دانلود پایان نامه

نثر صورت می‌گیرد، درواقع این تکرار در کلمه‌های یک مصراع یا بیت و یا یک متن، به‌گونه‌ای باید باشد که آفریننده موسیقی درونی باشد و بر تأثیر شعر و یا نثر بیفزاید. موسیقی برخاسته از واج‌آرایی صامت‌ها عموماً محسوس‌تر از موسیقی است که از واج‌آرایی مصوت‌ها ایجاد می‌شود. بااین‌حال مصوت‌ها نیز تأثیر خاصی در واج‌آرایی داشته‌اند. هر تکرار واجی را نمی‌توان در ذیل این آرایه‌ی ادبی جای داد؛ زیرا تأمل در موسیقی درونی حاصل از تکرار واج‌ها مؤید استعمال چنین آرایه‌ی است. (شیرازی، 1375: 46) بنا بر آنچه بیان شد واج‌آرایی به دو قسمت کوچک‌تر تقسیم می‌گردد: واج‌آرایی در صامت‌ها و واج‌آرایی در مصوت‌ها که به ترتیب به این دو نوع بدیعی در سوره مبارکه حج پرداخته می‌شود. بدین منظور، ابتدا به موسیقی درونی‌ای که از طریق تکرار صامت‌ها ایجادشده است را موردبررسی قرار می‌دهیم، مانند آوایی که در آیه 2 این سوره با تکرار صامت‌های «ت» و «ض» و «ک» برای بیان اوج سختی و شدت به کار گرفته ‌شده است:
( یَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ کُلُّ مُرْضِعَهٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ کُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها وَ تَرَى النَّاسَ سُکارى‏ وَ ما هُمْ بِسُکارى‏ وَ لکِنَّ عَذابَ اللَّهِ شَدِیدٌ) (2) در این آیه برای بیان سختی‌های روز برپایی قیامت که بدون شک روزی بی‌نهایت دشوار برای جهانیان است از تکرار صامت‌هایی استفاده‌شده است که بر شدت و عدم رخوت دلالت دارند؛ صامت‌هایی چون «تاء» و «ضاء» و «کاف» که از موارد شدت به‌حساب می‌آیند و برای بیان اندیشه این آیه به خدمت گرفته‌شده‌اند. که این کلمات با قرار گرفتن در کنار حرف‌هایی چون «لام و ذال» از تناسب بالایی برای تذکر به انسان‌ها و تأکید بر برپایی قیامت برخوردار است. همچنین در آیه 5 میان لفظ و معنا تناسب بسیار زیبایی وجود دارد، (اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ) (5) بدین معنا که حرف «تاء» که در بر انفجار و شدت دلالت دارد در این آیه 5مرتبه تکرار شده است و تناسب آن با حرف‌های «جیم و باء» که این دو نیز بر شدت دلالت دارند به‌خوبی با محتوای این آیه که سردرآوردن گیاهان از زیرخاک است تناسب لفظی و معنایی برقرار کرده است. این نوع خاص تکرار در آیه 37 نیز وجود دارد: لَنْ (یَنالَ اللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها وَ لکِنْ یَنالُهُ التَّقْوى‏ مِنْکُم) (37) بدین‌صورت که تکرار صامت‌های چون «لام و الف و نون» دلالت بر رخوت و توسّط دارند. و این بامعنای کلام که لطف و رحمت خداوند نسبت به فقراء است(زیرا تمام قربانی‌ها در راستای اطعام فقراء و نیازمندان صورت می‌گیرد)، کاملاً متناسب و هماهنگ است. اما در رابطه با تکرار مصوت‌ها قبل از بررسی موارد تکرار آن‌ها در سوره مبارکه حج، لازم به ذکراست بدانیم که عامل اساسی ایجاد تناسب و تناسب میان کلمات در داخل یک بافت و سیاق، حرکات و سکناتی است که عارض آن‌ها می‌شود و این حرکات است که موجب [ایجاد] هر نوع هماهنگی و انسجام میان کلمات و معنای آن‌هاست و میان کلمات و حالات روحی شنوندگان و مخاطبان یک خطاب می‌شود؛ و به خاطر وجود چنین هماهنگی و انسجام در یک‌کلام بلیغ است که روح بلاغت در متن بروز پیدا می‌کند. (الرافعی، لاتا، 221) امام موارد تکرار مصوت‌ها(الف، واو، یاء) در سوره‌ی مبارکه حج می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
(وَ أَنَّ السَّاعَهَ آتِیَهٌ لا رَیْبَ فِیها) (7) در این آیه با تکرار مصوت «الف» مد، بر پیام آیه که برپایی قیامت است تأکید شده است و به این رستاخیز جنبه‌ی تفخیم و تعظیم بخشیده است و درواقع با به‌کارگیری این حرف و کثرت آن، علاوه بر خلق موسیقی منحصر به نغمه‌ی حروف به بزرگ کردن صحنه‌های آن روز نیز دلالت کرده است. در آیه زیر نیز این کاربرد وجود دارد: (ثانِیَ عِطْفِهِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ لَهُ فِی الدُّنْیا خِزْیٌ وَ نُذِیقُهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ عَذابَ الْحَرِیقِ) (9) درواقع با به‌کارگیری مصوت «یاء» که در این آیه «10» مرتبه تکرار شده است، تناسب دقیق و زیبایی را میان لفظ و معنا ایجاد کرده است بدین‌صورت که انسان مغرور و متکبری که دیگران را از دین خدا گمراه می‌کند به‌واسطه‌ی این دو خصیصه(غرور و گمراه‌کنندگی) عذابی بی‌نهایت دشوار را در آخرت برای خود مهیا می‌کند که تفخیم این عذاب الهی علاوه بر معنا و محتوای کلمات، از حروف این آیه نیز استنباط می‌گردد و حدود این عذاب را چند برابر نشان میدهد. ناگفته نماند که قرار گرفتن دو حرف«قاف» و «ضاد» که ازجمله حرف شدت محسوب می‌شوند نیز تأکید دوچندانی بر این عذاب و مجازات است. در آیه 66 نیز مصوت «یاء» با کثرت دارد: (وَ هُوَ الَّذِی أَحْیاکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یُحْیِیکُمْ إِنَّ الْإِنْسانَ لَکَفُورٌ) (66) این تکرار درواقع به‌صورت غیرمستقیم بر قدرت خالق بی‌همتا اشاره دارد که علاوه بر تولد و مرگ انسان‌ها که در ید توانای خداوند است بر معاد و رستاخیز که این امر نیز در مشیئت الهی نهفته است، تأکید دارد و این امور را تفخیم می‌بخشد بدین نحو که شنونده به این درک برسد که غیر از او کسی قادر بدان‌ها نیست. بنابراین و با توجه به آنچه بیان گردید خداوند رحمان با تکرار حروف«صامت و مصوت» ضمن خلق موسیقی مؤثر در درک بشریت، تناسب بین الفاظ و معانی را نیز در بالاترین سطح موردنظر قرار داده است.

3ـ 2ـ2ـ2ـ 1ـ2 تکرار حروف معانی
همان‌طور که بیان گردید تکرار ازجمله مؤلفه‌
های موسیقی درونی یک متن است. و دارای انواع مختلف، یکی از انواع تکرار که در این سوره از بسامد نسبتاً قابل‌توجهی برخوردار است، تکرار حرف است و بدین دلیل در سبک و موسیقی قرآن بسیار تأثیرگذار بوده است. در ادامه بحث به بررسی این نوع ادبی در سوره حج پرداخته می‌شود. که برای مثال می‌توان به آیه‌ی 5 اشاره کرد: (یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَهٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَهٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَهٍ مُخَلَّقَهٍ وَ غَیْرِ مُخَلَّقَهٍ لِنُبَیِّنَ لَکُمْ وَ نُقِرُّ فِی الْأَرْحامِ ما نَشاءُ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلاً) (5) در این آیه خداوند متعال با تکرار حرف عطف «ثمّ» اشاره ی زیبایی به مراحل تدریجی خلقت انسان داشته است و این تکرار ضمن ایجاد موسیقی درون متنی گریز بی‌نظیری به مقصود واقعی آیه که بیان اندیشه‌ی خلقت و نظام آفرینش بشر است، دارد. همچنین در آیه‌ی 8 نیز این اسلوب تکرار را شاهد هستیم: (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یُجادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ لا هُدىً وَ لا کِتابٍ مُنِیر)ٍ (8) چنانچه در این آیه مشاهد می‌شود حرف نفی«لا» بدون اینکه نیاز به تکرار آن باشد تکرار شده است و این تکرار در راستای اهدافی چون ایجاد موسیقی درونی و تثبیت گمراهی افرادی است که در مسائل الهی بدون علم و آگاهی ابراز نظر می‌کنند و درواقع این ضلالت و نادانی را در قالبی از موسیقی و تکرر الفاظ به مرحله ظهور می‌رساند. همچنین در آیه‌ی زیر نیز این تکرار وجود دارد: (ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِیُّ الْکَبِیرُ) (62) در این آیه با تکرار حرف «أنّ» ضمن ایجاد موسیقی درونی و ایقاع داخلی بر تقویت و تحکیم محتوای آیه نیز تأکید شده است.
3ـ 2ـ2ـ2ـ1ـ3 تکرار کلمه
تکرار کلمه نیز ازجمله جنبه‌های هنری و موسیقایی یک اثر است که شاعر آگاهانه از آن بهره می‌گیرد و می‌توان آن را از جنبه‌های مختلف بیانی و بدیعی بررسی کرد. تکرار از دیدگاه بدیعی، می‌تواند آرایه‌هایی همچون«ردالصدر علی العجز» و «تشابه الاطراف» را پدید آورد و از دیدگاه علم معانی، انگیزه اصلی تکرار را می‌توان تأکید دانست. ضمن اینکه اساسی‌ترین ویژگی تکرار را باید در گسترش و افزایش موسیقی شعر و یا نثر جست‌وجو کرد. این تکرار و درنتیجه موسیقی حاصل از آن نیز به‌طور چشمگیری در سوره‌ی مبارکه حج به کار گرفته‌شده است که در ادامه بحث به مواردی از آن‌ها پرداخته می‌شود:
﴿یَدْعُوا لَمَنْ ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِهِ لَبِئْسَ الْمَوْلى‏ وَ لَبِئْسَ الْعَشِیر)ُ (13) در این آیه کلمه «بئس» دو بار تکرار شده و باعث ایجاد ایقاع درونی شده است. این موسیقی علاوه بر ریتمی که به متن داده است باعث تأکید بر عدم شریک گرفتن برای خدا شده است. و همچنین در آیه 61 نیز چنین تکراری وجود دارد: ﴿ ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهارِ وَ یُولِجُ النَّهارَ فِی اللَّیْلِ وَ أَنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ) (61) در این آیه خداوند تبارک تعالی، با تکرار دو کلمه«اللیل» و «النهار» علاوه بر خلق موسیقی درونی اسباب خلق موسیقی معنوی به‌وسیله طباق را نیز فراهم آورده است و از این فنون هنری در راستای الهام بخشی اندیشه خود بهره گرفته است و این تکرار، گردش ایام به‌وسیله خدا مورد تایید قرار داده است. زیبایی و لطافت این اسلوب را در آیه‌ی زیر نیز می‌توان دریافت کرد: ﴿ ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِیُّ الْکَبِیرُ﴾ (62) در این آیه با تکرار اسم اعظم«الله» که دارای آوایی کشیده نیز است ضمن ایجاد موسیقی و استلذاذ از نام مبارک الله، بر حقانیت مطلق خداوند تأکید شده است.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با کلمات کلیدیof، observations:، Instrument، dependent

3ـ2ـ2ـ2ـ1ـ4 تکرار جمله
همان‌طور که در باب تکرار بیان شد این صنعت بلاغی در راستای تعظیم، تفخیم، تنبیه و.. به کار گرفته می‌شود. در سوره مبارکه حج، این نوع از تکرار(تکرار جمله) از بسامد بالایی برخوردار است و این تکرار به نحوی دلیل بر اهمیت موضوعات این سوره‌ی مبارکه دارد، و در ادامه به بررسی این عنصر پر نکته، در این سوره پرداخته می‌شود:
یکی از اسلوب‌هایی که در این سوره به چشم می‌خورد کاربرد منادای نکره مقصوده «یا أَیُّهَا النَّاس» است. مانند آنچه در آغاز آیه‌های 1 و 5 و 73 آورده شده است. درواقع این نوع از منادا مخصوص به آیات مکی است. و در آن افاده‌ی عموم وجود دارد و مخاطبش همه مردم اعم از مرد و زن، بزرگ و کوچک، پیر و جوان است.
﴿وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یُجادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتَّبِعُ کُلَّ شَیْطانٍ مَرِیدٍ﴾ (3)
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یُجادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ لا هُدىً وَ لا کِتابٍ مُنِیرٍ ( 8) تکرار عبارت یا جمله، در دو آیه فوق ـ چنانچه از شماره آیات مشاهده می‌شود ـ با اختلاف ناچیزی تکرار شده‌اند و غرض از تکرار، قبیح و ناپسند شمردن بحث و مجادله کورکورانه در رابطه با خداوند است که این تکرار درواقع تأکیدی بر عدم انجام چنین عملی دارد که شایسته هیچ‌کس نیست که بدون علم و آگاهی در مورد خداوند به‌گزاف گویی بپردازد. این نوع تکرار، در ابعاد بزرگ‌تری در آیه‌های 14و 23 نیز وجود دارد:
﴿إِنَّ اللَّهَ یُدْخِلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا ال
صَّالِحاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ إِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ ما یُرِیدُ﴾ (14)
﴿إِنَّ اللَّهَ یُدْخِلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ یُحَلَّوْنَ فِیها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لُؤْلُؤاً وَ لِباسُهُمْ فِیها حَرِیرٌ﴾ (23) هدف از این تکرار علاوه بر موسیقی که هرکدام از این آیات در خود جمع کرده‌اند(به دلیل تکرار حرف «نون» که از حروف توسّط، و به قولی طنین دل‌انگیزی دارد گویا نمادی از نیروهای خیراست و همچنین کثرت حروفی چون: «حاء» و «عین» و «هاء» که از حروف رخوه محسوب می‌شوند و با لحنی نرم و ملطّف دلالت بر آرامش و رفا بهشتیان دارد)، بر جایگاه ویژه مؤمنان در بهشت، و رفا مثال زدی و غیرقابل‌تصور مؤمنان در آن، تأکید دارد. و اینکه قطعاً هیچ کار خیری در نزد خداوند بی پاداش نمی‌ماند، و خداوند بهترین امکانات را برای بندگان صالح خود در بهشت فراهم کرده است. بنا بر آنچه بیان شد، تکرار این جملات و تراکیب، ضمن اینکه اسباب موسیقی و ایقاع داخلی را باوجود آورده‌اند، باعث تأکید، تفخیم و تعظیم

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید