دانلود پایان نامه

در آیات قرآنى فراوان و شایع است. یکى از کارهاى عمده مفسران پیشنهاد کلمه‏ها و جمله‏هاى مقدر به‌جای کلمه‏ها و جمله‏هاى محذوف است. البته پی بردن به جمله مقدر چندان کار دشوارى نیست، اما مى‏توان با تدبر در آیه و توجه به آیات قبل و بعد، به آن دست‌یافت. زبان عربی از معدود زبان‌های دنیا است که دارای غنای زبانی سرشار است ؛ بااین‌وجود به ایجاز و گزیده گویی متمایل و از اطناب و درازگویی روی‌گردان است. ایجاز و گزیده گویی در سخن از فنون بلاغی مهم در رساندن پیام و موضع موردنظر گویند است. این اسلوب بیانی از شیوایی و بلاغت سخن به شمار می‌رود. یکی از انواع این اسالیب، حذف است که در آن بخشی از روساخت آیه حذف می‌شود این حذف ممکن است شامل حذف حرف، واژه یا در بخشی بزرگ‌تر، جمله یا جملاتی از آیات باشد. این عنصر اغراض بلاغی گوناگونی را دنبال نموده و در آفرینش زیبایی‌های لفظی و ظرافت‌های معنایی نقش شگرفی، ایفاء می‌کند. قرآن کریم با این شیوه به خواننده امکان مى‏دهد که مطابق با گنجایش ذهن و ظرفیت وجودى و سطح معرفت خود به نتایج مهم و والایى دست پیدا کند. شاید موضوع بطون هفتگانه قرآن که در روایات آمده است، به این مطلب هم ناظر باشد.
عبدالقادر جرجانى استاد بزرگ و صاحب سبک در فنون بلاغت، درباره موضوع حذف در کلام و اهمیت آن چنین گفته است: «این بابى است که شیوه آن دقیق و جایگاه آن لطیف و کار آن شگفت‏آور است و به سحر شباهت دارد، چون تو مى‏بینى که ذکر نکردن فصیح‏تر از ذکر کردن و سکوت سودمندتر از بیان مطلب است و خود را مى‏بینى که با سخن نگفتن گویاتر از حال سخن گفتن هستى و بابیان نکردن، کامل‏ترین بیان راداری. چه‌بسا که حذف در کلام چون گلوبند بر گردن و شیوه نکو گفتن است».(جرجانی، 1954: 105-109) بنابراین از مطالب گفته‌شده اهمیت ویژه حذف به‌خوبی نمایان است، که در ادامه ، به بلاغت حذف در سوره مبارکه حج پرداخته‌شده است: … لِنُبَیِّنَ لَکُم (5). قدرته مفعول به نبین حذف‌شده چراکه اوج قدرت خدا را نمی‌توان در قالب لفظ بیان کرد و اینجاست که هر لفظی برای بیان عظمت و شوکت خداوند ناتوان است یا اگر لفظی باشد بی‌شک انسان از دریافت و فهم کامل آن عاجز است بنابراین حذف‌شده است تا هر کس به‌اندازه قوه ادراکش عظمت خدا را درک کند. چنانچه در آیه‌ی زیر نیز حذف صورت گرفته است: ﴿ ثانِیَ عِطْفِهِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللَّه﴾ (9) مفعول به یضل حذف‌شده است که می‌تواند الناس باشد و یا الآخرین است که به دلیل سیاق جمله حذف‌شده است. با دقت در آیه کریمه‌ی زیر نیز می‌توان به ظرافت استعمال این صنعت پی برد: ﴿ أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ وَ کَثِیرٌ مِنَ النَّاسِ وَ کَثِیرٌ حَقَّ عَلَیْهِ الْعَذابُ وَ مَنْ یُهِنِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُکْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ ما یَشاءُ ﴾ (18) در این