانلود پایان نامه

آل محمد» می باشد که یکی از دلایل آن تلذذ به ذکر این دعاست. در این دعا ها 51 مرتبه جمله «اللهم صل علی محمد و آل محمد» تکرار شده و 19 مرتبه از این 51 مرتبه، فقط در دعای بیستم آمده است و این امر دلالت بر این نکته می کند که امام (ع) هر بار خواسته و نیازی داشتند، بیش تر از این جمله استفاده کرده اند «چرا که در روایات می خوانیم: هر گاه بنده درخواستی از خدای سبحان داشت، در آغاز بر رسول خدا (ص) درود فرستد سپس حاجت خود بخواهد که خدا بزرگوار تر از آن است که به سوی او دو حاجت برند، یکی را برآرد و دیگری را باز دارد» (کافی، 1407ه.ق: 141). و دعای بیستم چون درخواست خوی های نیک می باشد کثرت استفاده از این ذکر مشاهده می شود؛ ولی در دعای اول- که حمد و ستایش پروردگار است- و دعای سوم – که درود بر حاملان وحی است- و دعای چهارم- که در سلام بر پیروان پیامبران و تصدیق کنندگان ایشان است-، از این ذکر استفاده نشده است. دعای دوم که درود بر رسول خداست فقط یک بار استفاده شده است: «اللّهُمّ فَصَلّ عَلَى مُحَمّدٍ أَمِینِکَ عَلَى وَحْیِکَ، وَ نَجِیبِکَ مِنْ خَلْقِکَ، وَ صَفِیّکَ مِنْ عِبَادِکَ، إِمَامِ الرّحْمَهِ، وَ قَائِدِ الْخَیْرِ، وَ مِفْتَاحِ الْبَرَکَهِ». و در حقیقت از دعای پنجم – دعای امام (ع) برای خود و دوستدارانش- که امام (ع) شروع به درخواست از پروردگار می- کنند، این ذکر-14 مرتبه تکرار شده است- استفاده بیش تری دارد.
3-2-1 جملات انشائیه (ندا):
برای این که نمود سبک امام (ع) در جایگاهی دیگر نشان داده شود، به بیان جملات انشائیه (ندا) پرداخته می شود. جملات انشائیه و بسامد تکرار آن ها، در سبک و ساختمان جمله ها بررسی می شود. ندا همراه با اسم موصولِ عام «من» همان گونه که مشاهده می شود بیش ترین بسامد را داراست:
جملات انشائیه (ندا)
«یَا مَنْ لَا تَنْقَضِی عَجَائِبُ عَظَمَتِهِ
وَ یَا مَنْ لَا تَنْتَهِی مُدّهُ مُلْکِهِ
وَ یَا مَنْ لَا تَفْنَى خَزَائِنُ رَحْمَتِهِ
وَ یَا مَنْ تَنْقَطِعُ دُونَ رُؤْیَتِهِ الْأَبْصَارُ
وَ یَا مَنْ تَصْغُرُ عِنْدَ خَطَرِهِ الْأَخْطَارُ
وَ یَا مَنْ تَظْهَرُ عِنْدَهُ بَوَاطِنُ الْأَخْبَارِ» (دعای پنجم)
«یَا مَنْ ذِکْرُهُ شَرَفٌ لِلذّاکِرِینَ
وَ یَا مَنْ شُکْرُهُ فَوْزٌ لِلشّاکِرِینَ
وَ یَا مَنْ طَاعَتُهُ نَجَاهٌ لِلْمُطِیعِینَ» (دعای یازدهم)
«وَ یَا أَرْحَمَ مَنِ انْتَابَهُ الْمُسْتَرْحِمُونَ
وَ یَا أَعْطَفَ مَنْ أَطَافَ بِهِ الْمُسْتَغْفِرُونَ
وَ یَا مَنْ عَفْوُهُ أَکْثرُ مِنْ نَقِمَتِهِ
وَ یَا مَنْ رِضَاهُ أَوْفَرُ مِنْ سَخَطِهِ
وَ یَا مَنْ تَحَمّدَ إِلَى خَلْقِهِ بِحُسْنِ التّجَاوُزِ
وَ یَا مَنْ عَوّدَ عِبَادَهُ قَبُولَ الْإِنَابَهِ
وَ یَا مَنِ اسْتَصْلَحَ فَاسِدَهُمْ بِالتّوْبَهِ
وَ یَا مَنْ رَضِیَ مِنْ فِعْلِهِمْ بِالْیَسِیرِ
وَ یَا مَنْ ضَمِنَ لَهُمْ إِجَابَهَ الدّعَاءِ
وَ یَا مَنْ وَعَدَهُمْ عَلَى نَفْسِهِ بِتَفَضّلِهِ حُسْنَ الْجَزَاءِ» (دعای دوازدهم)
«اللّهُمّ یَا مُنْتَهَى مَطْلَبِ الْحَاجَات‏
وَ یَا مَنْ عِنْدَهُ نَیْلُ الطّلِبَات‏
وَ یَا مَنْ لَا یَبِیعُ نِعَمَهُ بِالْأَثْمَانِ‏
وَ یَا مَنْ لَا یُکَدّرُ عَطَایَاهُ بِالِامْتِنَانِ‏
وَ یَا مَنْ یُسْتَغْنَى بِهِ وَ لَا یُسْتَغْنَى عَنْهُ‏
وَ یَا مَنْ یُرْغَبُ إِلَیْهِ وَ لَا یُرْغَبُ عَنْهُ‏
وَ یَا مَنْ لَا تُفْنِی خَزَائِنَهُ الْمَسَائِلُ‏
وَ یَا مَنْ لَا تُبَدّلُ حِکْمَتَهُ الْوَسَائِلُ‏
وَ یَا مَنْ لَا تَنْقَطِعُ عَنْهُ حَوَائِجُ الْمُحْتَاجِینَ‏
وَ یَا مَنْ لَا یُعَنّیهِ دُعَاءُ الدّاعِینَ» (دعای سیزدهم)
«یَا مَنْ لَا یَخْفَى عَلَیْهِ أَنْبَاءُ الْمُتَظَلّمِینَ‏
وَ یَا مَنْ لَا یَحْتَاجُ فِی قَصَصِهِمْ إِلَى شَهَادَاتِ الشّاهِدِینَ.
وَ یَا مَنْ قَرُبَتْ نُصْرَتُهُ مِنَ الْمَظْلُومِینَ
وَ یَا مَنْ بَعُدَ عَوْنُهُ عَنِ الظّالِمِینَ‏» (دعای چهاردهم)
«اللّهُمّ یَا مَنْ بِرَحْمَتِهِ یَسْتَغیثُ الْمُذْنِبُونَ‏
وَ یَا مَنْ إِلَى ذِکْرِ إِحْسَانِهِ یَفْزَعُ الْمُضْطَرّونَ‏
وَ یَا مَنْ لِخِیفَتِهِ یَنْتَحِبُ الْخَاطِئُونَ‏
یَا أُنْسَ کُلّ مُسْتَوْحِشٍ غَرِیبٍ
وَ یَا فَرَجَ کُلّ مَکْرُوبٍ کَئِیبٍ
وَ یَا غَوْثَ کُلّ مَخْذُولٍ فَرِیدٍ
وَ یَا عَضُدَ کُلّ مُحْتَاجٍ طَرِیدٍ» (دعای شانزدهم)
اسامی موصولات دارای ابهام هستند، و برای روشن شدن آن ها در زبان عربی جمله ای می آید که صله نام می گیرد؛ این جمله، از اسم موصول رفع ابهام می کند. امام (ع) در این دعا ها و در ندا، از اسم موصول عام، استفاده کرده اند و دلیل آن می تواند اشاره به عظمت پروردگار باشد که در وصفی و در کلمه ای نمی گنجد، بنابر این امام (ع) ترجیح می دهند، خداوند را به این طریق مورد ندا قرار دهند. از سویی دیگر، تکرار دعا با عشق الهی در وجود امام (ع) و اصرار به رحمت الهی تناسب دارد. در این زمینه می توان به روایاتی از ائمه اطهار (ع) اشاره کرد که در مورد خواندن و نیایش پروردگار است؛ «حارث بن مغیره گوید: «شنیدم، حضرت صادق علیه السلام می فرمود: مبادا چون یکی از شما بخواهد چیزی از حاجات دنیا و آخرت مسئلت کند، بدان مبادرت ورزد، تا به ستایش او و صلوات بر پیغمبر (ص)، سخن خود را آغاز کند، و سپس حاجات خود را بخواهد» (کلینی راز
ی، بی تا، ج4: 236). همان گونه که در دعا های منتخب مشهود است، امام (ع)، در ابتدای دعای خویش، از ستایش پروردگار با استفاده از «صله موصول من» استفاده و صفات الهی را بیان می کنند؛ از سویی دیگر صلوات بر پیغمبر نیز، در این دعا ها مکرراً ذکر شده است.
در جایی دیگر از امام صادق (ع) منقول است که: «کسی که صاحب نام (خدا) را پرستد و با صفاتی که خود را به آن ستوده، نام ها را هم، بر آن تطبیق کند و دل بدان محکم کند و در نهان و آشکارش به زبان آورد، این ها اصحاب حقیقی امیر المومنین (ع) – در جایی دیگر: مومنین حقیقی- می باشند» (همان، ج1: 116). همان گونه که امام سجاد (ع) نیز، در دعا ها می فرمایند: «یا فرج، یا غوث، یا انس و…». از سویی دیگر امام (ع)، می خواهند همه مسلمین نیز، جزء مومنین حقیقی و اصحاب امیر المومنین (ع) باشند و این امر عطوفت امام را به وضوح نشان می دهد. بنابر این، با بررسی سبک شناسانه نداها، نگرش امام (ع) نسبت به امور تربیتی مسلمانان، مشخص و بارز می شود. در روایتی دیگر از امام باقر (ع) نقل است که فرمود: «اسم اعظم خدا، هفتاد و سه حرف است، و تنها یک حرف از آن، نزد آصف بود، آصف آن یک حرف را گفت و زمین میان او و تخت بلقیس در هم نوردید تا او تخت را بدست گرفت،….و ما هفتاد و دو حرف از آن اسم اعظم را داریم و یک حرف هم نزد خداست که آن را در علم غیب برای خود مخصوص ساخته است» (همان، ج1: 334). این حدیث، به روشنی علت بیان ندا ها را در ادعیه متخب، با انواع صفات خداوند، بارز می کند و این که تنها از امام معصوم، چنین دعا هایی به همراه ندا های تأثیر گذار، بر می آید.
3-2-2 جملات انشائیه (استفهام):
از دیکر مواردی که در ساختمان جمله ها سبک شناسی می شود، بررسی جملات استفهامیه، است. «استفهام به معنی طلب علم به چیزی است که از قبل معلوم نیست» (هاشمی، 1386: 77). ولی در متن های ادبی از جمله، دعا های صحیفه سجادیه استفهام در معنای حقیقی خود به کار نمی رود؛ بلکه اغراض دیگری را دنبال می کند.
در این دعا ها از انواع حروف و اسماء استفهام، استفاده شده است:
1- وَ الْحَمْدُ لِلّهِ الّذِی أَغْلَقَ عَنّا بَابَ الْحَاجَهِ إِلّا إِلَیْهِ، فَکَیْفَ نُطِیقُ حَمْدَهُ؟ أَمْ مَتَى نُؤَدّی شُکْرَهُ لَا؟ مَتَى؟ (استفهام به معنای نفی: یعنی نمی توانیم حمد و شکر خدای را آن گونه که شایسته است به جای آوریم. این استفهام شنونده را از معنای نفی به استرحام و استعطاف هدایت می کند).
2-«فَإِلَى مَنْ حِینَئِذٍ مُنْقَلَبُنَا عَنْکَ؟ وَ إِلَى أَیْنَ مَذْهَبُنَا عَنْ بَابِکَ؟ سُبْحَانَکَ نَحْنُ الْمُضْطَرّونَ الّذِینَ أَوْجَبْتَ إِجَابَتَهُمْ، وَ أَهْلُ السّوءِ الّذِینَ وَعَدْتَ الْکَشْفَ عَنْهُمْ‏» (این استفهام به این معنا است: که ما از در خانه خدا رو به سمت هیچ دری نمی کنیم و فقط از خدا یاری می گیریم. (تأکید و استرحام و استعطاف)
3-«فَهَلْ یَنْفَعُنِی، یَا إِلَهِی، إِقْرَارِی عِنْدَکَ بِسُوءِ مَا اکْتَسَبْتُ؟ وَ هَلْ یُنْجِینِی مِنْکَ اعْتِرَافِی لَکَ بِقَبِیحِ مَا ارْتَکَبْتُ؟ أَمْ أَوْجَبْتَ لِی فِی مَقَامِی هَذَا سُخْطَک؟ أَمْ لَزِمَنِی فِی وَقْتِ دُعَایَ مَقْتُکَ؟» (دعای دوازدهم). (این استفهام یعنی اقرار من هیچ سودی ندارد زیرا تو خود آگاهی و لیکن به من رحم نمای (ترجی و امید و استرحام).
4-«وَ قُلْتُ سُبْحَانَ رَبّی کَیْفَ یَسْأَلُ مُحْتَاجٌ مُحْتَاجاً؟ وَ أَنّى یَرْغَبُ مُعْدِمٌ إِلَى مُعْدِمٍ‏؟» (دعای سیزدهم). (استفهام برای تأکید کمک خواستن از خداوند می باشد، بعنی تنها کسی که شایسته نیاز آوردن به سوی اوست؛ خداوند است).
5-«فَمَا أَدْرِی، یَا إِلَهِی، أَیّ الْحَالَیْنِ أَحَقّ بِالشّکْرِ لَکَ، وَ أَیّ الْوَقْتَیْنِ أَوْلَى بِالْحَمْدِ لَکَ‏؟
أَ وَقْتُ الصّحّهِ الّتِی هَنّأْتَنِی فِیهَا طَیّبَاتِ رِزْقِکَ، وَ نَشّطْتَنِی بِهَا لِابْتِغَاءِ مَرْضَاتِکَ وَ فَضْلِکَ، وَ قَوّیْتَنِی مَعَهَا عَلَى مَا وَفّقْتَنِی لَهُ مِنْ طَاعَتِکَ‏؟
‏أَمْ وَقْتُ الْعِلّهِ الّتِی مَحّصْتَنِی بِهَا، وَ النّعَمِ الّتِی أَتْحَفْتَنِی بِهَا، تَخْفِیفاً لِمَا ثَقُلَ بِهِ عَلَیّ ظَهْرِی مِنَ الْخَطِیئَاتِ، وَ تَطْهِیراً لِمَا انْغَمَسْتُ فِیهِ مِنَ السّیّئَاتِ، وَ تَنْبِیهاً لِتَنَاوُلِ التّوْبَهِ، وَ تَذْکِیراً لِمَحْوِ الْحَوْبَهِ بِقَدِیمِ النّعْمَهِ؟» (دعای پانزدهم) (استفهام برای تأکید بر این نکته که همه احوال سزاوار شکر است).
6-«هَلْ أَنْتَ، یَا إِلَهِی، رَاحِمٌ مَنْ دَعَاکَ فَأُبْلِغَ فِی الدّعَاءِ؟ أَمْ أَنْتَ غَافِرٌ لِمَنْ بَکَاکَ فَأُسْرِعَ فِی الْبُکَاءِ؟ أَمْ أَنْتَ مُتَجَاوِزٌ عَمّنْ عَفّرَ لَکَ وَجْهَهُ تَذَلّلًا؟ أَمْ أَنْتَ مُغْنٍ مَنْ شَکَا إِلَیْکَ، فَقْرَهُ تَوَکّلًا؟» (دعای شانزدهم).
7-فَمَنْ أَجْهَلُ مِنّی، یَا إِلَهِی، بِرُشْدِهِ؟ وَ مَنْ أَغْفَلُ مِنّی عَنْ حَظّهِ؟ وَ مَنْ أَبْعَدُ مِنّی مِنِ اسْتِصْلَاحِ نَفْسِهِ حِینَ أُنْفِقُ مَا أَجْرَیْتَ عَلَیّ مِنْ رِزْقِکَ فِیمَا نَهَیْتَنِی عَنْهُ مِنْ مَعْصِیَتِکَ؟ وَ مَنْ أَبْعَدُ غَوْراً فِی الْبَاطِلِ، وَ أَشَدّ إِقْدَاماً عَلَى السّوءِ مِنّی حِینَ أَقِفُ بَیْنَ دَعْوَتِکَ وَ دَعْوَهِ الشّیْطَانِ فَأَتّبِعُ دَعْوَتَهُ عَلَى غَیْرِ عَمًى مِنّی فِی مَعْرِفَهٍ بِهِ وَ لَا نِسْیَانٍ مِنْ حِفْظِی لَهُ‏؟ (دعای شانزدهم). «حمل این استفهام
بر حقیقت ممتنع است؛ پس منظور از آن طلبِ ایجابِ رحمت و درخواستِ تحقق آن به صورت سریع می باشد. فاء در جواب استفهام بر سر فعل أبلغ آمده است؛ و أم در این بند منقطع می باشد یعنی : أم هل أنت غافر لمن بکاک..؟» (مدنی شیرازی، ج2: 13). (استرحام).
استفهام در این دعا ها، در معنای اصلی خود، یعنی طلب شیء نامعلوم و ناشناخته به کار نرفته است؛ بلکه بیش تر برای استرحام و استعطاف به کار برده شده اند، که متناسب با روح دعاست.
3-2-3 جمله انشائیه (تعجب):
اسلوب تعجب «ما أفَعَل و أفعِل بِ»، در این دعا ها ویژگی سبکی ایجاد نکرده است؛ تنها موردی که از تعجب می توان ذکر کرد، جمله زیر است.
-«سُبْحَانَکَ مَا أَعْجَبَ مَا أَشْهَدُ بِهِ عَلَى نَفْسِی، وَ أُعَدّدُهُ مِنْ مَکْتُومِ أَمْرِی» (دعای شانزدهم). «پاک و منزهی تو، چه شگفت آور است که من به زیان خود گواهی می دهم و کار های نهان خود را بر می شمارم» (رضایی، 1390: 101).
«این قید مفید تعجب است، تعجب از شدت گستاخی و جسارت بر ساحت مقدس باری تعالی، از آن چه در مورد خود ذکر کرده و سابقاً به آن اعتراف نموده است؛ سپس تعجب بار دیگر تکرار شده است و این بار به

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با کلمات کلیدینااطمینانی، حقوق صاحبان سهام، صاحبان سهام، ارزش شرکت

دیدگاهتان را بنویسید