دانلود پایان نامه

اینکه تنوع خاصى به آیات بخشیده، نکته بلاغى بسیار ظریفى را نیز در خود جای‌داده است . آنجا که “من” علت فعل را بیان کرده است، گویا روى خطاب آیه با فقرا و افراد تنگدست است و بدیهى است که براى افراد بی‌بضاعت‏ حیات خود مهم‌تر از حیات اولادشان است؛ چون خود غذا و پوشاک نداشته‌اند، به کشتن اولاد خودروی آورده‌اند تا شاید با این کار از فقر خود بکاهند؛ ازاین‌رو ابتدا ضمیر حاضر و سپس ضمیر غائب آورده شده است . اما آنجا که علت فعل با مفعول لاجله بیان‌شده، گویا روى خطاب آیه با اغنیا بوده است و بدیهى است که آن‌ها از مخارج خود در تنگنا نبوده‌اند؛ بلکه از ترس فقر احتمالى که در آینده گریبان گیرشان شود، ترس داشتند و ازآنجاکه براى ثروتمند غذا و پوشاک خود فراهم‏ است، تنها روزى اولاد، آنان را بیمناک می‌سازد . گویا روزى اولادشان از روزى خودشان مهم‌تر به نظر آمده است؛ لذا خداوند ابتدا ضمیر غائب و سپس ضمیر حاضر آورده است و الله اعلم.
با اندکى تأمل در آیه شریفه «وجاء رجل من اقصى المدینه یسعى» [قصص /20] و نیز آیه مبارکه «وجاء من اقصى المدینه رجل یسعى» [یس/ 20] به نکته بلاغى آن پى می‌بریم و آن نکته این است که در آیه اول کلام بر سیاق و نهج اصلى خود بکار رفته یعنى فاعل در جاى اصلى خود بلافاصله بعد از فعل و قبل از قید (جار و مجرور) آمده است؛ اما در آیه دوم نظر به اینکه به بدى رفتار اصحاب القریه – که گویا انطاکیه باشد – با آن سه پیامبر بزرگوار اشاره‌شده، قید (جار و مجرور) بر فاعل مقدم گردیده است؛ زیرا این عبارت در ادامه قصه تکذیب کردن اهالى قریه آورده شده است .
بدون شک، گسترش فراوان علوم بلاغى و تألیف و تدوین آثار فراوان در این زمینه و پرداختن جدى به آن، در پرتو درک بهتر کلام‌الله مجید و بیان جنبه‌های اعجاز لفظى و معنوى آن میسر شده است. با نگاهى گذرا به فهرست نام بزرگان پیشین این علم، آشکارا درمی‌یابیم که اکثریت قریب به‌اتفاق آنان، عالم قرآن، مفسر، نحوى و متکلم بوده‌اند و غایت و غرض علم بلاغت را شناساندن هر چه بیشتر و بهتر کلام خدا می‌دانسته و مصداق‌های اعلاى آن را همواره در آیات الهى می‌جسته‌اند. با تکیه‌بر همین اعتقاد به‌سرعت‏ بر دامنه علوم بلاغى افزوده گشته و پس از گذشت چند قرن به علمى مستقل، شگرف، و تمام‌عیار بدل گردیده است.
با توجه به این مقدمه مختصر اگر بلاغت را در زبان عرب به‌تمامی مدیون قرآن بدانیم و بزرگ‌ترین عامل در شکل‌گیری علمى تا بدین حد گسترده را نزول وحى به‌حساب آوریم سخنى به‌گزاف نگفته‌ایم و به‌جرئت می‌توان گفت، اگر قرآن نازل نمی‌شد چه‌بسا که علوم بلاغت و صرف و نحو و بسیارى دیگر از معارف در عرب شکل نمی‌گرفت، همچنان که در فارسى و بسیارى دیگر از زبان‌ها، این امر با این گستردگى واقع نشد. از «معانى القرآن‏» فراء و «مجاز القرآن‏» ابى عبیده که ظاهراً از اولین آثارى هستند که به مباحث‏ بلاغى قرآن توجه کرده‌اند تا «اسرار البلاغه‏» و «دلایل الاعجاز» عبدالقاهر و «کشاف‏» زمخشرى و «نهایه الایجاز» فخر رازى و «بدیع القرآن‏» ابن ابى الاصبع و … همه و همه دلیل روشنى بر این مدعاست. با توجه به مطالب ذکرشده نقش علوم بلاغی تا حدی است که یحیی بن حمزء علوی صاحب کتاب معروف “الطراز” علوم بلاغى را برترین علوم ادبى دانسته و معتقد است، تنها در سایه دستیابى به علوم بلاغى است که تفاوت کلام خالق و مخلوق شناخته می‌شود. او علم بیان را از مهم‌ترین علوم بلاغى می‌شمارد و آن را جنود علوم ادبى می‌داند. (علوی یمنی، 1332 ، 17: 2)

4ـ4 حسن مطلع و ختام سوره‌ها
یکی از مباحثی که منشأ آن بلاغت قرآن است را می‌توان به انسجام معنایی آیات آغازین و پایانی سوره‌ها نسبت داد که در این نوع بلاغی آیات نخستین یک سوره ازنظر وزن، آهنگ و موسیقی و .. با آیاتی که در انتهای آن سوره هستند برابری می‌کنند؛ درواقع یکی از نکات بلاغی در قصه‌پردازی‌های قرآن، اهتمام به صحنه اصلی و برجسته ساختن حلقه‌ای خاص از داستان است که باهدف هدایتی قرآن تناسب بیشتری دارد. ازاین‌رو گاهی پس از بیان نهایت و عاقبت قصه، به شرح تفصیلی آن از ابتدا می‌پردازد.
در پایان سوره‌ها، مفهوم یا مضمونی که در آغاز گفتمان آمده، در پایان دوباره تکرار می‌شود. این تکرار، مفهوم یا مضمون موردنظر را تأکید دوچندان می‌کند. وانگهی، در اختتام مطالبی که میان آغاز و انتها آمده، نوعی وحدت موضوعی در پی می‌آورد. نمازهای واجب اولین و مهم‌ترین آداب و مناسک اسلامی است. قرآن بیش از یک‌بار شگرد اختتام را به خدمت می‌گیرد تا بر اهمیت این ادب اسلامی تأکید کند. سوره مؤمنون آیه‌های 1-9، با این واژگان آغاز می‌شود: (قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ﴾ (1) ( الَّذینَ هُمْ فی‏ صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ﴾ (2) این آیات پس از ذکر شماری دیگر از صفات مؤمنان، با این واژگان به پایان می‌آید: (وَ الَّذینَ هُمْ عَلى‏ صَلَواتِهِمْ یُحافِظُونَ﴾ (9)
در سوره مبارکه حج نیز چنین انسجام و هماهنگی میان آیات آغازین و پایانی این سوره وجود دارد که به شرح زیر هستند: در ابتدا به بحث مهم تقوی و برپایی قیامت، انذار تبعیت کنندگان شیطان، آوردن استدلال جهت برطرف شدن تردید نسبت به معاد، مجازات مشرکان و پاداش مؤمنان در دنیا و آخرت، پرداخته‌شده است. سپس این موضوعات به شرح زیر با آیات پایانی منسجم شده‌اند که اگر از آخرین آیه یعنی آیه 78به‌صورت معکوس قرائت شود دقیقاً شکل تأکید کننده‌ای از مباحث آیات نخستین این س
وره مبارکه هستند: به‌این‌ترتیب عواملی که باعث به وجود آمدن تقوی در فرد می‌شود مانند عواملی چون: ایمان، نماز، زکات تمسک به خداوند و…، برپایی قیامت و اینکه بازگشت همه کارها به سمت خداوند است، انذار مریدان شیطان، و همچنین اشکال مجازات مشرکان و پاداش مؤمنان مجدداً در آیات آخرین این سوره تأکید شده‌اند.

4ـ5 تصویر آفرینی در قرآن
سزاوارترین دانش‌ها به یادگیری و نگهداری، پس از دانش خداشناسی، علم فصاحت و بلاغت است که بدان، اعجاز کتاب الهی شناخته می‌شود. ( عسکری، 1401: 7) زمخشری دانشمند معروف علوم بلاغی نیز بر این باور است که شناخت علم معانی و بیان برای درک معجزه پیامبر و آگاهی از لطائف آن، ضرورت دارد. (کشاف، ج1: 3)
تخیل شیوه خاصی در ساخت تأثیرگذار معانی و اندیشه‌ها است. این اندیشه‌ها برداشت علمای بلاغت و ناقدان را نسبت به رابطه بین لفظ و معنا عمق بخشیده است و زمینه‌ساز فلسفی این ایده گشت که معنای واحد را می‌توان بهروش‌های متعدد و باارزش‌های متفاوت با توجه به ساخت آن ادا کرد.(جابر عصفور، 1974: 384)
بنابراین بکار گیری صور خیالی چون تشبیه، استعاره، مجاز، کنایه و… بهره‌گیری از زیبایی‌های هنری و تصاویر خیالی و دل‌انگیز است که برای بیان اندیشه‌ها، عقاید و راهکار از آن‌ها استفاده می‌شود تا تأثیر کلام بر شنونده و یا خواننده چند برابر شود. بنابراین قرآن به‌عنوان معجزه الهی از این شیوه ادبی به‌درستی و بهترین وجه ممکن بهره گرفته است. به‌نحوی‌که با به‌کارگیری دقیق و ظریف تشبیهات و استعارات و کنایات و دیگر صنایع ادبی در تعبیر از افکار و اندیشه‌های الهی ـ اسلامی در اوج خود می‌درخشد؛ در حقیقت تصویر آفرینی قرآنی، تجسم سازی تفکر اسلامی است و این شکل حقیقی تصویر آفرینی است که برای رشد انسان وزندگی او بر مبنای تعالیم دینی به‌کاربرده می‌شوند. می‌توان وظایف تصویرسازی هنری را به دو وظیفه کلی تقسیم کرد اول وظایف قریب (نزدیک) و دوم وظایف بعید (دور) است. منظور از وظایف قریب: تصویرسازی مفاهیم ذهنی و باطنی، ضرب‌المثل‌ها، طبیعت، حوادث واقعی و داستان‌های گذشته و نمونه‌های انسانی و مشاهد قیامت است. اما مراد از وظایف بعید: وظیفه هنری، دینی، انفسی و عقلی است. بدین ترتیب وظیفه تصویر آفرینی در قرآن به تصویر کشیدن محسوسات برای تصویر آفرینی محض نیست بلکه به دنبال تحقق اهداف دینی از طریق به تصویر کشاندن محسوسات است. پس وظایف تصویر آفرینی بعید از پشت وظایف قریب آن خود را برای ما نشان می‌دهند. هرچند که این وظایف چنان در هم ادغام و مختلط شده‌اند که جدا کردنشان امری سخت و پیچیده است.(احمد الراغب، 2001م: 69)
لازم به ذکر است که از عاطفه و احساسی که تصویر آفرینی می‌تواند به کلام ببخشد، نباید غافل شد. زیرا بدون عاطفه و احساس کلام خشک و سرد است به همین دلیل دکتر محمد زکی العشماوی عاطفه را در تصویر آفرینی، همه‌چیز می‌داند، و می‌گوید: «تصویرسازی بدون عاطفه هیچی نیست» (همان، ص: 50). غالباً تصویرپردازی‌ها در قرآن و استفاده از تشبیه، مجاز و کنایه سدیگر جلوه‌های ادبی به خاطر بیان از پشیمانی، حسرت، اندوه، ترساندن، روی گرداندن و بخش دین ومعانیی از این قبیل است و در آیه 1ـ2این سوره خداوند باری‌تعالی به‌صورت کنایه‌آمیز ترس مردم از صحنه برپایی قیامت را به تصویر کشیده است به‌گونه‌ای که به‌جای ترسیدن مردم از واژه “ذهول” استفاده کرده بدین ترتیب که انسان‌ها در آن روز از روی عمد مهم‌ترین و باارزش‌ترین متعلقات خود را فراموش می‌کنند و یا اینکه خود را به فراموشی می‌زنند و اوج این وحشت در به کار بردن واژه‌های مرضع و حامل است که بیان می‌کند این نسیان و فراموشی توسط مادران نیز صورت می‌گیرد مادرانی که اسوه گذشت و فداکاری برای فرزندان خود هستند اما در هنگام وقوع زلزله قیامت، ترس مردم به حدی می‌رسد که قدرت کنترل نفس وحواس آن‌ها از بین می‌رود و نمی‌توانند بر ترس خود غلبه کنند بنابراین “ذهول الناس” کنایه از ترس شدید مردم از منظره قیامت است و بیان واژه‌های چون “مرضع وحامل” شدت این ترس را به منتهی خود می‌رساند. و شدت حادثه به‌اندازه‌ای است که افراد آگاهی و هوش خود را از دست می‌دهند و هر کس تنها به فکر نجات خویشتن است. همان‌طور که ملاحظه کردیم این نوع ادبی به بهترین شکل توانسته است تصویری از صحنه‌ی برپایی قیامت و ترس و عاطفه مردم نشان دهد. بنا بر آنچه بیان گردید در ادامه بحث به عناصر تصویرساز سوره حج که شامل(تشبیه، استعاره، مجاز و..) است پرداخته می شود.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   مقاله درموردامور حسبی، قواعد آمره، حکم نهایی، رأی داور

4ـ5ـ1 تشبیه
با توجه به توضیحات ذکرشده در بخش‌های اعجاز قرآن و بلاغت آن، بدون شک تشبیهات قرآن ازجمله موارد اعجاز آن به‌حساب می‌آیند. در مورد ماهیت تشبیه گفته‌شده است که آن همانند آوردن چیزی با چیز دیگر، یک‌بار در صورت و شکل، و یا درحرکت و عملکرد آن، و یا در رنگ و حالت آن و یا در اصل و طبیعت آن، بنابراین مشبه و مشبه‌به را در یک ذات و ویژگی خاص متحد می‌داند. تشبیه دارای اداتی است ازجمله: کاف، کأنّ، مثل، شبیه و الفاظی شبیه به این ها. تشبیه به واسطه مصدر از این الفاظ بی‌نیاز می‌گردد مانند: خرج خروج القدح، و طلوع النجم و مرق مروق السهم، اما امثال این نوع تشبیهات در قرآن زیاد نیستند و بیشتر آنها مقرون به ادوات تشبیه هستند. (ابن ناقیا، 1987: 35)
مراد از تشبیه در لغت یکی از دو معنی زیر است: اول: المماثله (همانندی)، مانند اینکه بگویی: این چیز به آن چیز شبیه است و مانند او
ست یا نظیر اوست. و بر این اساس در مصباح چنین تعریف‌شده است: الشّبه مِثل حِملِ: «المشابهه و شبّهتُ الشیُء بالشیَء، أقمتُهُ مُقامَه لصِفَهٍ جامعهٍ بینهما و تکون الصفهُ ذاتیّهٌ و معنویّهٌ فالذاتیّه نحو هذا الدرهمُ کهذا الدرهمِ و هذا السوادُ کهذا السواد و المعنویِه نحو زیدٌ کالأسدِ أو کالحمار أی فی شدّته و بَلادَته. و قد یکون مجازاٌ نحو: الغائب کالمعدوم». (الفیومی، 1398، ج 1: 358).
به قول حق تعالی در سوره مبارکه أنعام نیز می‌توان اشاره کرد:
(وَ الزَّیْتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُشْتَبِهاً وَ غَیْرَ مُتَشابِهٍ انْظُرُوا إِلى‏ ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ یَنْعِهِ إِنَّ فِی ذلِکُمْ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ) (99) جایز است که هدف از این تشبیه را همانندی در خلق و به وجود آمدن بدانیم، و متفاوت در طعم و مزه. (الطبری، 1421، ج7: 342) قتاده و دیگران گفته‌اند که: در برگ شبیه به هم‌اند و در شکل به هم نزدیک‌اند اما در میوه ازنظر شکل طعم و طبیعت متفاوت‌اند. (ابن کثیر، 1419، 3: 1338) و معنی دومی که برای تشبیه در نظر گرفته‌شده است را التباس دانند. مانند اینکه


دیدگاهتان را بنویسید