آیه دو محذوف وجود دارد یکی حذف « حقّ له الثواب» که خبر برای «کثیر من النّاس» محسوب می‌شود. (کاشانی، 1423، ج4: 378) و این خبر به قرینه «حقّ علیه العذاب» و پرهیز از تکرار الفاظ حذف‌شده است. اما حذف دوم، حذف ضمیر “ها” است، که به‌مانند آیه‌های (15و16) در تقدیر است و به دلیل مشخص بودن محذوف و حفظ موسیقی کناری(رعایت آهنگ و فاصله) حذف‌شده است. چنانچه در آیات زیر نیز شاهد مواردی این‌چنینی هستیم: ﴿ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ﴾ (64) «له» به‌عنوان خبر مقدم مبتدای «ما فی الأرض» به خاطر قابل‌فهم بودن و پرهیز از تکرار آن حذف‌شده است و به دلیل نزدیک کردن مخارج حرف به هم، ریتم موسیقی درونی را سرعت بخشیده است.
﴿ إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ الَّذِی جَعَلْناهُ لِلنَّاسِ سَواءً الْعاکِفُ فِیهِ وَ الْبادِ وَ مَنْ یُرِدْ فِیهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذابٍ أَلِیمٍ﴾ (25) حذف «معذبون» به عنوان خبر إنّ که به خاطر دلالت قراین حذف‌شده است. (همان: 383)
﴿ وَ إِذْ بَوَّأْنا لِإِبْراهِیمَ مَکانَ الْبَیْتِ أَنْ لا تُشْرِکْ بِی شَیْئاً وَ طَهِّرْ بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَ الْقائِمِینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ﴾ (26) حذف این آیه بدین شکل است؛ « لاتشرک بی (فی العباده) شیئاً»؛ درواقع فی العباده که جار ومجرور و متعلق به لاتشرک است؛ به دلیل دلالت سیاق جمله بر آن، حذف‌شده است.
﴿ وَ لَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ﴾ (40) مفعول به «ینصر» محذوف است و تقدیر آن را «دینه أو اولیاءه» می توان در نظر گرفت. (همان: 398) درواقع انسان را مختار گذاشته است که هر کس به هر نحوی که می‌تواند به دین خدا کمک کند. یکی با ترویج آن دیگری با عمل به دستورات و رهنمودهای آن و …. به ابقاء و اجرای دستورات دین الهی کمک کنند. و به‌واسطه این حذف از اطناب پرهیز شده است.
﴿هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فِی رَبِّهِمْ فَالَّذِینَ کَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِیابٌ مِنْ نارٍ یُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَمِیمُ﴾ (19) … ﴿ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیراً وَ لَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ ﴾ (40) در آیه نخست (أمر) بدین‌صورت: اختصموا فی (أمر) ربّهم .
… ، در تقدیر است، و در آیه دوم موصوف کثیراً (ذکراً) محذوف است. این دو حذف به خاطر دلالت سیاق جمله بر آن‌ها صورت گرفته‌اند، تا از اطناب جمله پرهیز شود. چنانچه مشاهده گردید این عنصر از بسامد بسیار بالایی برخوردار است که در راستای اهدافی چون تأکید و تفخیم و رعایت فاصله و ایجاد آهنگ برخاسته از سجع، از آن استفاده‌شده است.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه ارشد درموردسازمان ملل، عدم تقارن

3ـ3ـ3 احتباک
یکی از انواع باارزش حذف در زبان عربی که دانشمندان و مفسران کمتر به آن توجه نشان دادند احتباک است. حذف یکی از ابواب دقیق و لطیفی است که مباحث آن از علم نحو به بلاغت منتقل شد. زیرا دقت و زیبایی خاصی در آن است. همان‌طور که علمای نحو از حذف مسند و مسندالیه صحبت می‌کنند. علمای بلاغت از سر زیبایی این حذف و شرایطی که مجوز این حذف را به وجود آورده‌اند، صحبت می‌کند. حذف از عناصری است که زبان را زینت می‌دهد و باعث تقویت آن می‌شود و زیبایی معنی را افزون می‌کند. به خاطر همین هم عبدالقادر جرجانی دراین‌باره گفته است: «هیچ اسم و فعلی را پیدا نمی‌کنی که حذف در آن صورت گرفته باشد مگر اینکه جایگزینی داشته باشد، و حذف در حالتی که شایستگی حذف شدن را داشته باشد، حذف آن بهتر از ذکر کردنش است. بنابراین اضمار آن در جمله شایسته‌تر و بهتر از بیان شدنش است». (جرجانی، 1995: 117) یکی از مظاهر بلاغت زبان عربی و سری از اسرار زیبایی آن، حذف است. اگر ذکر در کلام اصل باشد پس راز زیبایی جایگاه آن جزء با حذف مشخص نمی‌شود. پس به همین دلیل جرجانی را می‌بینیم که در رابطه با حذف در کلام چنین می‌گوید: «این«حذف» روشی است بسیار دقیق، اصیل و پر نکته، با کاربردی عجیب، همانند سحر و جادو، بنابراین تو ذکر نکردن را فصیح‌تر از ذکر می‌یابی پس سکوت در برابر بیان مطلبی پرفایده‌تر از بیان است. و اگر آن مطلب بیان نشود کلام ناطق‌تر و بهتر است. (همان: 112)
احتباک به انواع مختلفی تقسیم می‌شود: احتباک ضدی: که به معنای حذف از قسمت اول جمله به خاطر دلالت ضد آن در قسمت دوم، و حذف از قسمت دوم کلام به خاطر دلالت قسمت اول بر ضد آن محذوف است. احتباک متشابه: آن است که در قسمت اول جمله، محذوفی وجود دارد که متشابه آن در قسمت دوم بر آن محذوف دلالت می‌کند و همچنین در قسمت دوم نیز مدلول محذوف که متشابه آن در قسمت اول کلام است، وجود دارد. احتباک متناظر: آن است که در قسمت اول جمله، محذوفی وجود دارد که نظیر آن در قسمت دوم کلام، بر حذف شدن آن دلالت می‌کند و چنین حذفی در قسمت دوم نیز وجود دارد که در قسمت اول جمله به این حذف اشاره می‌شود. تفاوت احتباک متشابه و متناظر در این است که در احتباک متشابه ، تشابه بین الفاظ محذوف و مدلول آن‌ها ازنظر لفظ و معنی کلی است اما در متناظر این تشابه و همانندی جزئی است. در نوع دیگر احتباک، احتباک منفی مثبت: است، مانند دیگر انواع مذکور احتباک است، با این تفاوت که دلالت‌کننده آن چیزی است که بر منفی محذوف یا نفی‌کننده محذوف، دلالت می‌کند. اما آخرین نوع احتباک، احتباک مشترک: است که دربردارنده خصوصیت تمام احتباکات مذکور است. (اسعد احمد، 2004: 13-14) می‌توان انواع مختلف احتباک را در چارچوب نمودار زیر بیان کرد:
مذکور + محذوف مذکور + محذوف
(1) (2) (2) (1)
(مثبت) (ضدی) (ضدی) (منفی)
(یسمعون) (الاحیاء) (الأموات) (لا یسمعون)
یا:
مذکور + محذوف مذکور + محذوف
(1) (2) (2) (1)
(متشابه) (ضدی) (ضدی) (متشابه)
(النبات) (وافیاً حسناً) (نکدا) (النبات)
یا:
مذکور + محذوف مذکور + محذوف
(1) (2) (2) (1)
(متشابه) (متناظر) (متناظر) (متشابه)
(علیه) (صلاهً) (تسلیماً) (علیه) (همان، ص: 16).
با توجه به توضیحات ذکر شده به بررسی این صنعت ادبی در سوره مبارکه حج پرداخته خواهد شد: در آیه 56و 57 این سوره مبارکه احتباک ضدی و متشابه وجود دارد به این معنی که در 56 حذفی صورت گرفته است که ضد آن در آیه 57 بر این محذوف دلالت می‌کند و همچنین در آیه 57 محذوفی جود دارد که مدلول آن در آیه 56 وجود دارد. احتباک متشابه نیز همان‌طور که ذکر شد آن است که مدلول در آیه دوم بر متشابه محذوف خود در آیه اول دلالت می‌کند و همچنین مدلول در آیه اول دلالت بر محذوف متشابه خود در آیه دوم می‌کند. در راستای بیان این صنعت بلاغی، ابتدا به ذکر محذوفات دو آیه مذکور پرداخت می‌شود و سپس احتباک ضدی و درنهایت احتباک متشابه بیان خواهد شد:
﴿……فَالَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ (56) وَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا فَأُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ﴾ (57) جملات محذوف تقدیرشان به شکل زیر است:
﴿……فَالَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ (1) ( وصدّقوا بآیاتنا) (2) (فأولئک لهم أمانٌ مُعزّ) (3) فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ (4) (56). وَ الَّذِینَ کَفَرُوا (و عملوا السیئات) (1) وَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا (2) فَأُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ (3) (فی جهیم المذّل) (4) ﴾ (57)
احتباک ضدی:
﴿……فَالَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ (1) (و صدّقوا بآیاتنا) (2) (فأولئک لهم أمان معزّ) (3) فِی ج
َنَّاتِ النَّعِیمِ (4) (56). وَ الَّذِینَ کَفَرُوا (و عملوا السیئات) (1) وَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا (2) فَأُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ (3) (فی جهیم المذّل) (4) ﴾ (57)

احتباک متشابه:
﴿……فَالَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ (1) (و صدّقوا بآیاتنا) (2) (فأولئک لهم أمان معزّ) (3) فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ (4) (56). وَ الَّذِینَ کَفَرُوا (و عملوا السیئات) (1) وَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا (2) فَأُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ (3) (فی جهیم المذّل) (4) ﴾ (57)

3ـ3ـ4 اسلوب قصر
«قصر، در لغت‏ به معنى حبس، و در اصطلاح

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید